اینجا میتونی کتاب های مناسب سنت و بر اساس دسته بندی مورد علاقت رو پیدا کنی.

چند سالته؟

بخرید و 2,300 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

پسری که با پیراناها شنا کرد

«استنلی پاتز» روزگار خوشی دارد تا اینکه کارخانه‌ی کشتی‌سازی تعطیل می‌شود. آن‌وقت عمویش می‌زند توی کار تولید کنسرو ماهی! و آن‌وقت بومب!!! همه آن‌قدر غرقِ کار می‌شوند که زندگی در خانه‌ی پلاک ۶۹ خیابان فیش‌کوئی نابود می‌شود! شبی استن، خانه را ترک کند. می‌رود و توی سیرک کار می‌کند. با داستایوفسکی و نیتاشا به سفر می‌رود.

صدای کتاب:

تولید کننده
هوپا لوگوی تولید کننده

موجود است همین حالا خریداری کنید

افزودن به لیست دلخواه

6 قلم

برای خرید این محصول، می تونید :
1-اینترنتی همین الان سفارش بدی.
2-تلفنی در ساعات اداری سفارش بدی : 17-88996316 (تهران)
3-یه پیامک بفرستی به 09212048692
4-توی تلگرام و واتس آپ به این شماره پیام بدی : 09212048692

ما سریع به هر روشی که راحت باشی سفارش رو می گیریم و برات می فرستیم. بهترین و سریع ترین روش البته سفارش اینترنتیه. همین الان سفارش بده و سریع تحویل بگیر!

270
ریحانه جعفری
دیوید آلموند
ترجمه

استن آخرین پشمکی را که به انگشتنش چسبیده بود لیسید.
رز کولی گفت: «بهت می‌گم کی مشکلاتت تمام می‌شن.»

استن گفت: «از کجا می‌دونی من مشکل دارم؟»

ـ‌از چشمات فهمیدم. اسمت چیه، مرد جوان؟

استن گفت: «استن!»

ـ‌یه سکه بده استن!

بعد صدایش را آورد پایین و ادامه داد: «شجاع باش و بیا تو!»

استن از پله‌ی کاروان که بالا می‌رفت، برقی طلایی به چشمش خورد. برق ماهی‌های طلایی بود. همه در یک ردیف از قلاب آویزان بودند. سیزده‌تا ماهی طلایی ریزه‌میزه. هرکدام توی یک کیسه‌ی پلاستیک کوچولو زیر نور آفتاب شنا می‌کردند...

ما هر روز یه کتاب رو توی اینستاگرام کتابم کو لایو میگذاریم و بخشی از کتاب رو با هم میخونیم. با هم لایو کتاب پیرانا رو ببینیم:

اینم آدرس اینستاگرام کتابم کو :instagram.com/ketabamkoo
به ما سر بزنید

  • برچسب های مرتبط: