بخرید و 2,300 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

میلیسنت مین(دختر نابغه)

بچه ها سرزنشم می کنند، می گویند زیادی ریز بینم، همیشه موفق می شوم، سخت می گیرم و دنبال بهترین ها هستم. انگار که این ها چیز های بدی اند!همه اش هم به خاطر این است که من یک نابغه ی تمام عیارم و بدبختانه هر جا می روم، خبر نابغه بودنم زودتر از خودم به آنجا رسیده است.اگر بتوانم جایزه هایم را قایم کند،به استنفورد ونگ باج بدهم،حرف های مادر بزرگم را نادیده بگیرم وهمه ی دروغ هایم را جفت و جور کنم، شاید

Give a Name

23,000 تومان

افزودن به لیست دلخواه

4 قلم

423
9786008025948
لیزا یی
فریبا چاوشی
رقعی
ترجمه
12 تا 16

معرفی کتاب:

میلیسنت مین، دختر یازده‌ساله‌ی چینی، نابغه است. شاید فکر کنید نابغه‌ها باید زندگی هیجان‌انگیزی داشته باشند. اما میلیسنت این‌طور فکر نمی‌کند. همین نابغه بودن باعث شده که همه از او فراری باشند و هیچ دوستی به جز مادربزرگش نداشته باشد. حالا قرار است مادربزرگ به شهر دیگری سفر کند و خیلی زود میلی تنهای تنها خواهد شد. تازه مجبور می‌شود به استنفورد، پسر خنگی که ازش متنفر است درس خصوصی بدهد. اگر میلیسنت بتواند جایزه‌هایش را قایم کند، به استنفورد باج بدهد، حرف‌های مادربزرگش را نشنیده بگیرد و همه‌ی دروغ‌هایش را جفت‌وجور کند، شاید! شاید بتواند برای اولین‌بار در زندگی‌اش یک دوست پیدا کند! اما آیا همه‌چیز آن‌طور که می‌خواهد پیش می‌رود؟

میلیسینت مین پنج کلاس را جهشی خواند و نامش در بخش های خبری و مجله ی تایم آمد. جایگاه سوم را در جام ملی ریاضی کسب کرد و اکنون در حال تلاش برای تبدیل شدن به دانش آموز برتر و کسب درآمد تحصیلی برای دانشگاه لیگ پیچک در سن 11 سالگی است. علیرغم این سن کم، میلیسینت ناموفق در روابط اجتماعی، به تازگی کلاس 11 را تمام کرده و برنامه اش برای تابستان یک دوره شعر کالج است. مادر میلیسنیت اسم او را کلاس والیبال ثبت نام کرد و او را معلم خصوصی استنفورد وانگ یک بازیکن بسکتبال قرار داد تا از این طریق روابط اجتماعی او را بهتر کند. علاوه بر این، مادیه مادربزرگ میلیسینت بهترین و تنها دوستش، به انگلستان نقل مکان می کند تا به یک آکادمی فنشگویی برود. در والیبال، میلیسینت هم بازی امیلی ست یک دختر اجتماعی و دوست داشتنی. به منظور حفظ دوستی با امیلی، میلیسینت معتقد است باید هوش بالای خود را پنهان کند و وانمود کند که در خانه درس خوانده است. او فکر می کند اگر امیلی بفهمد که او نابغه است همان رفتاری را با او خواهد داشت که دیگران با او داشته اند. وقتی امیلی؛ میلیسینت و استنفورد را هم زمان در یکی از جلسات آموزش دید، میلیسینت طوری رفتار کرد که انگار او شاگرد تنبل و استنفورد نابغه است.

استنفورد موافقت کرد که که وانمود کند معلم خصوصی ست زیرا استنفورد حس پیروزی بر امیلی داشت و میخواست او را تحت تاثیر قرار دهد، هوشمندانه رفتار می کرد زیرا باور داشت که این تنها دلیلی ست که امیلی او را دوست دارد. هم استنفورد و هم میلیسینت دروغ های هماهنگ شده ای را به امیلی می گفتند. تمام چیزی که امیلی در مورد آن صحبت می کرد، استنفورد بود.

یک شب که امیلی در خانه ی میلیسینت خوابید، متوجه شد که در واقع او یک نابغه است. و از این که او تمام مدت این حقیقت را از او پنهان کرد، عصبانی شد و به سرعت از خانه خارج شد. امیلی وقتی متوجه شد که استفورد هم تمام این مدت به او دروغ گفته است از او نیز دلخور شد. بالاتر از تمام اینها، میلیسینت در خانه نیز مشکلاتی دارد. پدرش بیکار است و علائم نشان می دهد مادرش تومور مغزی دارد.

 

__________________________________________________________________________________________________________________________________

__________________________________________________________________________________________________________________________________

معرفی نویسنده:

لیزا یی

(لیزا یی در شهری نزدیک لس‌آنجلس در آمریکا به دنیا آمد و همان‌جا بزرگ شد. وقتی بچه بود، عاشق کتاب خواندن، بازکردن پاکت‌های گندم‌برشته (به‌خاطر جایزه‌اش) و سفینه‌سواری در شهربازی دیزنی بود. لیزا در مدرسه‌ی ابتدایی برایت‌وود در مونته‌ری کالیفرنیا درس می‌خواند، جای..)

میلیسینت مین دختر نابغه، رمانی برای کودکان که در سال 2003 توسط لیزا لی نوشته شده است. اولین کتاب منتشر شده ی این نویسنده در مورد یک دختر نابغه به نام ملیسینت مین است که در دبیرستانی در شهر خیالی رنچو روزتای کالیفرنیا حضور دارد. این دختر جوان در روابط اجتماعی دچار مشکل است. او یک نابغه ی 11 ساله است اما هیچ دوستی ندارد. بدتر از همه این است که او مجبور است والیبال بازی کند. او همچنین معلم خصوصی دشمن بزرگ خود استنفورد وانگ است که ششم ابتدایی را رد شده است. میلیسینت ملاقات خوبی با امیلی اِبرز یکی دیگر از بازیکنان تیم والیبال داشت اما فکر می کند برای دوست شدن با او باید این حقیقت را که باهوش است از او پنهان کند. ادامه ی رمان با تلاش میلیسینت برای مخفی کردن رازش از امیلی پیش می رود در حالیکه باید با مشکلات دیگرش نیز کار بیاید، مانند: دور شدن مادربزرگش مَدی و سر و کله زدن با استنفورد به خصوص زمانیکه او نیز با امیلی دوست شد.

_____________________________________________________________________________________________________________________

معرفی مترجم:

فریبا چاوشی

در یکی از سال‌های خیلی دور، آن‌قدر دور که در خیال آدم نمی‌گنجد، از دورترین جای جهان هستی، جایی که در آن ستاره‌ای از دنیا رفته بود، هزار تکه شده بود و هر تکه‌اش به جایی سفر کرده بود، سوار بر یکی از همین تکه‌ها روی کره‌ی زمین پا گذاشت و از همان لحظه ..
کلمات کلیدی: ملیسنت مین، دختر نابغه، ملیسنت نابغه،میلیسنت نابغه، کتاب دختر نابقه، میلیصنت، ملیثنت