اینجا میتونی کتاب های مناسب سنت و بر اساس دسته بندی مورد علاقت رو پیدا کنی.

چند سالته؟

بخرید و 800 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

رازی که خیلی راز بود

تولید کننده
پرتقال لوگوی تولید کننده

8 قلم

برای خرید این محصول، می تونید :
1-اینترنتی همین الان سفارش بدی.
2-تلفنی در ساعات اداری سفارش بدی : 17-88996316 (تهران)
3-یه پیامک بفرستی به 09212048692
4-توی تلگرام و واتس آپ به این شماره پیام بدی : 09212048692

ما سریع به هر روشی که راحت باشی سفارش رو می گیریم و برات می فرستیم. بهترین و سریع ترین روش البته سفارش اینترنتیه. همین الان سفارش بده و سریع تحویل بگیر!

9786008347972
باب شی
عطیه الحسینی
رقعی
ترجمه
گروه ب

متن معرفی:

پیشی ژیمناست و پونی بهترین دوستان هم هستند؛ ‌اما با هم فرق‌هایی دارند. پونی نگران است که اگر فرقشان برملا شود، دوستی‌شان به‌هم بخورد؛ غافل از اینکه پیشی قدر دوستی‌شان را می‌داند و پونی را از ته دل دوست دارد؛ حتی بیشتر از ژیمناستیک.
داستانی ظریف درباره‌ی اعتمادبه‌نفس، امیال شخصی و چالش‌های کودکان هنگام ارتباط‌برقرارکردن با یکدیگر. کودک شباهت زیادی بین تصاویر کتاب و نقاشی‌های خودش خواهد دید؛ گرچه همین خطوط ساده احساسات گوناگون شخصیت‌های داستان را به‌خوبی بیان می‌کنند و می‌توانند برای مخاطب خردسال الهام‌بخش باشند. 

________________________________________________________________________________________

 معرفی نویسنده:

باب شی

(چرندهایی طولانی

واقعیت کوتاه

واقعیت بلند)

چرندهایی طولانی

نویسنده­ی مورد علاقه­ی همیشگیتان را تصور کنید. حالا برادر کوچکتر کم استعداد او را تصور کنید. حالا سوپرمن را تصور کنید! حالا یک تاریخ رویایی با هر سه تای اینها را تصور کنید.

باب شی مسئول رختکن در یک رستوران است.

مسئول رختکن ذکر شده بیش از 12 کتاب مصور نوشته است و انگار قصد ندارد به این زودی­ها بس کند.

یکی از کتاب­های او را لین اسمیت تصویرسازی کرده است. حقیقت دارد.

باب کارهایی برای پی­بی­اس کیدز، نیک جونیور و دیزنی پلی هاوس انجام داده است.

آن قسمت از پی­بی­اس کیدز را میشناسید که خوک به اطراف میدود و همه­ی چیزهایی که با حرف "خ" شروع میشود را میخورد؟ آن را باب ساخته است.

باب با ال روکر ملاقات کرد. بله، همان ال روکر معروف!

باب با ایمی سداریس، تونی بنت و دنزل واشینگتون در یک آسانسور بوده است. اگرچه هم زمان نبوده است.

اوه، این را گفتم که من، یعنی باب، فرونزی را ملاقات کردم/کرد؟ بله. همینطور است.

یک بار باب یک پای سیب غول پیکر "پیدا کرد" که هیچ کس آن را نمیدید. او آن را به خانه آورد و همسرش گفت "تو نمیتونی اون پای رو بخوری، اون خیلی بزرگه!"

پس باب گفت "اوه، آره، داری منو به مبارزه می­طلبی؟"

همسرش هم گفت "نه، به مبارزه نمی­طلبم، حالت خیلی بد میشه!"

خوب، داستان را کوتاه کنیم، تقریبا حق با او بود. البته بیشتر درمورد مریض شدن. اما او دیگر هرگز به قدرت پای­خوری باب شک نخواهد کرد. بنابراین فکر کنم باب برنده شد.

باب با کالین، همسر شکاک به "پای"، و پسرش رایان در کانکتیکات زندگی می­کند. باب و همسرش همه چیز را با هم درست میکنند. کتاب، کارت، صفحه نمایش و این بار بچه.

یک نفر در خانواده هست که اعتراف به اشتباه برایش سخت است، نمیگویم کی، اما او کالین است.

این برایتان کافی نبود؟ کمی چیزهای واقعی­تر میخواهید؟

خب، این یک بیوگرافی کوتاه.

باب شی بیش از یک جین کتاب مصور نوشته و تصویرسازی کرده است، از جمله کتاب معروف "دایناسور علیه وقت خواب" و "نقشه­های بزرگ" کتاب مورد علاقه­ی آیین دینی، که توسط لین اسمیت تصویرسازی شده است.

شخصیت­ها و انیمیشن­های او در نیک جونیور، پلی هاوس دیزنی و پی­بی­اس کیدز ظاهر شده­اند.

 باب روزهایش را با نوشتن، نقاشی و "گفت و گو" با ان­پی­آر می­گذراند.

خب این یک بیوگرافی بلند.

باب شی بیش از یک جین کتاب مصور نوشته و تصویرسازی کرده است، از جمله کتاب معروف "دایناسور علیه وقت خواب" و "نقشه­های بزرگ" کتاب مورد علاقه­ی آیین دینی، که توسط لین اسمیت تصویرسازی شده است.

لیتل براون، هایپریون، هارپرکالینز، رندوم هاوس، سایمون و شاستر و دایل، همگی کارهای او را منتشر کرده­اند. آنها هنوز با هم کار میکنند.

باب با کمدی سنترال شروع کرد، در آنجا کارهایی می­ساخت و با آنها پیش میرفت. عالی بود.

شخصیت­ها و انیمیشن­های او در نیک جونیور، پلی هاوس دیزنی و پی­بی­اس کیدز ظاهر شده­اند.

 باب روزهایش را با نوشتن، نقاشی و "گفت و گو" با ان­پی­آر می­گذراند.

او خوش شانس است.

 ________________________________________________________________________________________

چند مطلب منتشر شده در رسانه:

یادداشت منتشر شده درباره کتاب رازی که خیلی راز بود در سایت بارنز اند نوبل

برای سازگاری با دوستانتان تا کجا باید بروید؟ خیانت به خودتان تا کی قابل قبول است؟ اگر خود واقعیتان را نشان دهید، آیا دوستانتان باز هم شما را دوست خواهند داشت؟

در کتاب "رازی که خیلی راز بود" نوشته­ی باب شی، این سوالات برای خوانندگانی از تمام سنین گفته شده است. گربه باله و بهترین دوستش، اسب کوچکی به نام اسپارکلز، سعی دارند تصمیم بگیرند که امروز چه بازی کنند. اسپارکلز چند فعالیت بامزه پیشنهاد میدهد، از جمله اینکه کاردستی درست کنند، چکرز بازی کنند، و لیموناد بفروشند—و هر بار، گربه باله در ابتدا سریع با هر فعالیت موافقت میکند، اما بعد به دلیلی فکر میکند که چرا این­ها ایده­ی خوبی نیستند.

کاردستی خوب نیست چون پریدن با قیچی خطرناک است. چکرز هم ایده­ی بدی است، زیرا ممکن است لگدهایشان به تخته­ی چکرز بخورد! و اگر آنها خیلی سریع بچرخند، ممکن است لیموناد بریزد. اگر تا به حال حدس نزده­اید، فقط یک کار هست که گربه باله امروز میخواهد انجام دهد، و آن این است که باله برقصد. اسپارکلز هم میتواند به راحتی حدس بزند چون می­گوید "ما هر روز داریم باله میرقصیم گربه باله."

