اینجا میتونی کتاب های مناسب سنت و بر اساس دسته بندی مورد علاقت رو پیدا کنی.

چند سالته؟

بخرید و 1,200 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

مامان بزرگ جدید

مامان‌بزرگ جدید یک جور دیگر است …

مامان‌بزرگ جدید به‌جای اینکه به اردک‌ها غذا بدهد، همه‌ی خرده‌نان‌ها را خودش تنهایی می‌خورد.

تولید کننده
هوپا لوگوی تولید کننده

90 قلم

برای خرید این محصول، می تونید :
1-اینترنتی همین الان سفارش بدی.
2-تلفنی در ساعات اداری سفارش بدی : 17-88996316 (تهران)
3-یه پیامک بفرستی به 09212048692
4-توی تلگرام و واتس آپ به این شماره پیام بدی : 09212048692

ما سریع به هر روشی که راحت باشی سفارش رو می گیریم و برات می فرستیم. بهترین و سریع ترین روش البته سفارش اینترنتیه. همین الان سفارش بده و سریع تحویل بگیر!

28 صفحه
9786008025696
1395
اول
الیزابت اشتاین کلنر
نونا افراز
رحلی
ترجمه
6 تا 12 سال

معرفی کتاب:

مامان­بزرگ فینی تغییر کرده است. پیش از این، او به مدل موهای عجیب و غریب فینی خرده میگرفت، به او کمک میکرد تا به اردک­های پارک غذا بدهد، به تمام دنیا سفر کرده بود و یک آشپز شگفت­انگیز بود. حالا، مامان بزرگ فینی، مدل موی شلخته­ی او را می پسندد، نان خشک­های خوراک اردک­های پارک را میخورد و دیگر سفر و یا آشپزی نمیکند.

در نهایت، مامان بزرگ باید بیاید و با فینی و خانواده­اش زندگی کند، چون باید مانند بچه­ای کوچک، از او مراقبت کرد. او در لباس پوشیدن و شستشو نیاز به کمک دارد، زیر میز آشپزخانه خوابش میبرد، و زنی به نام آگاتا را دارد که مانند پرستار کودک به مراقبت از او می­آید. فینی نمیداند درمورد این مامان بزرگ "جدید" چه فکری بکند-- نگاه او همان است اما قطعا شکل آدم کاملا متفاوتی برخورد میکند.

"مامان بزرگ جدید من" یک داستان دلگرم کننده و مهم در مورد یک مادربزرگ است که مبتلا به زوال عقل است و اینکه چگونه نوه­اش می­تواند یاد بگیرد تا این تغییر در شخصیت این آدم دوست داشتنی را بپذیرد. تخمین اینکه حدود 5.4 میلیون نفر در ایالات متحده مبتلا به آلزایمر هستند، یک منبع اساسی برای بسیاری از کودکان است که احتمالا پدربزرگ و مادربزرگشان از این بیماری رنج می­برند. متن الیزابت اشتاین کلر فرآیند فکری یک کودک را در نظر میگیرد، در حالی که تصاویر ساده و در عین حال خاطره­انگیز مایکل روهر، تصویری واقع­بینانه از نحوه مقابله با زوال عقل در خانواده به دست میدهد.

__________________________________________________________________________________________________________

معرفی نویسنده:

الیزابت اشتاین کلر

در سال 1981 متولد شد و در اتریش جنوبی بزرگ شد. برای مدت طولانی او نمیخواست چیزی جز مجری سیرک باشد. هر چند هنگامی که او دوازده ساله بود، نظرش را عوض کرد و تصمیم گرفت که میخواهد نویسنده، زیست شناس دریایی یا دکوراتور پنجره شود. پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان، به عنوان مددکار اجتماعی آموزش دید و هم اکنون کتاب کودکان می­نویسد.

