اینجا میتونی کتاب های مناسب سنت و بر اساس دسته بندی مورد علاقت رو پیدا کنی.

چند سالته؟

بخرید و 1,900 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

گربه را دیدند

گربه برای خودش می‌گشت
تا اینکه رسید به...

تولید کننده
پرتقال لوگوی تولید کننده

9 قلم

برای خرید این محصول، می تونید :
1-اینترنتی همین الان سفارش بدی.
2-تلفنی در ساعات اداری سفارش بدی : 17-88996316 (تهران)
3-یه پیامک بفرستی به 09212048692
4-توی تلگرام و واتس آپ به این شماره پیام بدی : 09212048692

ما سریع به هر روشی که راحت باشی سفارش رو می گیریم و برات می فرستیم. بهترین و سریع ترین روش البته سفارش اینترنتیه. همین الان سفارش بده و سریع تحویل بگیر!

40
9786008347828
برندن ونتسل
رضی هیرمندی
رقعی
ترجمه
5 تا 7

معرفی کتاب:

______________________________________________________________________________________________________

______________________________________________________________________________________________________

معرفی نویسنده:

برندن ونتسل

گربه را دیدند: مصاحبه­ای با برندن ونتسل

ما همه گربه­­ای را دیدیم! و شما هم باید ببینید!

 

بررسی کتاب کودکان: "گربه را دیدند" اولین کتاب مصور شما به عنوان نویسنده و تصویرگر است. به حراج 8-ناشر رفت. ویراستاری ادعا کرده است که شما "اریک کارل" شگفت­انگیز بعدی هستید. کتابدار بانفوذ، بتسی برد معتقد است که شما برنده­ی جایزه­ی کالدکات 2017 را خلق کرده­اید. عجب! این واکنش استثنایی به کارتان چه احساسی در شما ایجاد می­کند؟

برندن ونتسل: من فوق العاده احساس خوش­شانسی دارم و سپاسگزارم! شنیدن برخی از چیزهای بسیار مهربانانه­ای که مردم درباره کتاب گفته­اند، فراتر از تواضع است. با توجه به اینکه پروژه­ی "گربه را دیدند" چقدر شخصی بود و چثدر از تجارب من در آن دخیل بود، واقعیتی که با خوانندگان طنین انداز است، طوری با معنی است که برای ارتباط مناسب، دشوار است.

با همه­ی آنچه گفته شد، من و همسرم یک شعار داریم که "آن را درباره­ی کار نگه دار." هدف شماره یک همیشه تلاش برای ارتباط ، و سپاسگزاری از فرایند خلاق است — که در منافع جدید جستجو و کاوش کرد یا بهترین تلاشم را برای اینکه هنگام کار با مصالح و ایجاد تصاویر، حاضر و سرزنده و شوخ باشم، بکنم.

همه هیجان ینکه اکنون کتاب به پایان رسیده، فوق العاده و فروتنانه است، اما جالب و غیر ضروری است، و من مطمئنا بهترین نلاشم را برای متمرکز شدن روی اصل قضیه خواهم کرد.

تصاویر در "گربه را دیدند" تقریبا همه قابل تصور ارائه شدند: مدادرنگی، پاستلروغنی، رنگ اکریلیک، آبرنگ، زغال، ماژیک جادویی و مداد شماره 2. از کجا شروع میکنید؟ آیا تصاویر همیشه با یک مداد قدیمی شماره­ 2 خوب شروع میشوند و از آنجا پیشرفت میکنند؟ و اگر چنین است، ابزار بیان بعدی چیست؟

در واقع من با مداد شماره 2 شروع می­کنم! وقتی همه چیز کم در ذهنم شناور می­شود، به سراغ طراحی­ها می­روم، که معمولا به شکلی هستند که هیچ کس جز خودم متوجه انها نمی­شود. به طور معمول من هنر نهایی را با استفاده از مقدار زیادی آبرنگ و کاغذ ایجاد میکنم، که بعد در کامپیوتر ترکیب و ریزه­کاری­ها را در طی مراحل فرایند بعدی انجام می­دهم. با این حال هر زمان که امکانش باشد، دوست دارم از مصالح جدید استفاده کنم، چون مرا برای نمایش بیشتر در حین کار تشویق می­کنند.

اگر این برنامه موفقیت آمیز باشد، می­تواند به تصاویر خودجوشی بیافزاید، که من احساس می­کنم می­تواند حیاتی باشد. خوشبختانه، در حالی که روی "گربه را دیدند" کار می­کردم، فرصت­های بسیاری برای نمایش داشتم، و هر تصویر فرصتی برای کشف نقطه نظر موحودات با مصالح و روشی منحصر به فرد فراهم می­کرد.

و متن! سادگی نثر در کنار آثار هنری کمال خالص است. این داستان چطور آغاز شد؟ اول هنر؟ یک الهام خاص؟

به طور خلاصه کتاب، تلاش من برای درک بهتری از چندین سال تجربه­ای که از سفر و زندگی در خارج با همسرم داشتم، است.

گذران وقت در خارج از آمریکا، امتیازی برای قدمی به دور از فرهنگ فراهم کرد که ما در آن بزرگ شدیم و با فرصت راهی تازه برای دیدن دنیا رو به رو شدیم. این تغییرات در چشم انداز، هر جنبه­ی زندگی روز به روز را غنی میکرد و ما را برای گسترش در روش­های فوق­العاده به چالش کشید. من یک ایده بودم و می­خواستم بیشتر کشف کنم.

یک تاثیر بزرگ دیگر طراحی و نقاشی با کودکان بوده است. مطمئنم که من اولین نفری نیستم که این را می­گویم، اما اگ می­خواهید چیز منحصر به فرد و غیر منتظره­ای در مورد یک موضوع ببینید، از بیست هشت­ساله بخواهید که ان را بکشند. اصلا نقاشی­های بدی نیستند و هر نقطه نظر چیزی تازه و هیجان­انگیز نشان می­دهد.

چارچوب برای کتاب از بسیاری از عقب و جلو کردن­ها بین هنر و متن رشد کرد. من اعتقاد دارم که خط اول که آن را ناخوانا نوشتم این بود که "و موش، گربه را دید و گربه، یک گربه ترسناک بود" و تصویر اصلی نشان داد پنج یا شش موش از گربه نه چندان لطیفی که در کتاب نهایی آمده است، فرار میکنند.

روند شامل خرد کردن، طراحی و بازسازی، تا فرود بود که از "موش، گربه­ای را دید" منجر به "گربه را دیدند" شد.

