اینجا میتونی کتاب های مناسب سنت و بر اساس دسته بندی مورد علاقت رو پیدا کنی.

چند سالته؟

بخرید و 1,500 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

یک روز اتوبوسی

«سی‌جی» مدام از مادربزرگش می‌پرسد که چرا باید زیر باران منتظر بایستند و چرا آن‌ها مثل بقیه‌ی دوستانشماشین ندارند. اما نانا چشم‌های نوه‌ی کوچکش
  را به زیبایی واقعی دنیای اطراف باز می‌کند.

تولید کننده
پرتقال لوگوی تولید کننده

8 قلم

برای خرید این محصول، می تونید :
1-اینترنتی همین الان سفارش بدی.
2-تلفنی در ساعات اداری سفارش بدی : 17-88996316 (تهران)
3-یه پیامک بفرستی به 09031236316
4-توی تلگرام و واتس آپ به این شماره پیام بدی : 09031236316

ما سریع به هر روشی که راحت باشی سفارش رو می گیریم و برات می فرستیم. بهترین و سریع ترین روش البته سفارش اینترنتیه. همین الان سفارش بده و سریع تحویل بگیر!

32
9786008347163
مَت دِ لاپِنیا
نیلوفر امن‌زاده
رقعی
ترجمه
5 تا 7

معرفی کتاب:

پدر و مادرها باید بدانند که کتاب پرملاطفت مت­ دلاپینیا، "یک روز اتوبوسی"، که موفق به کسب جایزه­ی نیوبری در سال 2016 و همچنین افتخار کالدکات 2016و جایزه کتابکورتااسکات کینگ (تصویرگر) براي تصویرگر آن، کریستین رابینسون شد، با هدف خوانندگان جوان است، اما برای تمام سنین دارای درس­های زندگی ارزشمند است.

بدون آمرانه یا آموزشی شدن، در دنیایی نه چندان کامل، ارزش، سرگرمی، پذیرش، سخاوت، قدردانی و تخیل می­آموزد. نانا، یک مادر بزرگ آمریکایی- آفریقایی برازنده و قوی، به پیدا کردن زیبایی در جهان اطراف خود معتقد است. و او با اعتفادات خود زندگی میکند.

در یک سفر اتوبوسی که آنها را از کلیسا به آشپزخانه­ی سوپ که هر یکشنبه بعد از کلیسا در آن کمک می­کنند، می­برد، با پاسخ دادن به سوالات نوه­اش، به آرامی درایت خود را به او بازگو می­کند. زبان، ساده و شاعرانه است، با کار هنری تیره رنگ و پرانرژی و لحنی به طرز داشتنی­ای پذیرشی. این یک کتاب آرام با یک پیام قدرتمند شگفت انگیز در مورد یادگیری برای زندگی راحت در میان زندگی عادی متنوع است.

________________________________________________________________________________________________________

________________________________________________________________________________________________________

معرفی نویسنده:

مَت دِ لاپِنیا

________________________________________________________________________________________________________

___________________________________________________________________________________________

معرفی مترجم:

نیلوفر امن‌زاده

__________________________________________________________________________________________

چند مطلب منتشر شده در رسانه:

یادداشت منتشر شده درباره یک روز اتوبوسی در مجله کیرکوس

پسر جوانی مشتاق چیزی است که ندارد، اما مادر بزرگش به او می­آموزد که زیبایی را در آنچه دارد و میتواند ببخشد پیدا کند، مانند شهری که در آن زندگی میکنند.

سی­جینمی­خواهد در باران منتظر بماند، یا اتوبوس بگیرد و یا بعد از کلیسا به جاهای مختلفی برود. اما با تخیل سرزنده نانا و رهبری آرام او، شروع می­کند تا به هر لحظه به عنوان یک فرصت نگاه کند: درختان قطرات باران را از نی می­نوشند؛ اتوبوس آتش تنفس میکند؛ و هر فردی یک داستان برای گفتن دارد. در اتوبوس، نانا، الهام بخش یک کنسرت فی البداهه است وسی جیبه رویای رنگ و نور ماه و سحر و جادو میرود.