مایکل روهر در سال 1980 در اتریش جنوبی به دنیا آمد و دوران کودکی و جوانیا­ش را در کرمس به سر برد. بعد از مدرسه و خدمات اجتماعی، او به وین نقل مکان کرد، جایی که او به عنوان مددکار اجتماعی آموزش دید. عشق او به سیرک او را به نمایش سیرک و کار آموزشی با کودکان و نوجوانان هدایت کرد. هر چند، تا جایی که او به خاطر دارد، طراحی یکی از سرگرمی­های مورد علاقه او بوده است.

__________________________________________________________________________________________________________

چند مطلب منتشر شده در رسانه:

یادداشت منتشر شده درباره کتاب مامان بزرگ جدید

فینی درک نمیکند چه اتفاقی برای مامان­بزرگش می­افتد. او قبلا برای مدل موی عجیب و غریب فینی غرغر میکرد و آنها همیشه با هم کارهای مادربزرگانه انجام میدادند، مثلا برای غذا دادن به اردک ها به دریاچه ميرفتند. مامان بزرگ یک آشپز فوق العاده بود. او دوست داشت سفر کند و بعد برای خانواده اش غذاهای عجیب و غریب و خوشمزه می­پخت. اما پس از رفتن به بیمارستان، همه چیز عوض شد.

حالا مامان­بزرگ مدل موهای بامزه­ی فینی را دوست دارد و ترجیح میدهد خودش نان خشک­ها را بخورد تا که آنها را به اردک ها بدهد و درمورد آشپزی، قطعا سوال ندارد. فینی اصلا نمیفهمد چه خبر شده است. تغییر ناگهانی در شخصیت به نظر بسیار عجیب می­ر­سد. خیلی زود مامان­بزرگ به خانه­اش میرود و فینی نمیتواند باور کند که چقدر رفتار او عجیب و غریب است.

یک روز مادر فینی از او میخواهد تا مراقب مامان­بزرگ باشد. فینی برای چند دقیقه او را تنها میگذارد. و وقتی برمیگردد، میبیند مادربزرگ زیر میز آشپزخانه چرت میزند. وقتی مادرش بفهمد چه فکری میکند؟ چرا مادر بزرگ انقدر عجیب رفتار میکند. آگاتا، پرستار ملاقاتی، چه دیدگاهی دارد؟ شما باید یک کتاب کودکان مصور منحصر به فرد را انتخاب کنید تا بفهمید!

مارگو این داستان را دوست داشت. این برای هر دوی ما خیلی آشنا است، چون ما پدربزرگ و مادربزرگی داشتیم که مشاعر خود را از دست دادند. یا این حال، مارگو از تغییر بچگانه در شخصیت پدربزرگمان لذت می­برد، میتوانم بگویم که پدر و مادرمان آن را نگران کننده می­دیدند. من فکر می­کنم این کتاب برای خواندن برای کودکانی که پدربزرگ و مادربزرگشان مشاعرشان را از دست داده­اند، عالی است.

این گفتگویی درمورد بزرگ شدن باز میکند، که منجر به درک و پذیرش تغییر میشود. تصاویر، دوست داشتنی هستند و داستان همه­ی چیزهای فوق­العاده­ی مادربزرگ­ها را به ذهن می­آورد.

آیا کس دیگری کتاب "مامان بزرگ جدید من" نوشته ی الیزابت اشتاین کلر را خوانده است؟ و یا کتاب دیگری از این نویسنده؟ ما دوست داریم نظراتتان را بشنویم!

__________________________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده درباره کتاب مامان بزرگ جدید در نشریه پابلیشرز ویکلی

تصاویر روهر لحظات دشوار داستان اشتاین کلر که اولین بار در اتریش منتشر شد، را نرم میکند. در داستان، یک مامان­بزرگ دوست داشتنی، از پخت و پز "غذاهای عجیب و غریب" و انتقاد از او مدل موهای نوه­اش، به نیاز به مراقبت مستمر به عنوان بیمار زوال عقل در خانه دخترش می­رسد.

هر چند روهر خود را محدود به یک پالت رنگ قهوه­ای میکند، زندگی پیچیده­ای را برای خانواده طراحی می­کند و فضاها را پر از یادداشت و بی نظمی میکند. فینی به رفتارهای عجیب و غریب مامان­بزرگ فکر میکند و وقتی او زیر میز میخوابد، دستپاچه نمیشود. (وقتی فینی اعتراض میکند که او فقط مدت کوتاهی مامان­بزرگ را تنها گذاشته، مادرش او را سرزنش میکند که "ما توافق کردیم که همه کمک کنیم.")

و هنگامی که مامان­بزرگ دیگر نمیتواند خودش غذا بخورد ("قاشق نمیخواهد به دهان او برود") یا موهایش را شانه کند (فینی میگوید "این میتونه کار من باشه.")،صبوری می­کند. فینی لحظات استیصال واقع گرایانه نیز دارد — مقابله با زوال عقل حتی برای بزرگس

الان نیز دشوار است. تصویر مامان­بزرگ و نوه­اش برای چنین مادربزرگ و پدربزرگ­ها و خانواده­هایی، به یاد ماندنی است. سنین 4 – 8. (سپتامبر).

__________________________________________________________________________________________________________

دو یادداشت منتشر شده درباره کتاب مامان بزرگ جدید

پابلیشرز ویکلی

تصاویر روهر لحظات دشوار داستان اشتاین کلر که اولین بار در اتریش منتشر شد، را نرم میکند. در داستان، یک مامان­بزرگ دوست داشتنی، از پخت و پز "غذاهای عجیب و غریب" و انتقاد از او مدل موهای نوه­اش، به نیاز به مراقبت مستمر به عنوان بیمار زوال عقل در خانه دخترش می­رسد.

هر چند روهر خود را محدود به یک پالت رنگ قهوه­ای میکند، زندگی پیچیده­ای را برای خانواده طراحی می­کند و فضاها را پر از یادداشت و بی نظمی میکند. فینی به رفتارهای عجیب و غریب مامان­بزرگ فکر میکند و وقتی او زیر میز میخوابد، دستپاچه نمیشود. (وقتی فینی اعتراض میکند که او فقط مدت کوتاهی مامان­بزرگ را تنها گذاشته، مادرش او را سرزنش میکند که "ما توافق کردیم که همه کمک کنیم.")

و هنگامی که مامان­بزرگ دیگر نمیتواند خودش غذا بخورد ("قاشق نمیخواهد به دهان او برود") یا موهایش را شانه کند (فینی میگوید "این میتونه کار من باشه.")،صبوری می­کند. فینی لحظات استیصال واقع گرایانه نیز دارد — مقابله با زوال عقل حتی برای بزرگسالان نیز دشوار است. تصویر مامان­بزرگ و نوه­اش برای چنین مادربزرگ و پدربزرگ­ها و خانواده­هایی، به یاد ماندنی است. سنین 4 – 8. (سپتامبر).

اسکول لایبرری ژورنال

از مهدکودک تا کلاس دوم— مامان­بزرگ فینی خوش سفر است، در غذاهای عجیب و غریب استثنایی است، و او را برای گردش به پارک میبرد. به چشم کودکانه­ی فینی، مامان­بزرگ دیگر نمیتواند خودش زندگی کند و تنهایی سفر کند. او همچنین عجیب رفتار میکند، نان خشک­های تغذیه­ی اردک­ها را میخورد و از اجاق گاز برای گرم کردن دست­هایش استفاده میکند.

این داستان که در اصل در اتریش منتشر شد، به کودکان، اثرات زوال عقل در عزیزان و زندگی خانوادگیشان را به طور ملایم معرفی میکند. صفحات و تصاویر قهوه­ای رنگ، اشاره به خاطرات محو اما هنوز گرانبها دارد، در حالی که عناصر غریب مانند موش­های صمیمی که به هر صحنه یکپارچه شده­اند، لحن را تازه نگه میدارد.

با وجود توقف کوتاه از نشان دادن جنبه­های واقعا دلخراش بیماری، کتاب به عنوان یک کل موثر، قطاری از روند مقابله­ی کودک از اندوه و سوء تفاهم، به صبر و شکیبایی و پذیرش، عمل می­کند. درس داستان - که با اینکه مادربزرگ تغییر کرده است، اما عشق همانطور باقی می­ماند- به درستی عمل میکند -- جوآنا ک. فابیکان، کتابخانه عمومی لس آنجلس

__________________________________________________________________________________________________________

یادداشت وندی مالاس درباره کتاب مامان بزرگ جدید من

"مامان بزرگ جدید من" نوشته ی الیزابت اشتاین کلر و تصویرسازی شده توسط مایکل روهر، کتاب بسیار شیرینی است که به تازگی به آن برخورده­ام. این کتاب برای کمک به کودکان برای درک پدربزرگ و مادربزرگ­هایی که بیماری آلزایمرشان پیشرفت کرده، در نظر گرفته شده است.

در این مورد، این به فینی کمک می­کند تا بفهمد که مادربزرگ هنوز هم همان کسی است که او عاشقش است، اما کمی نسبت به قبل از اینکه بیمار شود، تغییر کرده است.

مادربزرگ هنوز هم همراه خوبی است، اما اوضاع طوری چرخیده است که حالا فینی کسی هست که از او مراقبت میکند و مطمئن میشود که جای او امن است.

این 'مامان بزرگ جدید' در واقع خیلی بامزه است. او مدل موهای شلخته­ی فینی را دوست دارد، در حالی که 'مامان بزرگ قدیمی' مدام غر میزد که نیاز به مرتب کردن دارند، و حالا زمانی که برای غذا دادن به اردک­ها به پارک میروند، 'مامان بزرگ جدید' نان خشک­های بیات را میخورد!

تصاویر مایکل روهر در این کتاب، تک­رنگ و متناسب با موضوع هستند. با این حال، در حالی که موضوع جدی آلزایمر را حفظ میکند، نشاط­بخش هستند.

این کتاب لذت­بخش، برای هر پدر و مادری که سعی دارد به کودکش توضیح دهد که چرا پدربزرگ یا مادربزرگ تغییر کرده است، اجباری است. این کتاب به آلزایمر، زوال عقل یا هیچ بیماری دیگری در متن اشاره نمی­کند. الیزابت اشتاین کلر در داستان­گویی ماهر است و از برچسب زدن به مامان بزرگ در بیماری وحشتناکش خودداری میکند، اما با این حال به مقصود مهم خود میرسد. این کتاب قابل لمس و همدلانه است.

کلمات کلیدی: مامان بزرگ-مامان بزرگ جدید- جدید ترین مامان بزرگ- مادربزرگ-

__________________________________________________________________________________________________________

 

 


  • سلام به نظر من شما کتاب های یک قورظریف قورباغه ای.ماهی های بالا بندر رو هم میتونید بگیرید و بخونید چون من این کتابا رو هفته پیش خریدم و بچه هام خیلی داستاناشونو دوست داشتن.


  • من این کتاب چند و قت پیش از فروشگاه شما تهیه کردم و برای پسرم خوندم پسرم از بین همه ی کتابای داستانی که داره.همیشه اینو انتخاب میکنه براش بخونم.اگر باز هم کتابی با موضوعاتی شبیه به این کتاب دارید لطفاً معرفی کنید.


  • کتاب خوبی بود اما به نظر من اگر تصاویر کتاب رنگی تر می شد خیلی بهتر بود.


  • من این کتاب خوندم واقعا داستانشو دوست داشتم. مادر بزرگ من هم یه خرده کم حافظه است و من گاهی وقتی چیزی رو یادش میره سر به سرش میزارم و کلی باهم دیگه میخندیم.البته اول از این موضوع خیلی ناراحت می شدم از وقتی بابا این کتاب و برام خرید و خوندم متوجه شدم که مادربزرگ اگه حتی یه روز منو هم یادش نیاد بازم برام عزیزه و خیلی دوستش دارم.ممنون از شما به خاطره این کتاب خیلی خیلی خوب.