"گربه­ای از جهان گذشت، با سبیل­هایش، گوش­هایش و پنجه­هایش..." در سراسر کتاب تکرار شده است. این عبارت به عنوان یادآوری برای انجام بهترین کار برای دریافت چیزی است—تا آگاه باشد—آیا این چیزی بود که شما برای دریافت از داستان در نظر گرفته بودید؟ یا آیا این کلمات به سادگی، مشاهدات مهمی هستند که چگونه گربه­ها محیط اطراف خود را جذب میکنند؟

 

شنید براشت شما، عالی است!

برای من سخت است که روی یک پیام بمانم. یکی از دلایلی که دارم قالب سی و دو صفحه­ای را دوست دارم، این است که واقعا به من در کار کردن ایده­ها و احساسات کمک می­کند، وگرنه ممکن است من در ارتباط برقرار کردن به مشکل بر بخورم. فعل و انفعال از متن و تصاویر — در عقب و جلو — وسیله­ای زیبا برای کاوش در افکاری است که ممکن است من در بیرون از کتاب مصور با آن درگیر باشم.

در نهایت بالاترین امیدم برای پروژه این است که آن خواننده با سوالات را ترک و مکالمات را تشویق میکند — به ویژه درمورد ادراک. امیدوارم برای تعداد کمی از آنها من باشم، چرا که هیجان انگیز و تعجب آور است که ببینیم خوانندگان در تمام سنین به چیزهایی که من پیش بینی نکرده بودم توجه میکند.

یکی از دلایل استفاده از خط "سبیلهایش، گوشهایش و پنجه­هایش" این است که نه تنها قسمتهای ضروری برای درگیری گربه با جهان است، بلکه آن دسته از اجزایی هستند که ممکن است یک ناظر برای توصیف یک حیوان در اساسی­ترین شرایط استفاده کند.

 

برای بسیاری از کودکان "گربه را دیدند" یکآشنایی با ادراک خواهد بود — دیدگاه دیگران و همچنین اینکه چگونه هر فردی خودش را می­بیند. تعویض بین "گربه" و "گربه­ای" نابغه است. امیدوارم که این کتاب در بسیاری از کلاس­ها خوانده شود. برای خلق این تصاویر در ترکیب با تعادل نزدیکی درست، فيزيولوژي و احساسات برای نشان دادن قدرت درک، چقدر تحقیق کردید؟

من شیفته­ی هوش حیوانی و چگونگی به اشتراک گذاری گونه­های مختلف در سیاره ما با درک جهان آنها، هستم. واضح است که از اینکه تحقیقات کتاب به من فرصتی برای ورود به موضوع و خواندن هر چه که می­توانم درباره­ی آن، داد، هیجان زده بودم.

میتوان گفت، برای من بسیار مهم بود که تصاویر در "گربه را دیدند" گره­ی بسیار محکمی با حقایق علمی خورده بودند. من همیشه سعی کردم که واضح باشم که اگر چه قطعا بهترین تلاشم را برای افتخار آنچه درمورد فیزیولوژی و خلق و خوی هر مخلوق میدانیم، انجام دادم — آزادی گرفته شده و تصاویر در این کتاب کاملا از تخیل خود من آمدند. عکس­ها نهایت تلاش هستند — با استفاده از مغز انسان— تا خودم را به جای حیوانات بگذارم، و بعد یک اثر هنری ایچاد کنم که نشان دهد من تص.ر میکنم انها چگونه ممکن است یک گربه را ببینند.

همانطور که درک گربه تا حد زیادی در بین تمام حیوانات که "گربه" را میبینند، متفاوت است، کار هنری نیز اینچنین است. تصویرسازی های مورد علاقه من از چشم انداز زنبور است — همه آن نقاط رنگارنگی که گرد هم می­آیند تا گربه را شکل دهند. کدام تصویرسازی از شما بیشترین وقت را گرفت؟ کدام تصویر از "گربه را دیدند" مورد علاقه­ی شما است؟

در کنار این پاسخ باید یک هشدار افشای داستان بگذارم، چون قرار است به انتهای داستان اشاره کنم.

تصویری که وقت بیشتری از من گرفت، چند گربه بود، جایی که ما گربه را به عنوان یک کلیت خلق شده توسط تمام نگاه­هایی که در طول داستان با آت رو به رو شدیم، میبینیم. برای درست کردن آن، من تصمیم گرفتم یک طرح بزنم، آن را دوباره و دوباره با استفاده از روش­هایی که در طول داستان با آن برخورد کردیم، ارائه کنم. سپس نقاشی را به قطعاتی بریدم (کمی دردناک است) و با ترکیب­های مختلف امتحان کردم.. انجام درست این یکی دشوار بود و متاسفانه من با نیاز به ایجاد کپی از بسیاری از گربه­ها به پایان رساندم. وقتی تمام آنچه گفته شد، انجام شد، سه نسخه علی­البدل داشتم که قبل از آن که آن را درست کنم، انجام شده بود.

تصویر مورد علاقه من در واقع، توجه به حالم متفاوت است، که در این باره خوشحال هستم. ماهی دید یکی از اولین تصاویری است که برای کتاب درست کردم، و بنابراین همیشه برای من ویژه است.

 

به شما عنوان یک طرفدار حفظ منابع طبیعی پرشور، با سازمان­های بسیاری همکاری کردید که برای محافظت از مکان­های وحشی و گونه­های تهديد شده کار میکنند. آیا می­شود کمی درمورد تجارب خود به عنوان طرفدار حفظ منابع طبیعی و اینکه چطورکار میکند و شور و شوق برای جهان طبیعی که در کار هنری شکا تاثیر میگذارد و با آن ادغام می­شود، بگویید؟

خیلی دوست دارم. من از وقتی بچه بودم، مجذوب (مسلما دیوانه­ی) حیات وحش و دنیای طبیعی شدم، چون همیشه به مسائل زیست محیطی علاقمند بودم. در واقع جدا کردن تقدیر من برای موجودات وحشی از تمایل من به ایجاد کار به نوعی غیر ممکن بود. وقتی در ویتنام زندگی میکردم بود که یک مجموعه از حیوانات کمتر شناخته شده از منطقه--عمدتا به عنوان تلاش برای آموزش خودم و البته چون آنها مرا مجذوب خود میکردند—تصویرسازی کردم. زمانی که من شروع به اشتراک گذاری این تصاویر با دوستان و بعد در نهایت آنلاین کردم، اتفاق فوق العاده­ای افتاد و بسیاری از زیست شناسان و مردم دیگری که در جهان حفاظت کار می­کردند، شروع به عبور از مسیرها با تصاویر کردند. با اشتیاق من، معلوم شد که فرصت­های زیادی برای ترکیب این نمایش واضح به کمپین­های آگاهی و برنامه­های آموزشی وجود دارد.