بعد، وقتی سی جی در راه رفتن به آشپزخانه سوپ از کنار چراغهای شکسته خیابان رد میشود، متوجه رنگین کمانی میشود و به هدیه ویژه مادربزرگش برای "دیدن زیبایی­ها حتی در جاییکه فکرش را نمی­کند" فکر میکند. با متن درخشان دلاپینیا،خوانندگان می­توانند شهر را بشنوند، احساس کنند و مزه کنند: هدیه و زیبایی آن، لحظات آرام ارتباط آن.

آثار هنری استثنایی رابینسون با آن کار میکنند تا مطمئن شود خوانندگان سفر سی جی به ارزیابی بافت جذاب و پر جنب و جوش شهر را به طور کامل درک کنند. الگوهای آزادانه تعریف شده و حرکات، به تصاویر کیفیتی فوری و خام ارائه میکنند. این محله شهری متنوع با علاقه و امکان، آغشته به رنگ در پالتی گرم است.

 

__________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده در پابلیشرز ویکلی درباره کتاب یک روز اتوبوسی

مانند آبهای آرام، داستان دلاپینیا(امید ملت) و رابینسون (گاستون) عمیق اجرا می­شود. زیبایی را در مکان­های غیر منتظره پیدا می­کند، تفاوت بین آنچه زودگذر و آنچه ماندنی است را کشف میکند، نابرابری را به رسمیت می­شناسد و عشق به اشتراک گذاشته شده یک پسر آمریکایی- آفریقایی تبار و مادر بزرگ او را بررسی میکند.

روز یکشنبه، سی جیو مادربزرگ مانند هر کس دیگری پس از کلیسا به خانه نمیروند. در عوض، آنها منتظر اتوبوس خیابان مارکت میمانند. سی جی شکایت میکند "چرا یک ماشین نمیگیریم؟". مانند بسیاری از کودکان هم­سن او، سی جیمتوجه انچه دیگران دارند و ندارند است، و د لا پنا این مکالمات را با ظرافت کنترل میکند.

او پاسخ میدهد "پسر، ما ماشین برای چه میخواهیم؟ ما یک اتوبوس داریم که آتش تنفس میکند و آقای دنیس پیر که همیشه حقه­ای برای تو دارد." (راننده از پشت گوش سی جی سکه بیرون می­آورد.)وقتی سی جی آرزوییک دستگاه موبایل موسیقی فانتزی مانند همانی که دو پسر پشت اتوبوس داشتند، میکند، مادربزرگ به مسافری با گیتار اشاره میکند. "تو چیزهای زنده­ای داری که در مقابلت نشسته است."

مرد شروع به نواختن میکند و سی جی چشمانش را می­بندد. "او در صدا گم شده بود و صدا به او احساس سحر و جادو میداد." هنگامی که ترانه تمام شد، همه­ی اتوبوس کف زدند، "حتی پسران پشت اتوبوس." خوانندگان متوجه میشوند که هر جا مادربزرگ می­رود، مردم را گرد هم می­آورد.

نقاشی­های رابینسون به سادگی داستان کمک میکنند. چهره­های به سبک عامیانه او در رنگین کمانی از اشکال و اندازه هستند، چشم انداز شهری با پرواز کبوتر و توری کاری از دروازه امنیتی و آتش آمده است. در نهایت،سی جی و مادربزرگ به مقصدشان میرسند — آشپزخانه سوپ محله.

وقتی این دو نفر یکدیگر را میشناسند، توانایی مادربزرگ برای پیدا کردن "زیبایی در جایی که او هرگز فکرش را نمیکند" روی سی جی کار میکند. سی جی به مادربزرگ میگوید "خوشحالم که آمدیم،". پیش از آن، نانا میگوید که زندگی در محله­ی تنزل یافته، باعث میشود مردم " شاهد بهتری برای آنچه زیباست، باشند." این داستان همان اثر را دارد. سنین 3-5. عامل: استیون مالک، رایترز هاوس.

 

__________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده در سایت شخصی مت د لاپینیا درباره کتاب یک روز اتوبوسی

هر یکشنبه بعد از کلیساسی جیو مادر بزرگش سوار اتوبوس شهر میشوند. اما امروز، سی جی متعجب استچرا آنها مانند دوستش کولبی، خودشان ماشین ندارند. چرا او مانند پسرانی که در اتوبوس هستند، آی پد ندارد؟ چرا آنها همیشه باید در قسمت کثیف شهر پیاده شوند؟ هر سوال با پاسخی دلگرم کننده از مادر بزرگ همراه است که کمک می­کند تا او زیبایی— و سرگرمی— را در روال عادی جهان اطراف خود ببیند.

این سواری پر انرژی در شهر شلوغ، چشم انداز فوق العاده­ای را که یک مادربزرگ میتواند با نوه­اش به اشتراک بگذارد را برجسته میکند، و با نوشتار مت دلاپینیا و تصاویر درخشنده کریستین رابینسون به زندگی می­آید.

 

** برنده جایزه نیوبری در سال 2016

** کتاب افتخار کالد کات 2016

** تصویرگر کتاب افتخار کورتا اسکات کینگ 2016

** کتاب پرفروش شماره #1 نیویورک تایمز

4 بررسی ستاره­دار

فینالست جایزه کتاب ای بی وایت 2014

منتخب جونیور لایبرری گیلد

انتخاب مستقل بعدی کودکان در زمستان 2014-2015

-         کتاب قابل توجه کودکان نیویورک تایمز 2015

-         بهترین کتاب کودکان وال استریت ژورنال 2015

-         بهترین کتاب NPR 2015

-         بهترین کتاب بوستون گلوب 2015

-         بهترین کتاب سال پابلیشرز ویکلی

-         انتخاب مستقل بعدی کودکان در زمستان 2014

-         فینالیست جایزه­ی ای.بی وایت

-         بهترین کتاب مصور بوک پیج 2015

-         بهترین کتاب هورن بوک 2015

-         بهترین کتاب آتلانتا پرنت 2015

-         بهترین کتاب کودکان رالی نیوز اند آبزرور 2015

-         بهترین کتاب کودکان میامی هرالد 2015

-         لیست تابستان هورن بوک 2015

-         "50 کتاب برتر تابستان" اسکولاستیک اینستراکتور

-         لیست 10 کتاب برتر لاتین اسکول لایبرری ژورنال

-         "بهترین کتاب چند فرهنگی 2015" مرکز مطالعه ادبیات چند فرهنگی کودکان

-         بهترین از بهترین شیکاگو پابلیک لایبرری2015

-         100 کتاب برای خواندن و به اشتراک گذاشتن NYPL

 

بررسی­ها:

"این جشن پیوند متقابل نسل، یک تور متنی و هنری است." — بررسی کیرکوس (بررسی ستاره دار)

"مانند آبهای آرام، داستان دلاپینیاو رابینسون عمیق اجرا می­شود. زیبایی را در مکان­های غیر منتظره پیدا می­کند، تفاوت بین آنچه زودگذر و آنچه ماندنی است را کشف میکند، نابرابری را به رسمیت می­شناسد و عشق به اشتراک گذاشته شده یک پسر آمریکایی- آفریقایی تبار و مادر بزرگ او را بررسی میکند."— پابلیشرز ویکلی (بررسی ستاره­دار)

"مت دلاپینیا، با دقت شاعرانه، سرگذشت صبح یکشنبه عادی پسریبا مادر بزرگش را شرح می­دهد. پالت نشاط بخش کریستسن رابینسون و بازیگران متنوع فرهنگی، پس زمینه روز بارانی را روشن می­کند." – شلف اوارنس (بررسی ستاره­دار)

"فقر مادی به معنای فقر معنوی و یا تخیلی نیست، و به زیبایی در صفحات "یک روز اتوبوسی" واضح است." – وال استریت ژورنال

"اشکال ساده ، پالت های روشن و چشم انداز صاف رابینسون، استفاده پیچیده اکریلیک و کولاژ را تكذيب كردند. منظره او بدون غفلت،متنوع و دوستانه، است: روان، گرافیتی، پنجره­های امنیتی و آشپزخانه سوپ—مقصد سی جی و مادربزرگ. با این جزئیات نهایی، آخرین توقف در خیابان مارکت، یک پیچ و تاب ملایم دارد که به خوانندگان اجازه میدهد تا در گفتگوی رازدار سی جی و مادربزرگ باشند: آنها در راه کمک به دیگران که حتی کمترند، هستند. اما همچنین گرمای ارتباط بین نسلی است که این کتاب را هم برای خوانندگان جوان و بزرگسالرضایت بخش میکند." – نیویورک تایمز

