اینجا میتونی کتاب های مناسب سنت و بر اساس دسته بندی مورد علاقت رو پیدا کنی.

چند سالته؟

بخرید و 700 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

دوستی مار و مارمولک

کتاب موردنظر 17 داستان کوتاه دارد که می‌توان به عنوان‌هایی مثل «پنجره»، «عشق»، «حقیقت»، «قورباغه»، «چرخه‌ی زندگی» و «قهرمان» اشاره کرد. در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: «نور شفاف روز تازه، همیشه آن‌ها را به حرف می‌آورد و بحثشان در مورد مسائل مختلف تمامی نداشت. به همین خاطر بعضی وقت‌ها از جایی که قصد داشتند بروند دورتر می‌خزیدند.

تولید کننده
آفرینگان لوگوی تولید کننده

99 قلم

برای خرید این محصول، می تونید :
1-اینترنتی همین الان سفارش بدی.
2-تلفنی در ساعات اداری سفارش بدی : 17-88996316 (تهران)
3-یه پیامک بفرستی به 09212048692
4-توی تلگرام و واتس آپ به این شماره پیام بدی : 09212048692

ما سریع به هر روشی که راحت باشی سفارش رو می گیریم و برات می فرستیم. بهترین و سریع ترین روش البته سفارش اینترنتیه. همین الان سفارش بده و سریع تحویل بگیر!

135
9786003910164
1395
1
جوی کاولی
اکرم حسن
رقعی
ترجمه
کودک و نوجوان

معرفی کتاب:

در این کتاب مار و مارمولك در يك لانه زندگی مسالمت آميزی با يكديگر دارند اما اختلاف سليقه اين دو درباره يك ميهمان ناخوانده يعنی عنكبوت، منجر به بحث و گفت‌وگوی جالبی ميان اين دو می‌شود.
 
وقتی همسايه‌ها دوست‌های صميمی می‌شوند، ديوار بين خانه‌ها فرو می‌ريزد. خانه برای مار و مارمولك سوراخی در دل زمين بود. وقتی ديوارهايش فرو ريخت، آن دو همسايه با هم دوست شدند. لانه مشترك آنها دو تا در ورودی داشت. مار كه طبيعتی محتاط و محافظه‌كار داشت با خودش فكر كرد دوتا در بهتر از يكی است. اگر حيوان وحشی و درنده‌ای از يك ورودی وارد می‌شد، می‌توانست با مارمولك از ورودی ديگر فرار كند. اما يك روز مار متوجه شد تارِ چسبناك و ضخيمی ورودی دوم را مسدود كرده است. عنكبوتی با پاهای پشمالو و بدنی به بزرگی تخمِ جغد آن‌جا نشسته بود.
 
در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «مار با سرعت تمام به پايين ورودی ليز خورد و به لانه برگشت. هيجان‌زده مارمولك را صدا زد: «تو ورودی لونه‌مون يه عنكبوت سَميه.» مارمولك به آرامی گفت: «كاملاً بی خطره.»
زبان مار تكان تكان خورد: «تو می‌دونستی اين‌جاست؟»
بدون شك مارمولك می‌دانست كه عنكبوت آن‌جابوده، آن تار عنكبوت برای او يك انبار مواد غذايی بود. چندين بار بيدها يا مگس‌های عنكبوت را كش رفته بود. منفعت‌طلبانه به مار گفت: «خب، عنكبوت بايد خونه‌ش رو يه جايی می‌ساخت ديگه. مار عزيزم، ما بايد كاري كنيم كه اون احساس كنه توی خونه خودشه. به هر حال ما مددكارهای حرفه‌ای هستيم ديگه. مگه نه؟»...»
 
درها، پنجره، رقص باران، قهرمان، گردهمایی، رقص صخره، خواهر شماره چهل و نه، چرخه زندگی، پوست و عشق عناوین برخی از فصل‌های این کتاب است.