من افتخار مبکنم که با گروه­هایی در سراسر جهان کار کرده­ام و خرسندم که می­توانم برای کمک به گسترش کلمه درباره­ی بخشی از موضوعاتی که مکان­های وحش و موجوداتی که آن را خانه می­نامند، تهدید میکنند، نقش کوچکی داشته باشم.

در نهایت، چه کلمات تشویقی برای هنرمندان مشتاق پیر و جوان دارید؟

مسحور باشند! اگر چیزی، هر چیزی شما را علاقه­مند میکند —در مورد آن یاد بگیرید، بخوانید، حرف بزنید، بکشید، رنگ کنید، آواز بخوانید— هر چیزی که حسی خوبی به شما بدهد. من احساس می­کنم شما واقعا با یک موضوع یا ایده در ار تباط هستید، این ارتباط در نهایت محدود به یک خلاقیت میشود، و منجر به کاری هیجان­انگیز خواهد شد!

***

 

______________________________________________________________________________________________________

______________________________________________________________________________________________________

معرفی مترجم:

رضی هیرمندی

______________________________________________________________________________________________________

______________________________________________________________________________________________________

تعدادی از تصاویر موجود در کتاب:


______________________________________________________________________________________________________

______________________________________________________________________________________________________

______________________________________________________________________________________________________

چند مطلب منتشر شده در رسانه:

یادداشت منتشر شده در اسکول لایبرری ژورنال درباره کتاب گربه را دیدند

خنده دار است. مگر اینکه شما معلم یا کتابدار باشید، انسان­های بالغی که با کودکان کار یا زندگی نمیکنند، ارتباط کمی با کتابهای مصور دارند. بعد یک روز کودکانی را به دنیا می­آورند که وای!آنها به جهانی پرت میشوند که از کودکی خودشان تا کنون ندیده­اند. آنها دیوانه­وار سرگرم کلاسیک­ها میشوند، و میفهمند که خیلی از آنها با کودکان خیلی خیلی جوان کار نمیکنند (از کی تا حالا "هورتون از تخم بیرون می­آید" انقدر کلمه دارد؟!؟)، و سپس گاهی اوقات برای کمک پیش کارشناسان میروند. و چرا؟

دلایل پدر و مادرها در این جبهه متحد نیست. برخی برای کودکان خود میخوانند تا عشق خواندن را کم کم تزریق کنند. دیگران برای اینکه مغزی کوچک بسازند. بقیه برای اینکه به سادگی ساعت­های طولانی روز را پر کنند. گاهی اوقات پدر و مادر نیز از یک کتاب برای اموزش به نوعی یک درس استفاده میکند. اگر پدر و مادر بدشانس باشد، با تعلیم و تربیت درگیر یک کتاب خواهد شد (یک کتاب ناخوشایند که همه­ی شادی­ها را از تجربه خواندن میگیرد).

اما اگر آنها خوش شانس باشند (و یا آنها در دست یک حرفه­ای قادر باشند) ممکن است کتابی درست برای اموزش درسی درست را پیدا کنند. به عنوان مثال: بیایید بگوییم که شما می­خواهید به یک کودک همدلی یاد بدهید یا اینکه چگونه ادراک ما وابستگی به تجربیات خودمان و اینکه که هستیم را تغییر میدهد. چطور ان را در 32 صفحه نشان میدهید؟ خوب، میتوانید با بی میلی قطرات زهرآگینی را که بیش از حد از کلماتی مانند "بغل کردن" و "دوستی" به کار میبرند استفاده کنید. نه بار از ده، این چیزی است که اتفاق می­افتد. یا، اگر شما پدر و مادر باهوشی باشید، کتابی مانند "گربه را دیدند" انتخاب میکنید. در نگاه اول به نظر میرسد تنها درمورد یک گربه باشد. کمی عمیق­تر توجه کنید و متوجه میشوید که درمورد علم وهنر و درک و همدلی است. و همه­ی اینها با جملاتی بسیار ساده، تکرار، و بسیاری زمینه­های سفید گفته شده است. و کم ارزش نیست. اصلا کم ارزش نیست.

"گربه­ از جهان گذشت، با سبیل­هایش، گوش­ها و پنجه­هایش..." او در پیاده روی دیده می­شود. توسط یک کودک، یک سگ و یک روباه دیده می­شود. توسط یک ماهی، یک موش و یک زنبور دیده می­شود. او توسط یک پرنده، یک کک، یک مار، یک راسو، یک کرم، و یک خفاش دیده می­شود. و آنچه اهمیت دارد، این است که "دیدن" با هر موجود، تغییر می­کند. برای موش و سگ، گربه از نگاه تعامل آنها با او درک می­شود. برای کرم­ها و خفاش­ها، گربه تنها از طریق راه­هایی که او در فضا حرکت میکند، قابل مشاهده است (ارتعاشات زمین و جهت یابی پژواک که شکل می­گیرد). در پایان می­بینیم که گربه­ی گریخته، ترکیبی از همه­ی آن چیزی است که هر حیوانی می­بینند. سپس گربه به آب می­رسد، انعکاس خود را در آن می­بیند، و "فکر میکنید چه دید؟"

در واقع این کتاب بیشتر داستان قدیمی "گربه­ای که با خودش راه میرفت" اثر رودیارد کیپلینگ را یادآوری میکند. بر خلاف آن داستان، ما هرگز در این کتاب از دیدگاه گربه نمیبینیم. در واقع، گربه اغلب فقط وقتی دیگران او را می­بینند، قابل مشاهده است. شباهت به داستان کیپلینگ درمورد زبان است. اولین جمله، به عنوان مثال: «گربه از جهان گذشت، با سبیل­هایش، گوش­هایش و پنجه­هایش..." و همانند هنر اصلی برای آن داستان، گربه در اینجا اغلب از پشت تصویر شده است.

بحث­های بسیاری در این مورد است که آیا کتاب توسط یک نفر نوشته و توسط کس دیگری تصویرسازی شده یا نه، که می­توانند به اندازه­ی کتابی که توسط یک هنرمند نوشته و تصویرسازی شده باشد، قوی باشد. "گربه را دیدند" یک بحث نسبتا قوی راه می­اندازد که هنرمندی که همچنین نویسنده هم هست، راه بهتری برای پیش رفتن دارد. اگر نه، شخصیت گربه را تطبیق میدهند. کلمات زیادی وجود ندارد، درست است. اما لحن به اندازه، اثری تسکین دهنده و بارقه­دار دارد.

