اینجا میتونی کتاب های مناسب سنت و بر اساس دسته بندی مورد علاقت رو پیدا کنی.

چند سالته؟

بخرید و 1,900 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

دریا قرمز نیست

تولید کننده
پرتقال لوگوی تولید کننده

10 قلم

برای خرید این محصول، می تونید :
1-اینترنتی همین الان سفارش بدی.
2-تلفنی در ساعات اداری سفارش بدی : 17-88996316 (تهران)
3-یه پیامک بفرستی به 09212048692
4-توی تلگرام و واتس آپ به این شماره پیام بدی : 09212048692

ما سریع به هر روشی که راحت باشی سفارش رو می گیریم و برات می فرستیم. بهترین و سریع ترین روش البته سفارش اینترنتیه. همین الان سفارش بده و سریع تحویل بگیر!

40
9786008111931
مایکل هال
آناهیتا حضرتی
رقعی
ترجمه
2 تا 5

معرفی کتاب:

_______________________________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده در خبرگزاری افتاب

 

متفاوت بودن یعنی به کار مهمی آمدن

کتاب مصور «دریا قرمز نیست» که به تازگی توسط نشر پرتقال به بازار نشر کودک عرضه شده، حاوی یک پیام مهم برای تمام کودکان و البته آدم‌ بزرگ‌هایی است که با دیگران تفاوت دارند و از تفاوت داشتن خود رنج می‌برند. پیام مهم «دریا قرمز نیست» این است: از متفاوت بودن نترسید.

پیام کتاب شاید کوتاه اما بسیار مهم است. البته در کنار راهکاری که مایکل هال به عنوان نویسنده و ایده‌پرداز اصلی کتاب به مخاطبان می‌دهد. مایکل هال همچنین تصاویر درخشانی برای کتابش طراحی کرده است. تصاویری که در حد یک فیلم سینمایی صامت می‌توانند گویا باشند و همان اندک جملات کتاب کافی است تا مقصود و منظور خود را به حد کمال به مخاطب انتقال بدهد. موضوع کتاب دریا قرمز نیست خیلی ساده است؛ یک مداد شمعی آبی که به اشتباه روکش قرمز رنگ دور آن پیچیده‌اند در تشخیص هویت خود دچار مشکل است. طبعا انتظار دارند این مداد شمعی بتواند توت فرنگی بکشد یا مثلا آلبالو و هر چیزی که قرمز باشد. اما او تمام این چیزهای قرمز را آبی نقاشی می‌کند. طبیعی است که باقی مداد شمعی‌ها به هویت او و به کارش شک می‌کنند. چون تکلیف‌شان را با این مدادشمعی که همه چیز را آبی می‌کشد، در حالی‌که روی آن نوشته قرمز، نمی‌دانند. بنابراین مداد شمعی ما تنها می‌ماند. تنها و بلاتکلیف چون نمی‌داند دلیل موجودیتش در جهان هستی برای چیست و قرار است چه نقشی در میان باقی مداد شمعی‌ها داشته باشد. در واقع او نقش اصلی خود را نمی‌داند اما سرانجام کسی سر راه او قرار می‌گیرد و تازه آن‌جاست که می‌داند او می‌تواند چیزهایی را نقاشی کند که با رنگ خودش جور هستند. مثلا یک دریا که طبعا نمی‌تواند قرمز یا سبز باشد و باید حتما آبی رنگ شود. یا یک آسمان. یا هرآنچه که در جهان به رنگ آبی دیده می‌شود. حالا که مدا شمعی ما به نقش خود در میان باقی مداد شمعی‌ها واقف شده دوباره از طرف جامعه‌ی مداد شمعی‌ها مورد پذیرش قرار می‌گیرد و او هم به اعتماد به نفسی که از دست داده می‌رسد. اعتماد به نفسی که با شناخت از خود به آن می‌رسد.

