اینجا میتونی کتاب های مناسب سنت و بر اساس دسته بندی مورد علاقت رو پیدا کنی.

چند سالته؟

بخرید و 2,200 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

روباهی به نام پکس

تولید کننده
پرتقال لوگوی تولید کننده

81 قلم

برای خرید این محصول، می تونید :
1-اینترنتی همین الان سفارش بدی.
2-تلفنی در ساعات اداری سفارش بدی : 17-88996316 (تهران)
3-یه پیامک بفرستی به 09212048692
4-توی تلگرام و واتس آپ به این شماره پیام بدی : 09212048692

ما سریع به هر روشی که راحت باشی سفارش رو می گیریم و برات می فرستیم. بهترین و سریع ترین روش البته سفارش اینترنتیه. همین الان سفارش بده و سریع تحویل بگیر!

214
9786008347026
سارا پنی پکر
بهرنگ خسروی
رقعی
ترجمه
12 تا 15

معرفی کتاب:

از زمانی که پیتر، پکس را که یک بچه روباه بود نجات داد، آن دو جدا ناپذیر شدند. اما یک روز، اتفاقی غیر قابل تصور می¬افتد: پدر پیتر در خدمت ارتش است و او را مجبور میکند که روباه را به حیات وحش بازگراند.
300 مایل دور از خانه، در خانه¬ی پدربزرگش، پیتر می¬داند که آنجا جایی نیست که او — با پکس — آنجا باشد. او با وجود جنگ متجاوزانه، با عشق، وفا و غم، خودش وارد عمل میشود، تا با روباه باشد.
در همین حال، پکس صبورانه در انتظار دوستش است، که سرآغازی بر ماجراها و یافته¬های او است.

پیتر، پکس که روباهی یتیم شده بود، را پیدا کرد و از پنج سال پیش، بعد از مرگ ناگهانی مادرش، از او به عنوان یک حیوان خانگی نگهداری کرد. حالا پدر بداخلاق پیتر باید عازم یک جنگ تعیین نشده شود — یک جنگ حداقل تا حدی در داخلی — که پیتر 12 ساله را مجبور به رفتن پیش پدرپزرگش و رها کردن پکس می¬کند.


پریشانی پیتر کمتر از شب طول می کشد — صبح، او صدها مایل را تا نقطه¬ای که با اکراه پکس را رها کرده بود، پیاده می¬رود.
عواقب بعدی این جدایی در فصل¬های بعدی و با دیدگاه پسر و روباه گفته می¬شود. پنیپکر (تابستان پروانه¬ی کولی)، با قدرتی قابل توجه، دیدگاه یک حیوان پناه گرفته که باید خیلی زود زندگی در حیات وحش را یاد بگیرد را نشان می¬دهد. ("پکس قبل از آنکه از شیر مادر گرفته شود، یتیم شد، پکس هرگز طعمه¬ی خام نخورده بود. با بوی خون، گرسنگی و کنجکاوی¬اش گل می¬کند.").
پسر و روباه، با شخصیت¬هایی مواجه می¬شوند که به شدت جهان بینی آنها را نو می¬کند: بعد از اینکه پیتر زخمی می¬شود، توسط وولا، جانبازی که یک پایش را از دست داده و احساساتی قوی در مورد هزینه¬ی واقعی جنگ دارد، برده می¬شود.
صحنه¬ی شروع، یک دل شکستگی را وعده می¬دهد که بقیه داستان آن را ارائه می¬کند. وقتی پسر و روباه برای دوباره به هم پیوستن سفری را آغاز می¬کنند، هر یک با اتفاقاتی که در رسیدن می¬افتد، به طور چشمگیری تغییر می¬کنند.سنین 8-12. عامل: استیون مالک، خانه¬ی نویسندگان. (فوریه)

_________________________________________________________________________________________________________

معرفی نویسنده:

وقتی جوان بودم، عاشق کتاب خواندن، باغبانی، رفتن به ساحل، اسب سواری، هدیه گرفتن، و کیک بودم...
هنوز هم هستم.
همانطور که میبینید، زمانی که در مدرسه بودم، بدترین لباس و مدل موی ممکن برای انسان را داشتم.
الان انتخاب بهتری در لباسهایم دارم، اگر چه موهایم همچنان برایم مسئله هستند.
وقتی بزرگ شدم، قد بلند و بسیار خجالتی شدم.
من عاشق کتاب و عاشق هنر بودم - کتاب و هنر برایشان مهم نبود که من قد بلند یا خجالتی باشم. بنابراین من نقاشی کشیدم و معرق کاری و حکاکی کردم (برای چند سال، من کل کمک هزینه¬ام را در مغازه¬های صابون عاج - که برای کنده کاری عالی هستند - صرف کردم!) و کتاب خواندم و داستان ساختم.


حتی امروز هم من با خواندن، نوشتن و یا هنر شاد می¬شوم..
این روزها، من زمان خود را بین فلوریدا و ماساچوست، که در آنجا هر روز احساس خوش شانسی در نوشتن می-کنم، تقسیم میکنم. من از چیزهای دیگری هم لذت میبرم، مثلا: تماشای پرنده¬ها، رشد گل¬های ارکیده، شوخی با فرزندانم، حتی حالا که بزرگ شده¬اند، و... شیرینی.
من نویسنده هفده کتاب کودک هستم، از جمله سری کتاب پرفروش نیویورک تایمز، "کلمنتاین" ؛ تابستان پروانه¬های کولی" ؛ "پیر عاشق"؛ "دختر گنجشک"؛ و "دنیای شگفت انگیز استوارت". من همچنین چهار کتاب را به سری "تخت استنلی" اهدا کردم.
کتاب¬های من موفق به کسب جوایز متعددی از جمله جایزه طلایی بادبادک و مدال کریستوفر و تعداد زیادی جوایز دولت انتخاب کودکان شده¬اند و در لیست¬های "بهترین کتاب" ظاهر شده¬اند.
من از صحبت در مورد نوشتن کتاب کودک در مدارس ابتدایی، کنفرانس¬ها و برنامه های کالج لذت میبرم.

_________________________________________________________________________________________________________

معرفی مترجم:

بهرنگ خسروی

_________________________________________________________________________________________________________

چندمطلب منتشر شده در رسانه:

یادداشت منتشر شده در نیویورک تایمز درباره روباهی به نام پکس

 

روباه­­هاحیوانات افسانه­ای هستند: خزهای آنها حامل بار تاریخ ادبی است. چهره­ی آنها مثل گربه­ها، نشان می­دهد که آنها هیچ نیازی به ما ندارند، در ادبیات، آنها همه­ی قدرتی که مرتبط با استقلال است را دارند.

در "شاهزاده" اثر ماکیاولی ("بنابراین یک نفر باید روباه باشد تا تله­ها را تشخیص دهد... ") و جملات ژان­د­لا فانتین هم روباه­ها وجو دارند و در رابین هود، اثر دیزنی هم بود.

برای من، به یاد ماندنی ترین روباه­های ادبی تا به حال، بچه روباهی است که در شعر "ظهور" دیهیوز بوده است — یک توپ مقطر از " انرژی بی­ادبی" و "بوی قدیمی"، و تست توانايي شاعر برای تطبیق زندگی و ازدواج برای حضور مناسب با چیزی بسیار وحشی و مخرب و زیبا است.

پکس، روباه رمان جدید سارا پنیپکر، به مدل حیوان کتاب هیوز ساخته شده است، نیمه وحشی و نیمه اهلی، با حضوری مناسب برای پیوستن به صفوف روباه­های بزرگ داستانی است.

رمان در فصل­هایی متناوب، و از زبان پیتر 12 ساله و پکس گفته می­شود، که هر کدام شیفته­تر وسرسخت­تر می­شود. ما متوجه خواهیم شد که پیتر یک بچه روباه را بعد از مرگ مادرش از سرما نجات داده و او را به عنوان یک حیوان خانگی و دوست، بزرگ کرده است. هنگامی که پدرش برای شرکت در یک جنگ نامشخص داوطلب می­شود ("آن عنوانی برای شهر ما است. آن­ها رودخانه را تصاحب می­کنند.")، پیتر برای زندگی پیش پدر بزرگش و پکس به حیات وحش فرستاده می­شود، و وقتی او با سردرگمی تماشا می­کند، ماشین با سرعت دور می­شود.

در فصل­های ابتدایی، پیتر کله شقی می­کند، شب بیرون می­رود تا 200 مایل را به نقطه­ای که پکس رها شده بود، پیاده برگردد. آنچه به طور ساختاری دنبال می­شود، تلاش برای روایتی کلاسیک است؛ پیتر از جنگل­های تاریک، هر دو به معنای واقعی کلمه و استعاره، می­گذرد، پای خود را می­شکند، با شخصیت­هایی رو به رو می­شود که او را راهنمایی و یا تهدید می­کنند. پر شور و حال­ترین این­ها، وولا، جانباز زن جنگ، با پایی مصنوعی است که پیتر را با خود می­برد، و با هم با آسیب­های خود رو به رو می­شوند: رنج جنگ، درد فیزیکی و خشم موروثی.

آنچه این کتاب را در حقیقت چشم­گیر میکند، دو چیز است: كيفيت نثرپنیپکر،که تیز و نا آرام وحیله گرانه است، و کشش عشق بین پیتر و پکس.

طنین­هایی در این عشق کاترین اپلیگیت، برنده­ی جایزه­ی نیوبری برای “ایوان یکه و تنها"،وجود دارد که استفاده صمیمی از صدای حیوانات را به اشتراک می­گذارد. "پکس" یک پیوند ژرف میان کودکان و حیوانات را پیشنهاد می­دهد و اینکه اشتیاق به نزدیکی به دنیای حیوانات، چگونه دوران کودکی را شکل می­دهد: میل به لمس، به آغوش گرفتن، وفاداری و این که به آشنایی و به ناشناختگی چیزی به عنوان حیوان خانگی وفادار باشد.

البته، برای یک نویسنده، صدا بخشیدن به یک حیوان، ادعایی بر پیشنهاد یک راز است، و مشکل آنجا است که چگونه آن را بدون لوس شدنبگوید. بسیاری از نویسندگان، حتی کیپلینگ، در کتاب­هایی که در آن­ها یک حیوان، سخنگوی خلاق می­شود، شکست خورده­اند. ماننداپلیگیت، وای.بی وایت، پنیپکر نیز موفق می­شود.در یادداشت نویسنده، او توضیح می­دهد که "ارتباطات روباه، سیستم پیچیده­ای از آواز، ژست، بو و بیان است. "گفتگو"­های کج نوشته شده در فصل­های پکس، تلاشی بر ترجمه­ی زبان شیوای آنها است."

پنیپکر،کهنویسنده­ی چندین کتاب خوب برای کودکان، ازجمله سری کتاب­های فصلی "کلمنتاین" می­باشد، از فصل­هایی که در آن پکس صحبت می­کند، برای انتقال چیزی بیشتر استفاده می­کند: حس افسونگری در یک چشم­انداز تازه کشف شده، هنگامی که پکس جهان طبیعی را برای اولین بار در شرکت کفن و دفنی روباه­ها پیدا می­کند.

"پکس" از لحاظ لحن با "تار شارلوت" قابل مقایسهنیست — این کتاب طنز و شوخ طبعی و بی­پروایی شخصیت کمتری دارد — اماپنیپکر،ایستادگی در برابر احساس وایت را در جای خود و در نوع عملی نشان می­دهد. وایت نوشته است که "من همیشه با حفاظت از تمام آیتم­های غیر منتظره از افسون دنیوی و یاغیر دنیوی، احساس مسئولیت می­کردم، چون فکر می­کردم حتی اگر یک نفر از دست برود، من شخصا مسئول هستم." از این لحاظ، ممکن است پنیپکربا "پکس" وارث او باشد.

این کتاب توسط جان کلاسن، برنده جایزه­یکالدکات،تصویر سازی شده که سبک او کامل مناسب است. تیزی خط نقشه­ی او بر بریدگی­ها، کیفیت رشد را برجسته­تر می­کند، که پیتر باید آن را انجام دهد.

در پایان، پیتر دوباره خود را از خراش و اشتباهات، تکه تکه می­سازد و سفرش را شجاع­تر، جسورتر و باهوش­تر از آنچه شروع کرده بود، به پایان می­رساند. کتاب "پکس" مثل روباه "پکس" است: نیمه وحشی و کاملا زیبا.

 _________________________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده در روزنامه گاردین درباره روباهی به نام پکس

"پکس"کتابی درباره یک پسر و حیوان خانگی او است، اما نکته­ی خنده دار این است که حیوان خانگی او یک روباه است! یک روز پدر پیتر، او و روباهش را به جنگل می­برد و روباه را در جنگل به حال خود رها می­کند. پیتر در این مورد بسیار غمگین و نگران حیوان خانگی­اش است. سپس از آنجایی که مادر پیتر مرده است و پدرش باید به جایی دور برود، پیتر پیش پدر بزرگش فرستاده می­شود تا با او زندگی کند. پیتر نمی­خواهد با پدر بزرگش زندگی کند و واقعا می­خواهد پکس را پیدا کند– او فکر می­کند ممکن است او مرده باشد، چون نمی­تواند برای غذا شکار کند. پکس، هر چند بسیار گرسنه، اما هنوز زنده است و با چند روباه دیگر دوست شده است.

مدت زیادی از رسیدن به خانه­ی پدر بزرگش نگذشته که، پیتر برگ با جمع کردن چند چیز در کوله­اش آنجا را ترک می­کند و سعی می­کند روباهش را پیدا کند. اگر چه به خاطر دارد که چگونه به آنجا برود، اما راه طولانی­ای برای پیاده­روی است. در نهایت، او می­افتد و پایش می­شکند، و انباری را پیدا می­کند که متعلق به بانوی عجیب و غریبی به ناموولا است. او به پیتر کمک می­کند تا بهتر شود و پایش را درمان می­کند تا او بتواند دوباره روباهش را ببیند. وقتی پایش خیلی بهتر می­شود و می­تواند با عصا راه برود، به دنبال پکس می­رود. پس از یک سفر طولانی و سخت، پیترپکس رامی­یابد، و آنها یکدیگر را می­شناسند، اماپکسخانواده­ی جدیدی دارد و دیگر به پیتر احتیاجی ندارد.

 

من این داستان را دوست داشتم، چون شبیه من و سگم بود. من نمی­خواهم حیوان خانگی­ام به جای دوری فرستاده شود و من هم برای پیدا کردنش یک مسیر طولانی را پیاده بروم. پایان غم انگیز است و من می­خواستم آنها با هم به خانه بروند. من این کتاب را توصیه می­کنم، چون شخصیت­ها بسیار واقعی هستند و اینکه در مورد یک پسر و حیوان خانگی روباهش بود را دوست داشتم، چرا که کاملا غیر معمول است. داستان شاد و غمگین است و من فکر می­کنم بسیاری از مردم آن را دوست خواهند داشت.

"پکس"، روباهی که رها شده تا از خود دفاع کند، باید دوست انسان خود را پیدا کند

رمان جدیدی که خوانندگان جوان را به ذهن یک روباه 5 ساله می­کشاند. پکس که در کودکی رها شده،توسط پیتر، پسری که مادرش فوت شده، گرفته می­شود. زمانی که پدر پیتر به ارتش می پیوندد، پیتر مجبور به فرستادن پکسبه حیات وحش برای اولین بار می­شود. داستان — که در طول دوران جنگ، در زمان و مکان نامشخص تنظیم شده— از دیدگاه پیتر وپکس گفته می­شود.

در حالی که پکس به خصوص یک روباه زیرک است، سارا پنیپکر، نویسنده­ی داستان می­گوید تلاش کرده که از واقعیت دور نشود. پنیپکر به کلی مک­اورز از ان.پی.آر می­گوید: "من با یک کارشناس روباه قرمز کار کردم و در واقع چیزی وجود ندارد که رفتاری مستند در حد توانایی­های آنها نباشد." پنیپکر، که بیشتر به خاطر سری "کلمنتاین" شناخته شده، در مورد پژوهش­هایی که برای این کتاب انجام داده، رابطه کودکان با حیوانات، و آیین­هایی که برای نوشتن به او کمک کرد، صحبت می­کند.

 

نکات برجسته مصاحبه

درمورد مشاوره با یک متخصص روباه

 

دامپزشکی کتاب، کار مت واکر بود. من در ابتدا چند بار با او صحبت کردم تا احساسی به دست آورم و او برایم چندین مرجع فرستاد و بنابراین آنچه را که نیاز بود، آموختم. سپس داستان را نوشتم که در مسیر بسیار خاصی حرکت می­کند و امکان ندارد که شما تحقیق کنید و بگویید "خب، یک روباه چگونه با چنین موضوعی کنار می­آید؟" چون من این مسائل را سر هم می­کنم. پس کاری که او کرد این بود که کتاب را گرفت و آن را دام پزشکی کرد، و هر بار که من مثلا می­گفتم "روباه گوش­هایش را به عقب خواباند"، و یا چیزی شبیه به آن، او مرا تصحیح می­کرد و مطمئن می­شد که همه چیز درست باشد.

 

درمورد گوش دادن روباه­ها و رمزگشایی تماس­های کلاغ­ها

 

من فکر کردم [واکر] قرار است به من بگوید، "نه، آنها قادر به ترجمه­ی ارتباط کلاغ­ها نخواهد بود." و در واقع این ثابت شده است. در حقیقت، آنها قادر به ترجمه­ی ارتباطات یک دوجین از گونه­های مختلف هستند. آنها فوق­العاده هستند. روباه­ها فوق­العاده هستند.

درمورد ارتباط میان بچه ها و حیوانات

از یک طرف می خواستم این حس فوق العاده­ی نبود مرزها را جشن بگیرم — این نوعی مرزی است، که در آن بچه­ها متوجه وجود مرزها نمی­شوند و من این را دوست دارم! حق با آن­ها است، آنها راست می­گویند! چرا آنها نمی­توانند یک حیوان، یک حیوان وحشی و یا یک حیوان خانگی را دوست داشته باشند؟ چرا نمی­توانند؟

 

هر چه سن انسان­ها بالاتر می­رود، کوته­بین­تر می­شوند و فکر می­کنم هر چقدر مسن­تر می­شویم، کمتر قادر به فهمیدن این هستم که با زندگی بیشتر، می­توانیم روابط واقعی داشته باشیم. می­دانید، وولا، یکی از شخصیت­های کتاب، آن را "دو، اما نه دو تا،" می­نامد، که ایده­ای بودایی در مورد غیر- دوگانگی­ای است که بچه­ها تقریبا آن را بهتر درک می­کنند. مثلا: "البته که می­توانم با این فیل وحشی که در جنگل پیدا کرده­ام ارتباط برقرار کنم." من در برخی از سطوح می توانم با آن ارتباط برقرار کنم، و بزرگسالان این کار را نمی­کنند و من می­خواستم این را جشن بگیرم.

درمورد تفاوت این کتاب با مجموعه­ی "کلمنتاین" او

تمام کتاب­های من با یکدیگر متفاوت هستند و در واقع هر کتاب "کلمنتاین" از دیگری برای من حس متفاوتی دارد.. هر بار که کتابی را شروع می­کنم، فکر می­کنم "خب حالا باید دوباره نوشتن را یاد بگیرم،" چون خیلی متفاوت است. ...