این که کتاب چطور حیوانات را جدا کرد را دوست داشتم. سه تای اول شکارچیان بالقوه هستند. سه تای دوم طعمه بالقوه هستند. شش تای نهایی ناظران محدود هستند. همچنین با بهترین جمله ممکن به پایان می­رسد. تمام کتاب­های تصویری، مهم نیست که چه قدر زیبا به نظر بیایند، قادر نیستند در ذهن بمانند. این یکی هست.

در این کتاب صفحه انتشار (که در آن به توصیف فرآیند هنرمند پرداخته میشود) کمیبی­مهابامی­شود. آن خوانده می­شود (و من این دقیق را نقل میکنم)، "تصاویر در این کتاب در تقریبا هر چیز قابل تصوری، از جمله مداد رنگی، پاستل روغنی، رنگ اکریلیک، آبرنگ، زغال، ماژیک چادویی، مداد خوب قدیمی شماره­2 و حتی آی بوک، ارائه میشوند." روز دیگر من داشتم به یک سخنرانی گوش میدادم که یکی از سخنرانان بر این باور بود که وجود این نوع اطلاعات در یک کتاب، دیدگاه یک خواننده­ی بزرگسال را تغییر می­دهد.

آیا اگر من متوجه شوم کتابی به سبک دیجیتال انجام شده است، کمتر به ان کتاب فکر میکنم؟ هر چند احتمالا، باید اشاره کنم که خیلی قبل از این که بخواهم بدانم هنر با چه جیزی انجام شده است، شیفته­ی آن شدم. و در حالی که هنرهای دیجیتال خوب هستند و جایگاه خود را دارند، من می­خواهم برنامه ای که ونتسل در اینجا انجام داده است را ببینم.

زیبایی مطلق کتاب آن چیزی است که اول از همه شما را جذب میکند. دو صفحه­ی اول را در نظر بگبرید که در سمت چپ گربه را از نگاه مار و در سمت رست، گربه را از نگاه راسو مبینید.نگاه مار شوک لرزشی از رنگ، همه به زرد و قرمز و آبی است. در مقابل، در نگاه راسو، مانند یک نرمه­ی خال­دار قهوه ای-رنگ مثل یک فیلم قدیمی به نظر می­رسد. شاید کازابلانکا. آنها را کنار هم قرار دهید، همان گربه مخالف خودش است. اما اگر ونتسل دائما شما را با تصاویر چشمی شگفت زده میکرد، دیگر از جریان روایت حمایت نمیکردند. به همین دلیل سرعت کتاب کلید است. ونتسل کتاب را بسیار آرام، با پس زمینه سفید و نمایشی شبیه به آنچه ما به عنوان مردم می­بینیم، شروع میکند. کودک، سگ و روباه همه گربه را عین هم میبینند (هر چند من عاشق زنگوله­ی بزرگ دور گردن آن هستم، که برتری حس شنوایی از تصویری روباه و سگ را نشان می­دهد).

 

ماهی، اولین لحظه­ای است که شما شروع به جدا شدن از نگرش­های انسانی می­کنید. چشمان زرد و درشت گربه، 80% از دو صفحه اول هستند. اما این دیدگاه موش از گربه است که نمایش را میدزدد. پس زمینه قرمز و گربه با همه دندان و پنجه و چشم­های وحشتناک، همه از موجودی دوست داشتنی در ابتدای داستان بود. همچنین لحظه ای است که خوانندگان کودک متوجه می­شوند که ادراک، شخصی است.

 

نقد جالب این کتاب دقیقا به جنبه­های بیشتر علمی متن پیوند شده است. یکی از نظردهندگان در یک پست وبلاگی که نوشتم، که شامل این کتاب بود، گفته بود که "من به شدت چند مساله­ی علمی خوب می­خواستم که به ما بگوید چرا و چگونه حیوانات مختلف گربه را ان شکلی میدیدند. البته ما می­توانستیم بگوییم، اوه، این حیوان احتمالا کوررنگی دارد!این حیوان با سونار 'می­بیند'! اما بی خیال. حس این را داشتم که چه فرصتی را از دست دادم." این نکته­ی جالبی است. ما بزرگ شدیم تادر دنيای بعد از هسته­مان عقب ماندگی مفیدی داشته باشیم. آیا اگر این کتاب شامل عنصر علم در آن بود، کتاب قوی­تر میشد؟ بله و خیر. این یک مزیت واقعی برای معلمان و به احتمال زیاد پدر و مادرهای باهوشتر میشد، که آن را به درسی برای خوانندگان جوان تبدیل میکردند. اگر باید حدس میزدم میگفتم دلیل اینکه این اتفاق نیفتاد یک ربطی به این حقیقت داشت که ونتسل در اینجا داستان و حقیقیت را بسیار نزدیک با هم در هم می­آمیزد.هر حیوان در وحش "میبیند" امام نمیشود گفت که هنر توسط هر وسیله­ی علمی است.

 

کیفیت کارتونی به حیوانات (هیچ مثال بهتر از چشمان پیازی موش پیدا نکردم) نگاه موشکافانه­ای ندارند. من نکات زیادی در دقت هنر را دوست داشتم، اما میفهمم که ترس درخواست از خواننده برای جدی گرفتن کار را درک میکنم. من لزوما موافق نیستم، اما آن را درک میکنم.

شما چطور درباره­ی این کتاب با کودکان صحبت می­کنید؟ خوب، شاید آن را برایشان بخوانید، از شروع تا پایان، و بعد از آنها بپرسید که کدام تصویر نشان می­دهد که گربه واقعا چه شکلی است. وقتی انتخاب کردند (برخی از آنها دید انسانی را انتخاب میکنند، اما شک ندارم که عده­ای هم نقطه­ی دید سگ یا پرنده را ترجیج میدهند) به آنها بگویید که درواقع تمام تصاویر این کتاب درست هستند.

و اگر واقعا می­خواهید ذهن کوچک آنها را درگیر کنید، به آنها بگویید که فرصت خوبی وجود دارد که شکلی که شما جهان را مبینید، با شخصی که کنار شما نشسته است متفاوت است. همه، همه دنیا را از همسایه­ی خود متفاوت می­بینند. حالا اگر کودکان فکر کنند که شما دارید استعاری یا به معنای واقعی کلمه هم صحبت می­کنید، اهمیتی ندارد. شما بذر را کاشته­اید. یا، البته، کتاب این کار را کرده است.