«دریا قرمز نیست» درسی به مخاطبان خود، که می‌توانند در هر طیف سنی قرار بگیرند می‌دهد که در کنار تصاویر جذاب و ساده و از همه مهم‌تر خلاقانه‌اش برای همیشه در یادشان می‌ماند؛ این‌که وقتی خودت را به عنوان آن‌چه هستی می‌پذیری دیگر کسی نمی‌تواند شما را نادیده بگیرد. مهم‌ترین شناختی که از شما وجود دارد شناخت خودتان از خودتان است. وقتی خودتان را به هر شکل و رنگ و در هر جایگاه و درصد هوشی و شمایل ظاهری که هستید به رسمیت بشناسید، کم‌کم جایگاه خود را در جامعه‌ای که به آن وابسته هستید پیدا می‌کنید. بنابراین هیچ‌‌کس به اندازه‌ی خود ما نمی‌تواند به ما جا و مرتبه و مقام بدهد و برای‌مان جایگاه تعریف کند. این خود ما هستیم که برای دیگران تعریف می‌کنیم که هستیم و در چه جایگاهی قرار می‌گیریم. فقط کافی است گاهی اوقات یک راهنما سر راه مان قرار بگیرد و ما را به خودمان بشناساند و به ما بگوید چه کارهایی از دست‌مان برمی‌آید.

___________________________________________________________________________________________________________

____________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده درباره کتاب «دریا قرمز نیست» در اسکول لایبرری ژورنال

 

تقریبا بسیاری از کتاب­های مفهومی کودکان، از یک سو برای آموزش و اطلاع رسانی و از سوی دیگر برای اطلاع فیبر اخلاقی یک نفر است. چرا کسی می تواند تصنیف 1730 جذاب از "راهنمای نجیب­زاده" را فراموش کند،"احمق بیکار / در مدرسه شلاق میخورد" ریتم دارد و شما می­توانید با آن برقصید! و هر چه که قرن­ها گذشت، کتاب­های کودک و نوجوان به آموزش و تعلیم ادامه داد.

"پیتر خرگوشه" یک خوراک غیر قانونی می­خورد و رفقای فانتزی­اش را از دست میدهد. پینوکیو کمی حقیقت را کش می­دهد و با دماغی دراز و برجسته به پایان می­رسد. حتی پدر و مادرهایی که برای پر کردن قفسه­های خود با شیطنت­های خرابکارانه­ی مکس، دیوید، و الویس مطمئن هستند، هنوز وقتی عزیز کوچکشان همسایه را گاز می­گیرد/ می­زند/ فحش می­دهد، مایلند کمی با کتاب درمانی، عذر بیاورند. با این حال، آموزش چیز وحشتناک و دشواری برای انجام در کتاب­های کودکان است. مهارت و دست آرام میخواهد.

"هنگامی که سوفی عصبانی میشود... خیلی خیلی عصبانی" جواب می­دهد، چون هدف کتاب در هنر زیبا، سرزنده و ظاهری است، و داستانی است که بیشتر نشان می­دهد تا اینکه بخواهد بگوید. اما برای هر "سوفی"، صد دستگاه آموزشی هست که یک کودک فقیر در جایی است که مجبور است بغضش را فرو برد. پس چه تسکینی، که به سراغ "دریا قرمز نیست" برویم. شکی در آن نیست که هدف دارد. اما این هدف با دستی آرام و داستانی جالب است که به خواننده احساس ناخوشایندی نمیدهد، حتی اگر آنها با یک بار خواندن، هدف را متوجه نشوند، چیزی در مورد کتاب به درون آنها نفوذ میکند. باهوش و خوش است و با اشاره­ای به اخلاق، شما را در آن غرق می­کند. شگفت انگیز است.

"او قرمز بود. اما خیلی در آن خوب نبود." وقتی مداد رنگی مومی آبی در لفاف بسته بندی با برچسب "قرمز" بارها و بارها شکست می­خورد، هر کسی که دور و برش است، نظری دارد. شاید باید با بچه­های دیگر مخلوط شود (فقط اینکه، زمانی که او خواست نارنجی شود، سبز شد). شاید او نیاز به تمرین بیشتری دارد. شاید لفاف بسته بندی­اش به اندازه کافی تنگ نیست. شاید بیش از حد تنگ است. شاید او باید سخت­تر و بیشتر کار کند. هیچ کدام این­ها درست نیست، تا اینکه یک مداد رنگی جدید از او میخواهد یک دریای آبی را رنگ کند و او به درک تکان­دهنده­ای میرسد. به رغم آنچه ممکن است پوشش او بگویند، او اصلا قرمز نیست. او آبی است! و هنگامی که این روشن میشود، همه چیز در جای خود قرار می­گیرد.