گربه باله به اسپارکلز اصرار میکند که برقصند، و او شجاعانه می­پذیرد. بعد میگوید: "بچرخ، اسپارکلز! ما باید بچرخیم!" اما چرخش­های اسپارکلز در بهترین حالت، ضعیف است. وقتی زمان پریدن می­رسد، پرش­های او آنقدر به طرز قابل توجهی مردد است که گربه باله بالاخره متوجه میشود که چیزی اشتباه است. گربه باله که به نظر نگران است از او می­پرسد که آیا مشکلی پیش آمده؟ او میگوید نه. اما گربه باله میداند که او دروغ می­گوید. بازویش را دور شانه­های متزلزل اسپارکلز، اسب کوچک، می­اندازد و میگوید "یه مشکلی پیش اومده. یه بالرین میتونه این چیزا رو بگه." اسپارکلز به گربه باله میگوید که در واقع یک مشکلی وجود دارد، اما "من نمیتونم به تو بگم." او خیلی نگران فاش شدن رازش است، و گربه باله را وادار میکند تا از ته دل قول بدهد که اگر رازش را بگوید، تا ابد رفیق بمانند. گربه باله قول میدهد، و اسپارکلز با دلواپسی رازش را به گربه باله میگوید... او گاهی دوست ندارد باله برقصد. گربه باله در ناباوری به او خیره میشود، یک قدم عقب می­رود و چشمانش را میگیرد.

اسپارکلز با ناامیدی می­گوید "تو باله رو بیش از هر چیزی دوست داری، حالا دیگه نمیخوای با من دوست باشی." وقتی گربه باله به اسپارکلز میگوید که به یک دقیقه زمان احتیاج دارد، بدترین ترس­های او اثبات میشوند. او با ناراحتی میگوید "میدونستم که عصبانی میشی. حالا دیگه نمیخوای با من بازی کنی."

اما نوبت به راز گربه باله می­رسد — رازی که خیلی راز بود— این که یک چیز هست که او بیشتر از باله دوست دارد. او به اسپارکلز فرصت میدهد تا آن را حدس بزند ("بستنی؟ تولدت؟"). وقتی نتوانست، او می­گوید: "تو!"

در صفحه آخر کتاب، گربه باله و اسپارکلز، اسب کوچک، با لیوان­های لیموناد در کنارشان، مینشینند و چکرز بازی میکنند.

"رازی که خیلی راز بود"، با رنگ­های روشن و جالب توجه و خطهای طراحی ساده و دلربا، راهی شیرین و هوشمندانه است تا به کودکان نشان دهد که اشکالی ندارد اگر دوستان با هم متفاوت باشند، و چیزهای متفاوت بخواهند—و اینکه احساسی که به یکدیگر داریم مهم تر از کاری است که با هم انجام میدهیم.

 ________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده در سایت بوک ریویوز درباره کتاب رازی که خیلی راز بود

باب شی (مجموعه­ی "دایناسور علیه...") در "رازی که خیلی راز بود" یک زوج پویا و دوست داشتنی جدید را معرفی میکند.

گربه باله و اسپارکلز، اسب کوچک، همیشه با هم بازی میکنند. ما وقتی با این دو شخصیت شاد آشنا می‌شویم، که آنها دارند درمورد اینکه در این روز خاص چه کار کنند صحبت میکنند. اسپارکلز انواع پیشنهادات را میدهد (کاردستی، بازی چکرز، و بازی فروش لیموناد) اما گربه باله در هر کدام یک ایرادی پیدا میکند.

برای گربه باله، هیچکدام این کارها با علاقه­ی اصلی او که (البته) رقص باله است، متناسب نیست. ("وقتی میچرخیم لیموناد به همه جا میریزد.") وقتی اسپارکلز با اکراه پیشنهاد می­دهد باله برقصند، گربه باله با شادمانی شروع به رقصیدن میکند و توجهی به خستگی و ناامیدی اسپارکلز نمیکند. (اسپارکلز می­گوید "ما هر روز باله میرقصیم، گربه باله")

در نهایت، گربه باله متوجه میشود که چیزی اشتباه است و از اسپارکلز میخواهد تا به او مشکل را بگوید. اسپارکلز میگوید که نمیتواند به او بگوید زیرا "این یک راز است" و "اگر رازم رو به تو بگم، دیگه دوستم نمی­مونی."

پس از آنکه گربه باله به اسپارکلز اطمینان میدهد که هیچ رازی هرگز نمیتواند دوستی آنها را تغییر دهد، او میگوید که گاهی نمیخواهد باله برقصد. گربه باله هم با گفتن راز خودش، جواب میدهد: او اسپارکلز را حتی بیشتر از باله دوست دارد. پایان داستان با بازی چکرز این دو دوست، خوش است.