"محیط شهری واقعا انعکاسی است، که مردم را با رنگ­های مختلف پوست بدن، توانایی­، سنین و طبقات، در صورت طبیعی و معتبر نمایش میدهد... یک عنوان دوست داشتنی." — اسکول لایبرری ژورنال

"جشن شادی خدمت، هدیه مادربزرگ و حساسیتی که یک شهر میتواند لمس کند." – نیوزدی

"کار هنری یادآورازرا جک کیتس بزرگ است. کتاب یادآور خوبی است که اغلب سفر، به اندازه­ی مقصد مهم است." --سنت لوئیس پست دیسپچ

"یک کتاب استثنایی در مهربانی و تنوع زیستی، 'یک روز اتوبوسی' درجه یک است." — فیلادلفیا ایگل

 

 

__________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده در سایت npr درباره کتاب روز اتوبوسی

در مسیر یک اتوبوس شهری، پسر کوچکی راه قدردانی را پیدا می­کند

"یک روز اتوبوسی" کتاب مصور جدیدی است که کودکان را به سفر، نه به سرزمین خیالی، دور، دور اما به جایی واقعی، با اتوبوس می­برد. سی جی با مادر بزرگش، نانا، سواری میکند و در طول راه، او با انواع مسافران برخورد میکند— مردی پر از خالکوبی، زن سالمندی با یک شیشه از پروانه­ها، مردی کور و سگ راهنمایش، نوجوانانی که به موسیقی گوش میدهند.

 

کتاب همکاری بین نویسنده، مت دلاپینیاو تصویرگر، کریستین رابینسون است، که با اتوبوس سواری در لس آنجلس با مادر بزرگ خود بزرگ شده است. تا این پروژه، آنها هرگز با هم کار نکرده بودند، اما آنها یک عامل مشترک داشتند که یکی از طراحی­های رابینسون را برای دلاپینیا فرستاد.

دلاپینیا به دیوید گرین از سایت NPR می­گوید "تصویری از یک پسر جوان با مادربزرگش در اتوبوس بود. برای من خاطره انگیز است، چون مادربزرگ من، بزرگ خانواده من است."

این باعث شد دلاپینیا درباره­ی راهی که مادربزرگها میتوانند به شکل گیری دید کودکان به جهان و جایگاه آنها در آن کمک کنند، فکر کند.

 

__________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده در مجله هورن بوک درباره کتاب یک روز اتوبوسی

سی جی، یکپسر جوان سیاه پوست است که در یک روز بارانی سوالات آشفته­ای از مادربزرگش دارد: "چرا ما باید اینطور خیس باران منتظر اتوبوس باشیم؟" "چرا یک ماشین نمی­گیریم؟" "چرا ما همیشه بعد از کلیسا به اینجا میاییم؟" تنها پایان کتاب به خوانندگان اجازه میدهد تا متوجه شوند که "اینجا" یک آشپزخانه­ی سوپ در بخشی از شهر است که زندگی سختی دارند ("چرا اینجا همیشه کثیف است؟")، جایی که سی جی و نانا هر یکشنبه آنجا کار می­کنند. نانا بی نهایت پاسخ دارد که همه­شان به نیمه­ی پر لیوان نگاه می­کنند ("سی جی، گاهی وقتی در کثیفی­ها محدود باشی، شاهد بهتری برای زیبایی­ها هستی")، اما او فقط نمیگوید، تصاویر کولاژ شده و با لطافت طبع ترکیب شده، یک محیط شهری بدون زرق و برق را نشان می­دهد که خواندن را سلیس میکند.