یکی از دوستان کتابدار مدرسه­ام درباره این کتاب با برخی از کودکان بحث کرده بود. با توجه به حرفهای او، گفتگوهای آنان به جاهای جالبی کشیده شده بود. در میان آنها کسی سوال پرسیده بود که چرا آن مداد رنگی چنین واکنشی داشت. یکی از بچه­ها گفت که این تقصیر کارخانه بوده که به او برچسب زده است. بچه­ی دیگری مقابله کرده بود که نه، تقصیر مداد رنگی­های دیگر بوده که از همان آغاز او را نپذیرفته بودند. و بعد یکی از بچه­ها متعجب بود که اول از همه چرا مداد رنگی به برچسب نیاز داشت. حالا من نمی­خواهم به آنچه عیان است اشاره کنم، اما اساسا این بچه­ها کل کتاب را فهمیدند و این بررسی را با همه­ی اهداف و معانیش ارائه کردند. آنها کتاب را فهمیدند. آنها کتاب را درک میکنند. آنها باید کسانی باشند که کتاب را ارائه میدهند.

چون میدانید، اولین باری که من با کتاب رو به رو شدم، خود خیلی خیلی بالغ (و خیلی خیلی محدود) من با آن رو به رو شد. یک بار خواندم و قانع شدم که این داستان روایتی از تغییر جنسیت است، جز اینکه، درمورد وسایل مومی نقاشی است. و من نمی گویم که این راه مشروعی برای خواندن کتاب نیست، بلکه خواندن بسیار محدود است. منظور من این است که بیایید با آن روبه رو شویم.

اگر آقای هال میخواست که کتاب فقط در مورد بچه­های دگرجنس باشد، آیا نباید یک مداد رنگی مومی آبی در لفاف بسته بندی صورتی شده می­بود؟ نه، داستان هال برای طیف گسترده­ای از افرادی است که میفهمند به اشتباه "برچسب" خورده­اند. کسانی که به آنها گفته می­شود که آنها به اندازه کافی تلاش نمی­کنند، حتی زمانی که واضح است که قوانین معمولی اعمال نمیشوند. همه ما از قبل کسی شبیه این را در زندگی می شناسیم. گاهی اوقات آنها مانند قرمز اینجا خوش شانس هستند و با کسی آشنا میشوند که به آنها کمک میکند و راه را نشان میدهد. گاهی به خودشان کمک می­کنند. و گاهی هیچ کمکی وجود ندارد و داستان روی بسیار غمگینی دارد. من به آن بچه­ها فکر می­کنم و بعد دوباره پایان "دریا قرمز نیست" را میخوانم. به وضعیت آنها کمک زیادی نمی­کند، اما باعث می­شود من احساس بهتری داشته باشم.

 

این اولین بارم نیست که در کار مایکل هال باشم. "قلبم مانند یک باغ وحش است" را دوست داشتم و از "مربع کامل" لذت بردم، به "داستان گربه" جذب شدم و متوجه شدم "این یک کفتار نارنجی است" جالب است، اما همه این­ها مانند مقدمه­ای برای "دریا قرمز نیست" هستند. چون با آن کتاب­ها، هال به رنگ و شکل می پردازد. مانند "مربع کامل"، او حتی نسبت به تعاریف درک شده­ی ما معترض است. اما در حالی که همه آن کتابها به چشم دل انگیز بودند، "دریا قرمز نیست" یک خیز ناگهانی به قلب و ذهن هم دارد. که موفقیت آن قطعا شایان ذکر است.

وقتی من بچه بودم، به اشیاء بی جان یک سطح عجیب و غریبانسانی نسبت میدادم.یک بازی انفرادی که یک دسته کارت را به شرط ارزشسفر عاطفی مسابقه­ی اسب دوانی تبدیل میکرد. و مداد رنگی­ها؟ مداد رنگی­ها هم زندگی خودشان را داشتند. در جعبه­ی زرد رنگم خیانت­ها و دل شکستگی­های زیادی وجود داشت. هال از این سطح از مدادرنگی اجتناب میکند، اما من در هنر او متوجه شدم که او وقت زیادی را صرف این کرده که بفهمد اگر مداد رنگی­ها اجازه­ی خانواده و زندگی کامل داشتند، وجودشان مستلزم چه چیزی بود.