قلم شی برای خوانندگان تازه کار عالی است؛ کلمات ساده که به اندازه کافی گویای همه چیز هستند، تماما در بالنهای گفت و گو قرار گرفته­اند. خوشبختانه متن ساده­ی پیش رو با تصاویر روشن آن به خوبی سازگار هستند. اینکه شی چقدر احساسات شخصیت­ها (به خصوص خستگی و نا امیدی اسپارکلز) را به طور موثر فقط با چند خط ساده –از متن و هنر– انتقال میدهد، تاثیر گذار است.

هر چند این کتاب در ظاهر ساده است، اما ماهرانه به خوانندگان درس مهمی از زندگی را می­آموزد. "رازی که خیلی راز بود" به ما نشان میدهد که ارتباط صادقانه می­تواند منجر به سازش سالم شود.

 ________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده در سایت پابلیشرز ویکلی درباره کتاب رازی که خیلی راز بود

شی با بهره­گیری از همان سرزندگی به سختی مهار شده و انرژی بصری که مشخصه­ی بسیاری از کارهای قبلی او است، گربه باله را که دامنی از مروارید پوشیده است، معرفی میکند؛ قهرمانی که به همان اندازه که شخصیت­های کتاب "دایناسور و یوزپلنگِ" نویسنده عاشق برنده شدن بودند، عاشق رقصیدن است.

مشکل؟ بهترین دوست گربه باله، اسپارکلز، اسب کوچک، کمی از "رقص باله"­ی هر روزه خسته شده است. مانند "فیل و خوک" مو ویلیامز، این دو شخصیت هم یک زوج کمیک معاصر با قدرتی پایدار هستند؛ شی، اشتیاق گربه باله و عبارات شرمگینانه­ی اسپارکلز را برای هر آنچه که آنها ارزشش را دارند، در نظر می­گیرد.

یک پیش زمینه­ی کاملا متضاد، احساسات قوی در نمایش را بالا برده و خوشبختانه، پس از اینکه اسپارکلز "رازش" را درباره­ی رقصیدن آشکار میکند (گربه باله نگران می­پرسد، "آیا رازت اینه که رقصیدنت خوب نیست؟ این راز بزرگی نیست، اسپارکلز")، این دوستی پایدار می­ماند. سنین 6-8. عامل: استیون مالک، خانه­ی نویسندگان. (می)

  ________________________________________________________________________________________

چند یادداشت مختلف درباره کتاب رازی که خیلی راز بود

گاهی حتی نزدیکترین دوستان هم از ترس رازهایشان را پنهان میکنند. برای گربه باله و اسپارکلز، اسب کوچک، حقیقت وقتی بر ملا شد که متوجه شد رفیق اسبش بی­میل می­رقصد. این موضوع یک علت داشت و اسپارکلز بالاخره به آن اعتراف کرد "من گاهی نمیخوام برقصم!" در عوض اینکه خلالی در دوستیشان ایجاد شود، پذیرش تردید باعث اقرار دوستی از صمیم قلب گربه باله میشود. این کتاب، یک کتاب تصویری شیرین درمورد همدلی و سازش است.

بررسی کتاب نیویورک تایمز- لارا لاتز

با این که ممکن است خوانندگان این کتاب تشابهاتی با "فیل و خوک" [نوشته­ی مو ویلیامز] پیدا کنند، اما خیلی زود متوجه میشوند که آنها به دنیای شی، نویسنده و تصویرگر مجموعه­ی "دایناسور علیه..." وارد شده­اند. علاوه بر سبک منحصر به فرد و آشنای شی، که با خطوط سیاه و سفید ضخیم شبیه به مداد شمعی در صفحاتی با رنگهای روشن به شخصیت­ها ویژگی میدهد، احساس بی­گناهی و سینمایی بیشتر با اقدامات فیزیکی بسیاری وجود دارد... برای کمک به خوانندگان تازه­کار، سرنخ­های بصری بسیاری وجود دارد، اما آنها نیز به احتمال زیاد عاشق این دو دوست شیرین خواهند شد که هیچ چیز را بیشتر از با هم بودن نمیخواهند.

