بخرید و 1,000 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

اکو 3 : داستان آیوی

در قسمت سوم "اکو"، مثل قسمت های قبل عشق به موسیقی و عشق به خانواده موج می زنه . یک داستان مملو از احساسات قشنگ و امید به زندگی، اون هم در شرایط سخت و بحران جنگ...با خوندن این داستان زیبا، هر لحظه از خودت رو جای قهرمان داستان، یعنی "آیوی" می ذاری،‌ باهاش می خندی و گریه میکنی و از موسیقی لذت می بری."دنیا بدون موسیقی جای غمگینی خواهد بود.."

Give a Name

10,000 تومان

افزودن به لیست دلخواه

9 قلم

9786008111870
پم مونیوس رایان
فروغ منصور قناعی
رقعی
ترجمه
10-12

آیوی لوپز به‌تازگی همراه با خانواده‌اش به کالیفرنیا مهاجرت کرده است. او به‌هیچ‌وجه کالیفرنیا را دوست ندارد؛ چراکه با آمدن به آن‌جا از دوستان و تمام چیزهایی که می‌شناخته دور شده است. تازه در کالیفرنیا هیچ‌کس آن‌ها را به‌عنوان یک خانواده‌ی آمریکایی نمی‌پذیرد و همه‌ جور دیگری به آن‌ها نگاه می‌کنند. درست در همین زمان است که آیوی سازدهنی را پیدا می‌کند. او عاشق سازدهنی می‌شود...» در بخشی از داستان می‌خوانیم: «صبح فردا، هوا هنوز تاریک‌وروشن و مه‌گرفته بود که پدر پشت فرمان کامیون نشست؛ مادر وسط نشست و آیوی به پنجره تکیه داد. جلوی اداره‌ی پست ایستادند. آیوی سعی کرد وقتی‌که از کامیون پیاده می‌شود تا نامه‌های آراسلی و خانم دلگادو را توی صندوق بیندازد، گریه نکند؛ اما به‌هرحال چند قطره اشک از گوشه‌ی چشم‌هایش سرازیر شد. قبل از اینکه سوار شود، آخرین نگاه را به کلنیا در آن مه غلیظ انداخت.