من عاشق این بودم که ببینم چگونه هدف در مداد رنگی کسل کننده خواهد شد و یا چگونه برخی از مداد رنگی­ها با توجه به رنگی که داشتند، در حاشیه بودند. این که هر چه سنتان بیشتر بشد، قدتان کوتاهتر باشد را دوست داشتم (مفهومی که اساسا وقتی کودک 3 ساله­ی من سعی کرد آن را درک کند، دنیای او را وارونه کرد). این که هر اتفاقی برای قرمز می­افتاد تا انتهای کتاب با او همراه بود را دوست داشتم.

اگر پوشش او بریده شود و به یکدیگر چسب زده شود، آن برش و چسب تا آخر با او خواهد ماند. نتیجه این است که زمانی که او جای خود را در جهان بفهد (و همه ما آنقدر خوشبخت نیستیم) او بریدگی­های فیزیکی و زخم­هایی را تحمل خواهد کرد که نشان می­دهد او سفر طولانی و سختی برای پذیرش خود خواهد داشت. این که برای یک کتاب که عمدتا فقط از نقاشی مداد رنگی مومی و برش کاغذ دیجیتالی استفاده کرده است، شاهکار متوسطی نیست.

هر کسی مثل من فکر نمی­کند که تلاش آقای هال موفق است. من دست کم با یک کتابدار مواجه شده­ام که مستقیما به من گفت که او کتاب را "موعظه" میداند. من میفهمم که چرا او چنین چیزی میگوید. منظورم این است که پیام آن در آستین خودش است. در عین حال که این هدف دارد، نمیتوانم بگویم هدفمند است. کاری که هال به خوبی در اینجا انجام داده است این است که یک داستان جهانی را انتخاب کرده و آن با اشیائی تعریف کرده که تقریبا هر خواننده­ای به این کتاب نزدیک شود، قبلا با آن آشنا بوده است.

این مداد رنگی­ها چهره یا دست یا دهان ندارند. آنها شبیه مداد رنگی­هایی هستند که مدام با آنها سروکار دارید، فقط اینکه آنها زندگی دارند که ممکن است برای خوانندگان آشنا یا ناآشنا باشد. و در گفتن یک داستان بسیار ساده و واضح، این موضوع باید در نظر گرفته شود که بچه­ها را درمورد آنچه که داستان قصد دارد بگوید، به فکر وادارد. باعث شود خوانندگان به هدف ان فکر کنند. این کتاب درمانی نیست. این رمزگشایی از کتاب است. و وقتی آنها میفهمند موضوع از چه قرار است، به همان اندازه که شما امیدوار بوده­اید، از آن درک کرده­اند. یک عنوان فوق العاده ونادر که واقعا مخاطبان کودک خود را در ذهن دارد. با احترام.

 

____________________________________________________________________________________________

 معرفی نویسنده:

مایکل هال نویسنده/تصویرگر کتاب پرفروش نیویورک تایمز "قلب من مثل باغ وحش است" و کتاب¬های دیگری همچون "مربع کامل"، "این یک کفتار نارنجی است"، "قرمز: داستان یک مداد رنگی مومی" و "فرانکن¬رایان" می¬باشد.
قبل از اینکه مایکل تبدیل به نویسنده¬ی کودک شود، برنده جایزه¬ی طراح گرافیک بود که کار او— از جمله هویت¬های گرافیکی برای شهر سنت پل، کالج مک آلستر، جامعه تاریخی مینه سوتا و مرکز پزشکی شهرستان هنه¬پین— به خاطر روش ساده و جذابش، به طور گسترده¬ای شناخته شده است.