پابلیشرز ویکلی

★ 03/23/2015

شی با بهره­گیری از همان سرزندگی به سختی مهار شده و انرژی بصری که مشخصه­ی بسیاری از کارهای قبلی او است، گربه باله را که دامنی از مروارید پوشیده است، معرفی میکند؛ قهرمانی که به همان اندازه که شخصیت­های کتاب "دایناسور و یوزپلنگِ" نویسنده عاشق برنده شدن بودند، عاشق رقصیدن است.

مشکل؟ بهترین دوست گربه باله، اسپارکلز، اسب کوچک، کمی از "رقص باله"­ی هر روزه خسته شده است. مانند "فیل و خوک" مو ویلیامز، این دو شخصیت هم یک زوج کمیک معاصر با قدرتی پایدار هستند؛ شی، اشتیاق گربه باله و عبارات شرمگینانه­ی اسپارکلز را برای هر آنچه که آنها ارزشش را دارند، در نظر می­گیرد.

یک پیش زمینه­ی کاملا متضاد، احساسات قوی در نمایش را بالا برده و خوشبختانه، پس از اینکه اسپارکلز "رازش" را درباره­ی رقصیدن آشکار میکند (گربه باله نگران می­پرسد، "آیا رازت اینه که رقصیدنت خوب نیست؟ این راز بزرگی نیست، اسپارکلز")، این دوستی پایدار می­ماند. سنین 6-8. عامل: استیون مالک، خانه­ی نویسندگان. (می)

از ناشر

تحسین برای دایناسور علیه مدرسه

. . . مفهوم "برنده شدن" شی در مدرسه به وضوح با اعتماد به نفس، تعيين و گاهی اوقات، کار تیمی در ارتباط است- در واقع یک ایده­ی برنده است." — بررسی کیرکوس

تحسین برای دایناسور علیه لگنچه

*"کلاژهای برجسته­ی شی به اندازه­ی قهرمان پر انرژی او که سرزندگی و دوری لجوجانه­­اش از لگنچه­ی توالت کودک، هم باعث همدلی و هم خنده میشود، جذاب است."— پابلیشرز ویکلی (بررسی ستاره­دار)

تحسین برای بادی و خرگوش­ها در: با غذایتان باز نکنید

. . . هنر دیجیتال و روایت­های طنز شی شکوفا شده­اند. رنگ­های شاد، بافت­های پیش زمینه­ای ظریف، و تصاویر خاص شی، در حین این که هیایویی از حس­های خوب را در میان انبوهی از نگرانی­ها و تشویش یادآور میشوند،نگاه مخاطب را هدایت میکنند، حال آن که گفتگوهای فریادگونه، هیولای بیچاره و خرگوش­های زیرک، تعلیق احمقانه­ای را تشدید میکنند."— پابلیشرز ویکلی

تحسین برای یونیکورن(تک شاخ) فکر میکند خیلی خوب است

* "قصه­­ی هوشمندانه­ی نوشته شده توسط شی، این داستان را چشمگیر میکند، اما در اینجا یک مفهوم هم وجود دارد. آدم­ها همیشه از وضعیتی که دارند راضی نیستند، اما پیام این است که هر کس نقطه­ی قوت ویژه­ای دارد، و با هم بودن اغلب میتواند آنها را بزرگ­تر کند. این داستان در رابطه با کشف دوستی، طرفداران یونیکورن را خوشحال خواهد کرد و شاید طرفداران جدیدی برای بزها خلق کند." — بوک لیست (بررسی ستاره دار)

تحسین برای دایناسور علیه بابانوئل

تصاویر چند رسانه­ای و پر انرژی، دایناسور را در مجموعه­ا­ی از ژاکت­های فوق­العاده­ی کریسمس، مجسم میکند، که یک سوم پایین درخت کریسمس را در تزیینات و چراغ، خفه میکند و از این طریق، بهترین کریسمس را می­سازد. یک "باید" برای بیشتر مجموعه­ها." — اسکول لایبرری ژورنال

اسکول لایبرری ژورنال

★ 05/01/2015

پیش دبستانی تا کلاس دوم — گربه باله و اسپارکلز، اسب کوچک، دوستان خوبی هستند. یک روز وقتی دارند انتخاب میکنند که چه بازی کنند، اسپارکلز کاردستی را انتخاب میکند. گربه باله میگوید "هورا، کاردستی!" تا اینکه فکر دیگری به سرش میزند. او عاشق پریدن و رقصیدن است، و پریدن با قیچی فکر خوبی نیست. بعد، اسپارکلز پیشنهاد چکرز میدهد. گربه باله میگوید "آره! چکرز!" اما بعد به این نتیجه میرسد که ممکن است لگدهای آنها به صفحه ی چکرز بخورد. فروش لیموناد چطور؟ گربه باله میگوید "وقتی می چرخیم، لیموناد می ریزه". به نظر می-رسد فقط یک فعالیت هست که با پریدن و لگد زدن و چرخیدن همراه است. اسپارکلز بی میل پیشنهاد میدهد "ما میتونیم باله برقصیم." مشکل این است که آنها هر روز باله میرقصند و گربه باله توجه نمیکند که اسپارکلز علاقه­ای ندارد. اسپارکلز دلگیر میرقصد. او یک"راز پنهان" دارد. این که او گاهی دوست ندارد باله برقصد. او می‌ترسد که فاش کردن این حقیقت، به این معنا باشد که آنها دیگر بهترین دوست هم نیستند. اما گربه باله هم راز خود را دارد. چیزی هست که او حتی بیشتر از باله دوست دارد: اسپارکلز. در آخرین صفحه، آنها با خوشحالی چکرز بازی میکنند. این کتاب که مناسب خوانندگان جوان است، اثار هنری و کارتونی ساده و با نشاطی دارد که با پیشرفت­های دیجیتالی انجام شده است. سبک امضا و رنگ­های روشن و جالب توجه شی، به جذابیت کتاب می­افزاید. اگر چه متن تا حدودی پیچیده است و گفت و گوها کاملا در بالن­های کلمه قرار گفته­اند، طنز و پیش زمینه­ی دوستی و به اشتراک گذاری، جذابیت را برای خواننده­های تازه­کار فراتر می­برد. کتاب "فیل و خوک!" را هم بخوانید — روکسان برگ، کتابخانه عمومی اورنج کانتری، کالیفرنیا

بررسی کیرکوس

2015-03-03

یک گربه صورتی و یک اسب خال خالی برای داستانی از رازها و رفاقت به یکدیگر می­پیوندند. گربه باله و اسپارکلز می‌خواهند کاری برای انجام دادن پیدا کنند. هر صفحه‌ای که ورق میزنیم، اسپارکلز یک پیشنهاد میدهد که خیلی سریع توسط گربه باله که عاشق رقص است و برای او رقص همه چیز است، رد میشود. کاردستی؟ آنها نمی­توانند با قیچی بپرند. چکرز؟ لگدهایشان به تخته برخورد میکند. فروش لیموناد؟ وقتی بچرخند، میریزد.

وقتی اسپارکلز پیشنهاد میدهد که کاری غیر از چرخیدن انجام بدهند، گربه باله آن را رد میکند و اسپارکلز میفهمد که آنها قرار است باله برقصند. دوباره. اسپارکلز با چشمانی نیمه بسته و تسلیم، با اکراه باله می­رقصد.

او راز دردناکش را میگوید "من گاهی نمیخواهم باله برقصم." شی با بالن­های گفتگو، کارتون­های استادانه، و کلوزآپ­های احساسی، به خوانندگان جوان اجازه می­دهد تا به راحتی تصاویر و متن را رمزگشایی کنند.

هر چند حس و حال زودگذر است، اما واقعیت اینگونه نیست و یکی از دوستان آن را شروع میکند. شی با استفاده از واژه­های آسان برای ایجاد یک موقعیت عادی، پا به دنیای خوانندگان تازه­­کار می­گذارد. ارتباط داستان سرگرم کننده و تصاویر رسا باعث میشود که خوانندگان جدید بارها و بارها از آن لذت ببرند. امیدواریم که گربه باله و اسپارکلز خیلی زود برگردند تا در یادگیری دوستی به خوانندگان تازه­کار کمک کنند. این مجموعه مدت زیادی راز نخواهد ماند. (خوانندگان تازه کار. 4-8 سال)

  ________________________________________________________________________________________

 جستجو:کتاب برای کودک 4 و 5 ساله در ژانر فانتزی-qc2k-کتاب برای نوآموز 6 و 7 ساله در ژانر فانتزی-qc3k



  • برچسب های مرتبط: