اینجا میتونی کتاب های مناسب سنت و بر اساس دسته بندی مورد علاقت رو پیدا کنی.

چند سالته؟

بخرید و 1,700 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

رابعه و بکتاش

دوستت دارم را برای من چون کوه باش،نه چون ماهورها بی شمار و آسان .بر جا بمان. نگاه به آسمان آبی این دشت بدوز و در زمینم بی باران بلخ ریشه بده. بیابان به مرد زنده است.بمان بر این پهنه و بتاز بر سیاهه های دشمنم،رابعه. تو باور منی برای نفس کشیدن. این دشت خون گرم می خواهد. مردانگی ات را بر دشت نشان بده،رابعه.

صدای کتاب:

1700017,000 تومان

موجود

افزودن به لیست دلخواه

94 قلم

136
9786008025030
1394
دوم
امیر عباسیان
رقعی
تالیفی

… اتاق بکتاش را قبلاً دیده بود. در کودکی! با حارث به آن‌جا آمده بودند برای مراسم نهار بازی. سر ظهر مرداد، بکتاش می‌شد آشپز و پیاله‌هایشان را پر از دوغ می‌کرد و با کف دست کاکوتی خشک می‌مالید و خرد می‌کرد روی دوغ. بعد هر سه می‌نشستند روی لبه‌ی ایوان و پاهایشان را می‌انداختند پایین و تکان می‌دادند و نان را در دوغ ترید می‌کرد و می‌خوردند و از آرزوهای بزرگ و کوچکشان می‌گفتند. همان‌روز عصر بود که رابعه ملافه‌ی سفید دور خودش پیچیده بود و در حیاط و ایوان دنبال بکتاش کرده بود و به اصرار می‌خواست تا با او ازدواج کند. کعب تازه به کاخ رسیده بود که این صحنه را دید. خندیده بود و حارث هم به خنده‌ی پدر، خنده‌اش گرفته بود. بعد چوبی برداشت و از سمت دیگر دنبال بکتاش کرد و او را به ازدواج با خواهرش مجبور کرد …

کلمات کلیدی: رابعه و بکتاش- رابئه و بتاش- بکتاش و رابعه- مجموعه عاشقانه- رابعه-بکتاش-