اینجا میتونی کتاب های مناسب سنت و بر اساس دسته بندی مورد علاقت رو پیدا کنی.

چند سالته؟

بخرید و 1,100 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

وقتی زمان ایستاد

تریستان » تصور چنین ماه بدی را نداشت . حتی خوابش را هم نمی‌دید . اولش برای اینکه خانوادة او به شهر دیگری اسباب‌کشی کرده بودند . تریستان به کل با این اسباب‌کشی مخالف بود . ماجرای اسباب‌کشی ممکن است به نظرتان خیلی هم بد نیاید اما مشکل از جایی شروع شد که « بِلا » خواهر بزرگترش بهترین اتاق خانه را برای خودش بر می‌دارد.

تولید کننده
آفرینگان لوگوی تولید کننده

99 قلم

برای خرید این محصول، می تونید :
1-اینترنتی همین الان سفارش بدی.
2-تلفنی در ساعات اداری سفارش بدی : 17-88996316 (تهران)
3-یه پیامک بفرستی به 09212048692
4-توی تلگرام و واتس آپ به این شماره پیام بدی : 09212048692

ما سریع به هر روشی که راحت باشی سفارش رو می گیریم و برات می فرستیم. بهترین و سریع ترین روش البته سفارش اینترنتیه. همین الان سفارش بده و سریع تحویل بگیر!

192
9786006753164
1392
1
دان گیلمور
نسترن ظهیری
رقعی
ترجمه
کودک و نوجوان

معرفی کتاب :

کتاب «وقتی زمان می‌ایستد» نوشته دان گیلمور، نویسنده، روزنامه‌نگار و ویراستار کانادایی است. نویسنده‌ای که در کارنامه خود، تعداد زیادی کتاب مصور کودکانه دارد؛ کتاب‌هایی که جوایز بسیاری، چون جایزه «گاورنر جنرال» و «آقای کریستی» را برای او به ارمغن آورده‌اند.
«تریستان بوربری»، یک مشکل خیلی بزرگ در زندگی‌اش دارد؛ زمان. یا وقت، اضافه می‌آورد یا کم. تنها کسی هم که همیشه برایش وقت دارد، «بورت لامپ»، بچه قلدر مدرسه است. تریستان آن‌قدر از زمان متنفر است که آرزو می‌کند زمان بایستد... همین‌طور هم می‌شود.
وقتی سکون، دنیا را فرامی‌گیرد، تریستان و خواهرش، «بلا» برای پیداکردن مسئول زمان، راهی سفری عجیب و دور و دراز می‌شوند. آیا می‌توانند با دزدهای شرور زمان روبه‌رو شوند و دنیا را دوباره به روز اولش برگردانند؟
کسی چه می‌داند؟ زمان که بگذرد همه چیز معلوم می‌شود. تنها باید اجازه دهیم و منتظر بمانیم تا زمان بگذرد اما... اصلا می‌دانید ماجرا از کجا آغاز شد؛ از آنجا که خانواده تریستان به شهر دیگری اسباب‌کشی کردند و او موافق با این جابجایی نبود. بعد هم «بلا» خواهر بزرگ‌تر، بهترین اتاق خانه را برای خودش برداشت و...

یادداشت منتشر شده در کتابک

پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان-سال شانزدهم-شماره ۱۰
تریستان بوربری یک روز می فهمد همه ی بدبختی هایش از زمان است. این که پدر و مادرش همیشه عجله دارند و به او توجه نمی کنند، خواهرش همیشه او را در موقعیت هایی قرار می دهد که حوصله اش سربرود و مدام منتظر باشد این زمان لعنتی بگذرد. در مدرسه، مجبور است موقعیت های خجالت آوری را تحمل کند که مدام کش می آیند. حتی این که لامپ، همکلاسی شرور و چاقش، اذیتش می کند، همه و همه نشان می دهد مشکل او با زمان است که یا آن قدر که باید طولانی نیست یا آن قدر کش می آید که همه چیز تحمل ناپذیر شود. برای همین آرزو می کند زمان بایستد، همین الان، این را فریاد می زند و همان موقع زمان می ایستد.
ایستادن زمان در خیلی از کتاب ها، فیلم و کارتون هاست. وقتی زمان می ایستد، انگار کسی دکمه ی توقف نمایش یک فیلم را زده باشد، همه سر جایشان میخکوب و ساعت ها متوقف می شوند. اما در این کتاب، وقتی زمان می ایستد، همه چیز هم چنان ادامه دارد و پیش می رود. فقط زمان دیگر خیلی مهم نیست، خیلی عادی پیش می رود، نه کش می آید و نه به سرعت برق می شود. اصلاً زمان اهمیت ندارد. برای هیچ کس و همه چیز خیلی پوچ و بیهوده است. در ادامه ی کتاب، تریستان سعی می کند اوضاع را به حالت قبلی برگرداند و این کار او را به ماجراهای دیگری می کشاند.
گیلمور، نویسنده ی معروف کانادایی، در این کتاب نگاه دیگری به زمان نشان و مفهوم دیگری از آن به دست می دهد که حیف است بچه ها آن را نشناسند.