سی جیو نانا با راننده اتوبوس، آقای دنیس، و با مسافران دیگر (یک مرد کور و سگش، یک پیرزن که یک شیشه پروانه در دست دارد، مردی که گیتار مینوازد) هم صحبت می­شوند و خیلی برای نانا طول نمی­کشد که سی جی سکه­ای را که آقای دنیس به او میدهد را داخل کلاه نوازنده می­اندازد. دلاپینیاو رابینسون در روح و سبک بصری ازرا جک کیتس کار کرده­اند. این کتاب کاملا قابل توجه، به احتمال زیاد الهام بخش سوالاتی خواهد شد که کمتر از سوالات سی جی عملی هستند؛ همچنین یک سری خوانندگان بزرگسال خواهد داشت که به دنبال دستمال کاغذی خواهند گشت.

__________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده در سایت کارول هرست درباره کتاب یک روز اتوبوسی

این کتاب مصور واقعا فوق العاده است و اگرچه برای پیش دبستانی­ها لذت بخش است، برای دانش­آموزان بزرگتر تا نوجوانان هم قابل استفاده است. یک کودک آمریکایی- آفریقایی تبار و مادربزرگ خوش بینش بعد از کلیسا به مقصد آشپزخانه سوپ سوار اتوبوس میشوند(هر چند ما تا پایان، مقصد را نمیدانیم.). در طول راه، مادر بزرگ به او کمک میکند تا زیبایی غیر منتظره در شهر و به خصوص مردم را درک کند.

در حالی که طرح­های زمینه پرمحتوا هستند، لحن کاملا واضح و سرگرم کننده است. همچنین شایان توجه است که این کتاب برنده­ی جایزه­ی معتبر نیوبری شده است، که یکی از دو کتاب مصوری است که موفق به کسب این جایزه شده­اند و اولین آن، یک نویسنده­ی لاتین بود.

وقتی داستان شروع می­شود، سی جی برای خود احساس تاسف میکند، "چرا باید اینطور خیس باران منتظر اتوبوس باشیم؟" چرا ماشین ندارند؟ چرا او نمیتواند مانند دوستانش بعد از کلیسا بازی کند؟ نانا با پاسخ­هایی مانند تصاویر کودکانه، با سی جی که مبهوت اطرافش است، ارتباط برقرار میکند: اتوبوس آتش تنفس میکند و درختان با نی باران را مینوشند.

اتوبوس سواری شامل گفتگویی با یک مرد کور و یک کنسرت بداهه با مردی با یک گیتار است. وقتی آنها به "ایستگاه آخر"میرسند، سی جی می­پرسد: "چرا اینجا همیشه کثیف است؟" نانا پاسخ میدهد " سی جی، گاهی وقتی در کثیفی­ها محدود باشی، شاهد بهتری برای زیبایی­ها هستی."

آنها تا پایین خیابان، یک مرد معلول و یک مرد بی خانمان را دنبال میکنند تا به آشپزخانه سوپ میرسند که نانا و سی جی هر هفته داوطلبانه در آن غذا سرو میکنند.

متن دلاپینیا استادانه، با مناظر و صداها، شهر را به خواننده کاملا واضح نشان میدهد که با شما خواهد ماند. سبک بدوی تصاویر گرم و رنگارنگ رابینسون از یک شهر متنوع (سان فرانسیسکو؟) نظیر خوبی برای سادگی داستان و توانایی نانا برای پیدا کردن زیبایی در اساس انسانیت در اطراف آنها است. لحن، یادآور "روز برفی" ازرا جک کیتس است (به لیست کتاب های مرتبط زیر نگاه کنید).

من (ربکا) می توانم ببینم که چرا کمیتهنیوبریبه اندازه کافی تحت تاثیر این کتاب قرار گرفت که سنت شکنی کند و به آن جایزه بدهد. برای معلمان، این کتاب نقطه شروع فوق العاده­ای برای بحث در مورد نگرش و ارزش است. این یک انتخاب طبیعی برای واحدها در جامعه است و به هر گونه بحث در زیبایی و قدردانی یا ماترياليسم تعلق دارد. داستان به اندازه کافی زیر سطح خود پیچیدگی دارد که تجزیه و تحلیل ادبی بیشتر برای دانش آموزان بزرگتر پاداش بگیرد و بنابراین یک کتاب عالی برای آموزندگان گوناگون باشد.

 

__________________________________________________________________________________________

جستجو: کتاب برای نوآموز 6 و 7 ساله در ژانر تصویری | qc3f | کتاب برای کودک 4 و 5 ساله در ژانر تصویری | qc2f