____________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده درباره کتاب «دریا قرمز نیست» در پابلیشرز ویکلی

قرمز یک مداد رنگی مومی است و کودکان مشکل او را خواهند فهمید: برچسب او "قرمز" خوانده می­شود، اما او آبی است. شاید تعجب­آور نباشد که او در مدرسه ضعیف عمل می­کند، چون انتظار می­رود که نقاشی­هایش قرمز باشد. هال (نویسنده­ی کتاب "این یک کفتار نارنجی است!) گوش خوبی برای گفتگو دارد و تحمل تشویق بیش از حد شاد قرمز، برای هر کودکی که برای کاری در تلاش و کشمکش بوده است، آشناست: مداد رنگی مومی سرخ رنگ به او یاد میدهد "اول من یک توت فرنگی قرمز می­کشم، بعد تو یک توت فرنگی قرمز بکش. تو می­تونی این کار رو بکنی، جدی می­گم!"

اما صفحه­ی بعد دو ردیف توت فرنگی نشان می دهد، یکی قرمز و دیگری.... آبی. یک گروه کریونانی از مداد رنگی­های بالغ، در سراسر یک پهنه­ی سیاه، از روی تشویق نظر می­دهند: "او باید بیشتر تلاش کند." "واقعا خودش را ثابت کند!" تنها زمانی که قرمز در پایان شوخ طبعی است، با بری آشنا می­شود، یک مداد رنگی مومی که واقعا او را می­بیند. "میشه برای قایق من یک اقیانوس آبی بکشی؟" بری این سوال را به آرامی می­پرسد و این این چیزی است که زندگی قرمز را عوض می­کند. داستان­های زیادی درمورد پذیرش تفاوت وجود دارد اما این یکی پیامی غیر منتظره دارد. سنین 4 – 8. عامل: آنا اولسونگر،ادبیات اولسونگر.

 

پ

____________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده «نیکولاس لمی» درباره کتاب «دریا قرمز نیست» در بوستون گلوب

 

برای اعلان گسترده، اول سال است، اما من نمی توانم جلوی خودم را بگیرم: "دریا قرمز نیست" نوشته­ی مایکل هال یکی از کتاب­های پر از احساس ادبیات کودکان در سال 2015 خواهد بود." این اولین گوهر هال نیست. او قبلا هم کاری دوست داشتنی با اساسی ترین واژگان کتاب­های مصور انجام داده است: شکل، در "قلب من مانند باغ وحش است" و " مربع کامل" و رنگ در "این یک کفتار نارنجی است."

او دوباره در "دریا قرمز نیست" با رنگ بازی می­کند، اما این بار هال یک داستان عمیق­تر نوشته است. "دریا قرمز نیست" که توسط یک مداد روایت می­شود، داستان یک مداد رنگی مومی است که اشتباها برچسب خورده است، یک پسر کوچک که خود آبی مومی شکلش در کاغذ قرمز پوشانده شده است و هیچکس— نه حتی پدر و مادرش خوبش، معلم زحمت کشش، پدربزرگ و مادربزرگ سخاوتمندش (تکه­های کوچک نقره­ی و خاکستری جذاب) و نه همسالان گیجش — نمی­توانند ورای برچسب او را ببینند.

او تلاش می­کند توت فرنگی،چراغ قرمز، گیلاس و دیگر اشیاء قرمز را بکشد، اما با نتایج ناامیدکننده­ای رو به رو می­شود. تا ابنکه یک دوست جدید، با یک دیدگاه تازه به تشویق استعدادهای طبیعی قرمز می­پردازد. جزئیات بصری — از جملهصفحات ابتدایی و انتهایی ناهمگون — شوخ طبعانه و فراوان هستند. استعاره کاملا ظریف است. با هر قلب آبی­ رنگی که مداد می­کشد، کودکان می­توانند فشار اشتباه گرفته شدن را احساس کنند. اما هنگامی که او رنگ واقعی خود را نشان می­دهد، تماشای اوج او هیجان­انگیز است.

 

____________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده «کلر مارتین» درباره کتاب دریا قرمز نیست در وبلاگ دنورس پست

 

"دریا قرمز نیست"، داستانی به طرز فریب آمیزی ساده از مایکل هال، درباره­ی یک مداد رنگی مومی، استعاره­ای برای افرادی است که احساس کاملا متفاوتی از آنچه در درون هستند و آنچه در بیرون نمایان است، دارند. در "دریا قرمز نیست" یک مداد رنگی مومی، که به وضوح در پوشش قرمز است، تلاش می کند تا نقاشی­های قرمز بکشد، اما تنها می­تواند آبی بکشد—رنگ واقعی مداد، که زیر پوشش اشتباهی است.