بگذارید این کار را بدون مفهوم "مردم دوستدار گربه" در مقابل "مردم دوستدار سگ" انجام دهیم. این کتاب برای "مردم" است. پایان جمله. و اگر من در بند اول در اینجا کمی دیوانه شدم، شما را از دیدگاه خودم به صلح جهانی از طریق کتاب های تصویری پر کردم، وقتی این کتاب را بخوانید، متوجه خواهید شد. آن عبارت قدیمی خسته "یک مایل در کفش دیگری راه بروید" برای یک بچه معنی نمیدهد.

اما سفر یک صفحه­ای را از طریق چشم حیوانات دیگر؟ هرگز کتاب داستانی مصور بهتری که امکان این کار وجود داشته باشد، وجود ندارد. اگر همه ما چیزی به سادگی یک گربه را متفاوت ببینیم، چه چیز دیگری را ممکن است عین هم ببینیم؟ این برای چشم، گوش، و ذهن، درمان است، اما فراموش نکنید. همه­ی ما قرار است این کتاب را از نقطه نظر خودمان ببینیم. وقتی کودکان شما به آن نگاه کنند، چه می­بینند؟ فقط یک راه برای متوجه شدن وجود دارد.

 

______________________________________________________________________________________________________

اطلاعات منتشر شده در سایت کامن سنس مدیا درباره کتاب گربه را دیدند

 

پدر و مادرها باید بدانند کتاب "گربه را دیدند"، اثر برندن ونتسل یک داستان ساده در مورد مفهومی است که می­تواند برای کودکان یک دستیابی فکری باشد: این که هر کس دیدگاه­های مختلفی دارد. متن ساده در تضاد با صفحات هنر گسترده­ی نشان دهنده­ی ديدگاه­های متمایز است-- چگونه یک سگ، بعد یک روباه، یک موش، و یک پرنده، گربه را می­بینند. متن کوتاه و و خواب آور، آن را تبدیل به نامزدی فوق­العاده برای خواندن­های تکراری هنگام خواب می­کند، در حالی که هنر، چیزهای زیادی را برای فرایند مغز جوانان ارائه میدهد.

داستان چیست؟

"گربه را دیدند"، داستان یک گربه­ی خانگی زنگوله­دار است که "از جهان میگذرد، با سیبیل­هایش، گوش­هایش و پنجه­هایش." بعد از اینکه یک کودک او را یک حیوان خانگی میکند، یک سگ، بعد یک روباه، یک ماهی، یک موش، یک زنبور عسل، یک پرنده، یک کک، یک مار، یک راسو، یک کرم، و یک خفاش دیده می­شود، هر کدام شانسی به گربه میدهند تا دیدگاه منحصر به فرد حیوانی که او را می­بیند را نشان دهد. در نهایت گربه "کنار ابی آمد"، و هنگامی که نمایان می­شود، خواننده به "تصور اینکه چه شکی است"، دعوت می­شود.

آیا خوب است؟

کیفیت

در این داستان ماهرانه ساده که مدیتیشنی قدرتمند در ادراک است، یک گربه­ی نرم و پرتکاپو، توسط حیوانات دیگر دیده میشود -- برخی درنده، برخی طعمه، هر کدام با نقطه نطرات متمایز. از آنجایی که بچه­های جوان به شکلی تکاملی خودمدار هستند، نه به خاطر اینکه آنها خودخواه هستند، بلکه به این دلیل که هنوز توانایی درک دیگر نقطه نطرات را توسعه نداده­اند. "گربه را دیدند" می­تواند یک مقدمه­ی عالی برای این مفهوم باشد که همه­ی ما دنیا را از دید منحصر به فرد خود می­بینیم. ممکن است حتی به جایی برسد که کودکی بگوید "آهان!".

متن ریتمیک، خواندن با صدای بلند را مسحور می­کند، و در حالی که مفاهیم علمی مانند دید موزاییک شکل زنبور و جهت­یابی پژواکی خفاش را معرفی می­کند، هنر به طور افراطی در هر دیدگاه متفاوت است. این کتاب هوشمندانه و پرفکر برای کودکان و همچنین والدین، لذت­بخش است.

 

خانواده­ها می­توانند درباره­ی ان صحبت کنند...

  • خانواده­ها می­توانند درمورد دیدگاه­های مختلف در "گربه را دیدند" صحبت کنند. چرا دید ماهی تار است؟ چرا گربه در نگاه موش شبیه به یک هیولا است؟
  • تصویرگر چگونه از رنگ و اندازه و خط برای نشان دادن دید استفاده کرده است؟
  • گربه چگونه موجودات دیگر را می­بیند؟ چگونه موش، سگ، روبه، و یک پرنده را می­بیند؟

 

______________________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده در سایت هورن بوک درباره کتاب گربه را دیدند

 

این که یک هنرمند بیش از یک کتاب مصور واقعا خوب در یک سال داشته باشد، کلاهی قدیمی است، اما معمولا نامی آشتا است. (به ملیسا سوییت، جان کلاسن، فیلیپ استد و... فکر کنید) چیزی که عجیب است وقتی است که یک هنرمند نامی نسبتا ناآشنا داشته باشد. امسال، تصویرگر برندن ونتسل دو کتاب دارد که وقتی ما نام آنها را خواندیم، مردم اشاره کردند: گربه را دیدند و یک روز در اکالیپتوس، درخت اکالیپتوس.

من هیچ کدام از این عناوین را نداشتم، بنابراین مجبور بودم عجله کنم. به دوست کتابدار مدرسه­ی محلی­ام، امی استوارف از مدرسه­ی ابتدایی پرسی پریست زنگ زدم. او تحت تاثیر "گربه را دیدند" قرار گرفته بود. به علاوه، از قبل شروع به پروژه­ی کالدکات با دانش­آموزان جوان خود کرده بود. ما تصمیم گرفتیم که بررسیمان را با هم بنویسیم، چون من عاشق این هستم که نقطه نظر یک کودک از کتابی که درباره­ی آن حرف می­زنیم را داشته باشم.

اول، اجازه بدهید شما را به امی معرفی کنم.او در شغل فعلی خود چهار سال کار کرده است. او به ویژه به "روش کل کتاب" که مگان لامبرت در موزه­ی هنر کتاب مصور اریک کارل توسعه داد، و پیاده سازی این رویکرد در آموزش خود و به اشتراک گذاری کتاب کودک و نوجوان علاقه­مند است. به طور خلاصه، "روش کل کتاب" کودکان را برای پاسخ به تمام اطلاعات بصری و کلامی که از کتاب­های تصویری جمع کرده­اند، تشویق می­کند. در نتیجه، زمان داستان تبدیل به یک تجربه مکالماتی از خواندن با کودکان به جای خواندن برای کودکان می­شود.

از آنجایی که "گربه را دیدند" تمام انواع سوالات را در ذهن من پدیدار کرده است، فهمیدم این عنوان به خصوص جالبی برای بحث با کودکان است. امی موافقت کرد.

 

امی:من "گربه را دیدند" را به همه­ی دانش­آموزانم معرفی کردم، از مهد کودک تا کلاس سوم. یک بحث خلاصه درمورد جلد کتاب، هر کلاس را به پیش بینی این که داستان قرار است درباره­ی یک گربه باشد، هدایت کرد. بعد ما صفحات ابتدایی و انتهایی را مورد بررسی قرار دادیم، که کمی باعث فریب شد—رنگ­ها در صفحات ابتدا و انتهایی یکسان هستند، اما "بافت" (واژه­ی انتخابی یک کلاس سومی) متفاوت است. صفحه­ی ابتدایی خط­هایی قهوه­ای و صورتی کوتاه هستند، در حالی که صفحه انتهایی خطهایی بلند، تقریبا صاف و قهوه­ای و صورتی با جند رنگ دیگر هستند.

 

رابین: آنها چگونه به آن واکنش نشان دادند؟

 

امی:من به خاطر دارم که یک دختر کوچک کلاس اولی گفت که صفحه­ی ابتدایی موهای یک گربه، وقتی که بچه است، می­باشد (او از کلمه­ی بچه گربه یا خز استفاده نکرد، و چند تا از هم­کلاسی­هایش سریع او را تصحیح کردند) و صفحه­ی انتهایی موهای گربه وقتی که او بزرگ شده، است. وقتی شروع به خواندن داستان کردیم، اکثر دانش­آکموران درمورد آنچه داشت اتفاق می­افتاد، مبهوت بودند.

 

رابین: بچه­ها چطور متوجه شدند؟

 

امی:آنها تا صفحه ماهی گیج بودند، صفحه­ای که ماهی را متمرکز و گربه را بزرگ (تماما چشم و سبیل) و تار نشان می­دهد. وقتی بچه­ها فهمیدند که چگونه هنرمند سبک هنری را تغییر داده تا نشان دهد چگونه موجودات مختلف گربه را درک می­کنند، بحث­های زیادی شکل گرفت. وقتی من کتاب را خواندم، آنها خواستند که به عقب برگردند و دوباره کل کتاب را صفحه به صفحه برای فهمیدن اینکه چرا ونتسل هر سبک را انتخاب کرده است، امتحان کنند.

 

رابین: من خودم در این مورد کنجکاو هستم.

 

امی: آنها میخواستند درمورد کرم زیرزمینی صحبت کنند. یک دانش آموز به یاد آورد که کرم­ها نمی­توانند بینند و یا بشنوند و اینکه کرم­ها از احساساتشان درک می­کنند. شاید خطوط نشان دهنده لرزش هستند؟ صفحات مار و خفاش نیز کمی حدس و گمان و سوال دانش­آموزی ایجاد کرد. من خودم از بچه­ها تعجب کرده بودم و آنها را تشویق می­کردم که تحقیق کنند و پاسخ سوالاتشان را دریابند.

 

رابین: دیگر درمورد چه چیزی از کتاب لذت بردند و یا به آن توجه کردند؟

 

امی:هر صفحه به بچه­ها فرصتی برای صحبت درباره هنر--چشم انداز، رنگ و اندازه -- می­داد . ونتسل از نقاشی­های انگشتی، برش­ها، قلموها، پاستل­ها و چند روش دیگر استفاده می­کند. جلد و پوشش کتاب متفوات است، که همیشه برای کودکان شبیه یک هدیه است.

 

رابین: آیا این کتاب به یادداشت­های پایانی نیاز دارد؟

 

امی:بله. من فکر میکنم تصویرگر درباره حیوانات تحقیق کرده است، اما من صفحه­ی پایانی را که تحقیقات او را توضیح میدهد یا برای خوانندگان چند ایده می­دهد که برای اطلاعات علمی بیشتر به کجا سر بزنند را دوست داشتم. کودکان مدام سوالاتی در این مورد می­پرسند که "آیا راسوها واقعا فقط سیاه و سفید می­بینند؟" و "آیا این کتاب واقعی است؟" من فکر میکنم کمیته­ی کالدکات خودش باید این تحقیق را انجام دهد.

 

رابین: آه، بله آنها این کار را خواهند کرد! همچنین من گمان می­برم که کمیته امسال هر دو کتاب­ ونتسل را با هم مورد بحث قرار خواهد داد. فکر می­کنید انها چطور با هم مقایسه شوند؟

 

امی:به طور کلی، من فکر میکنم "گربه را دیدند" مشخص­تر و به یاد ماندنی­تر است. چیزهای زیادی برای بحث وجود دارد. "یک روز در اکالیپتوس، درخت اکالیپتوس" رنگارنگ و پر انرژی است، اما جست و خیز و قافیه کلمات چیزهایی هستند که من از آن گرفتم.

 

رابین: من بلافاصله فکر کردم که "یک روز در اکالیپتوس، درخت اکالیپتوس" کتاب خوبی برای بازی عروسکی و یا به عنوان نمایش باشد. قافیه تکرار شده بسیار جالب است و تصویرسازی­های او (به خصوص درون "شکم تیره و عمیق" مار) واقعا در ذهن کودکان می­مانند. با این حال، کل مفهوم "گربه را دیدند" در تمام این مدت طولانی با من مانده است. من فقط امیدوارم که هر دو کتاب مورد توجه کمیته قرار بگیرد!

 

 

_

یادداشت منتشر شده در سایت پابلیشرز ویکلی درباره کتاب گربه را دیدند

 

ونتسل (نوزادان دیوصفت) در افتتاح این کتاب تصویری چشم­انداز می­نویسد "گربه در جهان راه رفت، با سبیل­هایش، گوشهایش و پنجه­هایش". آنچه این ویژگی­ها اضافه میکنند، بستگب به چشمان بیننده دارد، نه مقیاس روابط، غرایز، و تاریخ.

برای یک کودک، گربه شبیه یک حیوان خانگی است: بامحبت، چشمانی درشت و شایان ستایش. اما یک کک، جنگل گسترده­ای از موهای متراکم می­بیند. موش در مقابل موجود ترسناک شکل اژدها که چشمانی زرد در زمینه­ای به رنگ خون دارد، می­ترسد. و یک زنبور مجموعه­ای از خال­های رنگارنگ—یک گربه­ی ملوس خال­خالی می­بیند.

متن ساده ("راسو گربه­ای را دید، و کرم گربه­ای را دید، و خفاش گربه­ای را دید. بله، همه­ی آنها گربه را دیدند.") مجاورتی ریتمیک و قدرتمند میان واژه و تصویر ایجاد می­کند، و تفاسیرمتنوعی در هنرنمایی از استعداد اصلی و چند منظوره در کار، در کلاژی در رسانه­های مختلف از مداد تا آبرنگ است.

این اولین کتاب ونتسل به عنوان تصویرگر و نویسنده است، و آن شگفت­انگیز است — مهم نیست چگونه به ان نگاه کنید. سنین 3-5. عامل: استیون مالک، خانه­ی نویسندگان (آگوست)

 

_____________________________________________________________________________________________________

______________________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده در سایت کیرکوس درباره کتاب گربه را دیدند

 

آیا یک گربه­ی خانگی از سگ و موش، زنبور و کک، روباه، ماهی قرمز، همان بسیار متفاوت به سگ و موش، زنبور عسل و کک، روباه، ماهی قرمز یا یک راسوی بدبو، خیلی متفاوت نیست؟ قطعا تفاوت­ها در اغلب صحنه­های ملودراماتیک ونتسل گسترده هستند. زیر دست نوازشگر و لطیف یک کودک سفید پوست (که فقط از کمر به پایین مشخص است)، گربهخال­داردر نگاه مشکوک یک سگ تبدیلبه یک ولگرد زشت و لاغر تبدیل می­شود.

در چشم یک روباه مثل یک طعمه­ی مجذوبچاق است، اما در نگاه یک موش ترسو، یک هیولای وحشتناک به نظر میرسد. برای زنبور شبیه بع یک زمین با خال­های رنگی است؛ برای یک کرم خاکی شبیه به ارتعاشاتی ناهوار است؛ و برای کک، یک بیشه­ی پرمو. "بله"، "گربه را دیدند" یک تفسیر مختصر و مفید را ارائه میدهد. کلمات کج نوشته شده و حروف بزرگ، در تقریبا همه­ی خطوط، یک هماهنگی عمدی و سریع را تفسیر میکند: "گربه­ای از جهان گذشت،/ با سبیل­هایش، گوش و پنجه­هایش..// و ماهی، "یک گربه" را دید."

رهنوردی­های گربه،همراه با دعوت بینندگان بازتابی بیشتر به معنویت درمورد درک و ذهنیت، لذت عنصری بصری در هنر شدید و تغییرات ناگهانی در رنگ، بافت و خلق و خوی از یک صفحه یا رفتن به صفحه بعد ارائه میدهد. اولین کار تک نفره ونتسل که حرکاتی فنی و میل فلسفی را نشان میدهد. (کتاب مصور. 6-8 سال)

 

______________________________________________________________________________________________________

یادداشت های منتشر شده درباره کتاب گربه را دیدند

 

بررسی کتاب نیویورک تایمز- پیتر براون

 

... تکراری است اما هرگز حشو نیست، هر صفحه چیزی روشنگرانه در مورد گربه و هر حیوان جدیدی که با آن روبه رو می­­شود، نشان میدهد. وقتی گربه به انعکاس خود در آب گل­الود میرسد و ما ربه را از نقطه نظر خودش میبینیم، همه چیز به پایانی بسیار رضایت بخش می­رسد... [ونتسل] از تماماستعاره­هایآشنای گربه سانان اجتناب میکند و از گربه به عنوان ابزاری برای آموزش درباره حیوانات دیگر به ما استفاده می­کند.

 

"گربه را دیدند" به همان اندازه که درباره­ی گربه است، به همان اندازه هم در مورد "آنها" است. من عاشق این هستم! و چیزهای بیشتر دیگری هم برای عشق ورزیدن وجود دارد. زبان آن ساده و تغزلی است. تصاویر جالب و پر انرژی هستند. من می توانم ادامه بدهم، اما کلمات هرگز برای یک کتاب مصور خوب، عادل نیستند. شما واقعا باید "گربه را دیدند" را به خاطر خودتان بخوانید، تا تمام مهارت ونتسل را تحسین کنید.

 

 

پابلیشرز ویکلی

ونتسل (نوزادان دیوصفت) در افتتاح این کتاب تصویری چشم­انداز می­نویسد "گربه در جهان راه رفت، با سبیل­هایش، گوشهایش و پنجه­هایش". آنچه این ویژگی­ها اضافه میکنند، بستگب به چشمان بیننده دارد، نه مقیاس روابط، غرایز، و تاریخ.

برای یک کودک، گربه شبیه یک حیوان خانگی اس: بامحبت، چشمانی درشت و شایان ستایش. اما یک کک، جنگل گسترده­ای از موهای متراکم می­بیند. موش در مقابل موجود ترسناک شکل اژدها که چشمانی زرد در زمینه-ای به رنگ خون دارد، می­ترسد. و یک زنبور مجموعه­ای از خال­های رنگارنگ—یک گربه­ی ملوس خال­خالی می­بیند.

متن ساده ("راسو گربه­ای را دید، و کرم گربه­ای را دید، و خفاش گربه­ای را دید. بله، همه­ی آنها گربه را دیدند.") مجاورتی ریتمیک و قدرتمند میان واژه و تصویر ایجاد می­کند، و تفاسیرمتنوعی در هنرنمایی از استعداد اصلی و چند منظوره در کار، در کلاژی در رسانه­های مختلف از مداد تا آبرنگ است.

این اولین کتاب ونتسل به عنوان تصویرگر و نویسنده است، و آن شگفت­انگیز است — مهم نیست چگونه به ان نگاه کنید. سنین 3-5. عامل: استیون مالک، خانه­ی نویسندگان (آگوست)

 

از ناشر

"عالی... درخشان و ساده." –سیندی دوبرز، بوکندز: یک وبلاگ لیست کتاب

"همدلی وخوداندیشی ممکن است مانند اهداف بلند برای یک کتاب مصور باشند، اما ونتسل با نگرش فوق­العاده خود، امتیار بزرگی به دست می­آورد." --بوستون گلوب

"خیره کننده"-مجله کتاب هورن

"گربه را دیدند" برندن ونتسل یک اکتشاف شادی از دیدگاه، و تجلیلی از این واقعیت است که ما همه چیز را از نگاه خودمان می­بینیم. این یک یادآوری است که نقطه نظر یک نفر می­تواند تغییر ایجاد کند. یک کتاب مصور عالی! – لارا واکارو سگار، تصویرگر برنده­ی افتخار کالدکات

"برندن ونتسل کتابی زیبا در مورد ادراک و جهان طبیعی ساخته است."- لین اسمیت نویسنده/تصویرگر "این قبیله­ی کودکان است"

"کتاب ونتسل در مفهوم ساده و ماهرانه است، و احساسی مانند تغییر دهنده­ی بازی می­دهد." – هافینگتون پست

"به زیبایی گربه­ای را که از جهان می­گذرد را از چشم حیوانات تصویر می­کند" – مجله­ی تایم، 10 کتاب کودکان و نوجوانان سال

"حیرت انگیز و هنرمندانه." --واشنگتن پست

"یک ایده­ی هوشمندانه، با درکی شکوهمند." ." --قفسه آگاهی خوانندگان، بررسی ستاره­دار

"رهنوردی­های گربه،همراه با دعوت بینندگان بازتابی بیشتر به معنویت درمورد درک و ذهنیت، لذت عنصری بصری ارائه می­دهد." – بررسی کیرکوس

"نمونه­ای خیره کننده از هنر شعر و تصاویر مربوط به یک کل ناگشودنی؛ به آرامی خواننده را به دنیایی میکشاند که در آن بینش عادی تبدیل به چیزی زیبا و لذت بخش و عمیق می شود." -تاملیچتنهلد،تصویرگر کتاب پرفروش نیویورک تایمز "اردک! خرگوش! شب بخیر، شب به خیر، ساخت سایت و من تو را بیشتر آرزو میکنم.

"مجاورت ریتمیک و قدرتمند بین کلمه و تصویر... شگفت انگیزی است." – پابلیشرز ویکلی، ستاره دار بررسی

“تصاویر کامل از زوایای مختلف." – گیک دد

"اکتشاف رمانی از چشم انداز. اولین کار دوست داشتنی." --کارسون الیس، پرفروشترین نویسنده/تصویرگر "خانه"

ادبیات کودکان- کایلا هدلی

 

اینکه دیگران ما را چگونه می­بینند، ارزش تعمق دارد. وقتی یک گربه راه می­رود، تصویرگر نشان می­دهد که گربه در چشم بقیه­ی حیوانات مختلف چگونه به نظر میرسد. از چشم یک انسان- دوستانه و زیبا، یک ماهی- تار و برآمده، یک پرنده- بسیار کوچک، و بیشتر از همه تصویرگر اطلاعات دقیقی از آن چه گربه می­خواهد در نظر این حیوانات مختلف بیاید، ارائه میدهد.

صفحه­ای نشان میدهد که تفسیر موش از گربه می­تواند برای خوانندگان جوان ترسناک باشد. در پایان پیاده­روی گربه، او به مقداری آب میرسد و در نهایت خود را از چشمان خودش در انعکاس می­بیند. واژگان تکراری، خواندن کتاب را آسان میکنند و تصاویر نیز میتوانند به کودکان بدهند که حیوانات مختلف چه شکلی هستند.

 

این کتاب برای استفاده در کلاس درس، برای نشان دادن دیدگاه و اینکه هر کس چگونه می­تواند یک چیز مشابه را ببیند و تفسیر کاملا متفاوتی داشته باشد، مناسب است. مفسر: کایلا هدلی، سنین 4-9.

 

 

اسکول لایبرری ژورنال

 

برای کودکان-- با سپاس از کار هنری عجیب و خیره کننده­ی ونتسل، خوانندگان جهان را از دیدهای مختلفی همچون یک کودک ، روباه، کرم و نگاه­های دیگر به عنوان گربه­ای ماده در محیط­های مختلف نگاه میکنند. هر دو صفحه­ی متمایز و دارای قوه تصور، که ویژگی یک چشم انداز تغییر یافته است — مانند نگاه شاعرانه­ی زنبور عسل از گربه — به متنی ریتمیک و رها میرسد.

 

بررسی کیرکوس

آیا یک گربه­ی خانگی از سگ و موش، زنبور و کک، روباه، ماهی قرمز، همان بسیار متفاوت به سگ و موش، زنبور عسل و کک، روباه، ماهی قرمز یا یک راسوی بدبو، خیلی متفاوت نیست؟ قطعا تفاوت­ها در اغلب صحنه­های ملودراماتیک ونتسل گسترده هستند. زیر دست نوازشگر و لطیف یک کودک سفید پوست (که فقط از کمر به پایین مشخص است)، گربهخال­داردر نگاه مشکوک یک سگ تبدیلبه یک ولگرد زشت و لاغر تبدیل می­شود.

در چشم یک روباه مثل یک طعمه­ی مجذوبچاق است، اما در نگاه یک موش ترسو، یک هیولای وحشتناک به نظر میرسد. برای زنبور شبیه بع یک زمین با خال­های رنگی است؛ برای یک کرم خاکی شبیه به ارتعاشاتی ناهوار است؛ و برای کک، یک بیشه­ی پرمو. "بله"، "گربه را دیدند" یک تفسیر مختصر و مفید را ارائه میدهد. کلمات کج نوشته شده و حروف بزرگ، در تقریبا همه­ی خطوط، یک هماهنگی عمدی و سریع را تفسیر میکند: "گربه­ای از جهان گذشت،/ با سبیل­هایش، گوش و پنجه­هایش..// و ماهی، "یک گربه" را دید."

رهنوردی­های گربه،همراه با دعوت بینندگان بازتابی بیشتر به معنویت درمورد درک و ذهنیت، لذت عنصری بصری در هنر شدید و تغییرات ناگهانی در رنگ، بافت و خلق و خوی از یک صفحه یا رفتن به صفحه بعد ارائه میدهد. اولین کار تک نفره ونتسل که حرکاتی فنی و میل فلسفی را نشان میدهد. (کتاب مصور. 6-8 سال)

 

______________________________________________________________________________________________________

جستجو: کتاب برای نوآموز 6 و 7 ساله در ژانر تصویری | qc3f | کتاب برای کودک 4 و 5 ساله در ژانر تصویری | qc2f