 

یک تابلو روی میزم دارم که می­گوید "داستان، رئیس است." این جمله از کتاب استفان کینگ و برای من یک جمله­ی قصار است، چون به من توضیح می­دهد که باید چه کار کنم، و مهم نیست چه مشکلی برای من پیش می­آید. داستان، رئیس است. ... بنابراین من همیشه اجازه می­دهم داستان خودش به من بگوید چگونه آن را به کار بگیرم و چه لحنی سزاوار است..

درمورد ایجاد نقاط دید در کتاب

 

بسیاری از صحبت­های کتاب از دو دیدگاه گفته شده، و هر بار من متوقف می­شوم و می­گویم "نه، این تند و تلخ­تر است، بهتر است از روباه گفته شود." یا "این بهتر است از نقطه نظر پیتر گفته شود،" و گاهی، برای لذت بیشتر، چیزهایی را از دو نقظه نظر می­گفتم تا بتوانیم بفهمیم که اشتباه شده است. به عنوان مثال، زمانی که پیتر مثل همیشه متعجب است که چرا مشاور او — پس از فوت مادرش، پیش یک مشاور رفت — اجازه داد او برود... (گفت: "آیا عصبانی می­شوی؟" و او بلند می­شود و می­رود). او به این واقعیت رسیده که او یک پسر بچه بود و مشاور هرگز دنبال او نیامد. تنها پکس می­تواند به خواننده بگوید که مشاور دنبال او آمد، مشاور به خانه آمد و التماس کرد که او را ببیند و پدر او را بیرون کرد — من قادر بودم داستان را از نقطه نظر پکس بگویم.

درمورد آنچه او بعد از این انجام می­دهد

به خودم گفتم بعد ازپکسادامه نخواهم داد، قرار بود چند سالی سراغ رمان دیگری نروم. نمی دانم چرا، اما یک ایده­ی جدید به ذهنم رسیده است — و آدم نمی­تواند آن را انکار کند و به خودش بگوید ، "آه، من بهش فکر نمی­کنم." من در حال حاضر مدام به آن فکر می­کنم، به اینکه این رمان چگونه پیش خواهد رفت.

 

_________________________________________________________________________________________________________ 

یادداشت_نشریات_مختلف_درباره_روباهی:

یادداشت نشریات مختلف درباره روباهی به نام پکس
• نقد کیرکوس (نقد ستاره¬دار): "محرک و شاعرانه"
• بوک¬لیست (نقد ستاره¬دار): "پنیپکر، داستان سرایی متخصص و بی طرف است که در یک بسته¬ی نسبتا کوچک، عمق خیره¬کننده¬ای را نشان می-دهد."
• کاترین اپلیگیت، نویسنده و برنده جایزه¬ی نیوبری برای کتاب "ایوان یکه وتنها" : "صادقانه و به طرز اندوه¬ آوری، دوست داشتنی. خیلی ساده بگویم، پکس یک شاهکار است."
• آن ام. مارتین، افتخار نیوبری، نویسنده¬ی "سلطنت باران": " داستان گسترده و دلربایی از زمان جنگ، اعتماد و وفاداری و خیانت و عشق پسری به روباهی که خودش از بچگی او را بزرگ کرده است. پنیپکر یک استاد قصه¬گویی است که خواننده را از مسیری از امید به یک نتیجه¬ی دلهره¬آور از داستان هدایت می¬کند."
• اسکول لایبرری ژورنال (نقد ستاره¬دار): "پنیپکر با نثری کوتاه و پرشور، این داستان فوق¬العاده احساسی را با امید داره می¬کند و نشان می¬دهد که عشق می¬تواند به اندازه¬ی جنگ به قربانی نیاز داشته باشد."
• وردیکت: یک کار شگفت انگیز از ادبیات داستانی که باید توسط کودکان و بزرگسالان به یک اندازه خوانده شود — و بحث شود."

 _________________________________________________________________________________________________________

 

 

  _________________________________________________________________________________________________________

جستجو: کتاب برای نوجوان 11 و 12 و 13 ساله در ژانر عاشقانه | qc5g | کتاب برای نوجوان بالای 14 سال در ژانر عاشقانه | qc6g