کتاب اینگونه آغاز می شود: "او قرمز بود". ورق بزنید، و وقتی مداد رنگی برچسب قرمز، یک ماشین آتش نشانی را آبی می­کند، آمده است:"اما او خیلی در آن خوب نیست".

مداد دارای برچسب سرخ، رنگ رژ لب ستاره کوچک دهه­ی 1950،سعی دارد برای قرمزی او تلاش کند: "من یک توت فرنگی قرمز میکشم، بعد تو یک توت فرنگی قرمز بکش. تو می­تونی. جدی میگم!" نه، نه خیلی. قرمز تنها می­تواند توت فرنگی آبی رنگ بکشد. یک مداد رنگی زرد سعی دارد تا به قرمز کمک کند که یک پرتقال بکشد، اما آنها تنها "یک پرتقال مایل به سبز کشیدند." هر کس برای کمک تلاش می­کند. پدربزرگ و مادربزرگ قرمز به او یک شال قرمز می­دهند، اما زمانی که قرمز از خودش تصویری می­کشد، هم خودش و هم شال، آبی می­شوند.

و سپس یک مداد رنگی جدید از قرمز می­خواهد که "برای قایق من، اقیانوسی آبی بکش." و حدس بزنید چه شد؟

آشفتگی جنسیتی،که باعث می­شود کسی با آناتومی یک جنسیت متولد شود، اما در عوض با جنسیت مخالف شناسایی ­شود، یکی از نمونه­هایی است که امروزه به آن زیاد توجه شده است.

به این فکر می­کنم که چطور داستانی مانند "دریا قرمز نیست" می­تواند برای یک کودک فراجنسیتی قدرتمند باشد و یا حتی خوانندگان بزرگ­تر با شرایط جاذبه جنس مخالف کنار بیایند. و یا یک رهبر تشویق­کنندگان بلوند که ترجیح می­دهد بازیکن تیم فوتبال باشد. یا کسی که سفید پوست نیست و خودش را در مدرسه در اقلیت می­یابد.

"دریا قرمز نیست" نوشته­ی مایکل هال (گرین ویلو بوکس، ; $$ 17.99، سنین 4 سال به بالا. به خصوص بالا)

 

 

___________________________________________________________________________________________________________

معرفی مترجم:

آناهیتا حضرتی

___________________________________________________________________________________________________________

تصاویری از کتاب :

___________________________________________________________________________________________________________

___________________________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده در خبرگزاری افتاب

 

متفاوت بودن یعنی به کار مهمی آمدن

کتاب مصور «دریا قرمز نیست» که به تازگی توسط نشر پرتقال به بازار نشر کودک عرضه شده، حاوی یک پیام مهم برای تمام کودکان و البته آدم‌ بزرگ‌هایی است که با دیگران تفاوت دارند و از تفاوت داشتن خود رنج می‌برند. پیام مهم «دریا قرمز نیست» این است: از متفاوت بودن نترسید.

پیام کتاب شاید کوتاه اما بسیار مهم است. البته در کنار راهکاری که مایکل هال به عنوان نویسنده و ایده‌پرداز اصلی کتاب به مخاطبان می‌دهد. مایکل هال همچنین تصاویر درخشانی برای کتابش طراحی کرده است. تصاویری که در حد یک فیلم سینمایی صامت می‌توانند گویا باشند و همان اندک جملات کتاب کافی است تا مقصود و منظور خود را به حد کمال به مخاطب انتقال بدهد. موضوع کتاب دریا قرمز نیست خیلی ساده است؛ یک مداد شمعی آبی که به اشتباه روکش قرمز رنگ دور آن پیچیده‌اند در تشخیص هویت خود دچار مشکل است. طبعا انتظار دارند این مداد شمعی بتواند توت فرنگی بکشد یا مثلا آلبالو و هر چیزی که قرمز باشد. اما او تمام این چیزهای قرمز را آبی نقاشی می‌کند. طبیعی است که باقی مداد شمعی‌ها به هویت او و به کارش شک می‌کنند. چون تکلیف‌شان را با این مدادشمعی که همه چیز را آبی می‌کشد، در حالی‌که روی آن نوشته قرمز، نمی‌دانند. بنابراین مداد شمعی ما تنها می‌ماند. تنها و بلاتکلیف چون نمی‌داند دلیل موجودیتش در جهان هستی برای چیست و قرار است چه نقشی در میان باقی مداد شمعی‌ها داشته باشد. در واقع او نقش اصلی خود را نمی‌داند اما سرانجام کسی سر راه او قرار می‌گیرد و تازه آن‌جاست که می‌داند او می‌تواند چیزهایی را نقاشی کند که با رنگ خودش جور هستند. مثلا یک دریا که طبعا نمی‌تواند قرمز یا سبز باشد و باید حتما آبی رنگ شود. یا یک آسمان. یا هرآنچه که در جهان به رنگ آبی دیده می‌شود. حالا که مدا شمعی ما به نقش خود در میان باقی مداد شمعی‌ها واقف شده دوباره از طرف جامعه‌ی مداد شمعی‌ها مورد پذیرش قرار می‌گیرد و او هم به اعتماد به نفسی که از دست داده می‌رسد. اعتماد به نفسی که با شناخت از خود به آن می‌رسد.

«دریا قرمز نیست» درسی به مخاطبان خود، که می‌توانند در هر طیف سنی قرار بگیرند می‌دهد که در کنار تصاویر جذاب و ساده و از همه مهم‌تر خلاقانه‌اش برای همیشه در یادشان می‌ماند؛ این‌که وقتی خودت را به عنوان آن‌چه هستی می‌پذیری دیگر کسی نمی‌تواند شما را نادیده بگیرد. مهم‌ترین شناختی که از شما وجود دارد شناخت خودتان از خودتان است. وقتی خودتان را به هر شکل و رنگ و در هر جایگاه و درصد هوشی و شمایل ظاهری که هستید به رسمیت بشناسید، کم‌کم جایگاه خود را در جامعه‌ای که به آن وابسته هستید پیدا می‌کنید. بنابراین هیچ‌‌کس به اندازه‌ی خود ما نمی‌تواند به ما جا و مرتبه و مقام بدهد و برای‌مان جایگاه تعریف کند. این خود ما هستیم که برای دیگران تعریف می‌کنیم که هستیم و در چه جایگاهی قرار می‌گیریم. فقط کافی است گاهی اوقات یک راهنما سر راه مان قرار بگیرد و ما را به خودمان بشناساند و به ما بگوید چه کارهایی از دست‌مان برمی‌آید.

 

___________________________________________________________________________________________________________

بوستون گلوب

"برای اعلان گسترده، اول سال است، اما من نمی توانم جلوی خودم را بگیرم: "دریا قرمز نیست" نوشته­ی مایکل هال یکی از کتب­های پر از احساس ادبیات کودکان در سال 2015 خواهد بود."

مجله­ی هورن بوک

"طراحی هوشمند، رنگ های جسورانه و جزئیات مشخص، این داستان را سرگرم کننده و موثر حفظ می­کند."

پابلیشرز ویکلی

"داستان­های زیادی درمورد پذیرش تفاوت وجود دارد، اما این یکی پیامی غیر منتظره را به روشی موثر ارائه میکند."

هافینگتون پست

"خنده دار و هوشمندانه با پیامی فوق العاده درمورد استقبال از آنچه که هستیم. "دریا قرمز نیست" برای لیست کتاب تعطیلات هر کسی عالی است."

بوک­لیست (بررسی ستاره­دار)

"رویکردی تازه به رنگ ها و احساسات. ... خوانندگان تمام عناصر عاطفی داستان — طنز، غم، نا امیدی و یاس و در نهایت، هیجان را به اشتراک خواهند گذاشت. "

 

شلف اوارنس

"داستانی هوشمند و روشنگرانه، برای جوان­ترین خوانندگان."

 

یو.اس.ای تودی

“این داستان هویت اشتباه، قضیه­­ای ساده اما عمیق دارد، که باعث احساس تازه می­شود."

الیزابت برد

"تشبیه آسان است. و یک خط­ نهایی در این کتاب است که به شما تلنگر می­زند."

 

 

جستجو: کتاب برای کودک زیر 3 سال در ژانر تصویری | qc1f | کتاب برای کودک 4 و 5 ساله در ژانر تصویری | qc2f