بخرید و 1,500 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

اسکیپی جون

مادر «اسکیپی‌جون جونز» فکر می‌کند او باید شبیه همه‌ی گربه‌های محترم «سیامی» باشد.اما «اسکیپی‌جون جونز» یک گربه‌ی معمولی نیست! او یک قهرمان است، با شنل و یک شمشیر تیز!

Give a Name

15,000 تومان

موجود

افزودن به لیست دلخواه

10 قلم

32
9786008347286
جودی شاکنر
فرمهر منجزی
رقعی
ترجمه
2 تا 5

معرفی کتاب:

اسکیپی جونز یک بچه گربه­ی معمولی نیست. آه، نه.... در واقع او ال اسکیپیتو،, جنگجوی شمشیر بزرگ آماده نبردبا راهزنانجهان است! این گربه­ی چالاک، با کمی تخیل و یک عالمه شادی، نقاب می­زند و شنل می­پوشد و یک زنبور عسل غول پیکر را به مبارزه می­طلبد تا راهی برای نجات دنیا پیدا کند. و در طول راه، او قطعا دل خوانندگان را هم می­برد، بله همین طور است!

اسم من اسکیپیتو فریسکیتو است.

من از هیچ گروهی نمیترسم.­­

رفتارم آرومه،

مثل ژله شیرینم،

من این کار رو انجام میده، بله همینطوره.

"هم قهرمان و هم داستان، پر از لوبیا (بیشتر مکزیکی- به جای چیتی) هستند، اما همیشه افسوس، بیشتر سرگرم کننده هستند."—بررسی کیرکوس، برسی ستاره­دار

_________________________________________________________________________________________________________

"تصاویر کارتونی سرزنده و رنگارنگ که کاملا با متن پرتکلف مطابقت دارد." — اسکول لایبرری ژورنال

اسکیپی جونز یک بچه گربه­ی معمولی نیست. آه، نه.... در واقع او ال اسکیپیتو،, جنگجوی شمشیر بزرگ آماده نبردبا راهزنانجهان است! این گربه­ی چالاک، با کمی تخیل و یک عالمه شادی، نقاب می­زند و شنل می­پوشد و یک زنبور عسل غول پیکر را به مبارزه می­طلبد تا راهی برای نجات دنیا پیدا کند. و در طول راه، او قطعا دل خوانندگان را هم می­برد، بله همین طور است!

_________________________________________________________________________________________________________

معرفی نویسنده:

جودی شاکنر

_________________________________________________________________________________________________________

معرفی مترجم:

فرمهر منجزی

____________________________________________________________________________________________

تعدادی از مطالب منتشر شده در رسانه:

یادداشت منتشر شده در سایت بک استیج درباره کتاب اسکیپی جونز

روزی روزگاری بود یک کوین دل گوییلای زیبایی بود – الی بولین امتیاز این را دارد که با یک جهت شرم­آور و گروهی و مغولان خوشحال در تولید "تیئدرز ورکس" در ایالات متحده آمریکا به نام "اسکیپی جونز" زندگی کرده است. موزیکال کودکان داریم تا موزیکال کودکان و "اسکیپی جونز" یکی از دومی است. خیلی برای پدر و مادرها جالب نیست وقتی می­گویند "تیک، تق تق، ما ما" که یک علامت بالا برای تنظیم کننده­ها درباره­ی حیوانات مزرعه سوسیالیستی است، اما همه­ی چیز است که یک کودک فهیم 5 ساله در تئاتر به دنبال است.

اسکیپی جونز خود یک بچه گربه سیامی است که گوش­هایش برای بدنش بیش از حد بزرگ هستند. به همین دلیل او تصمیم می­گیرد که بعید می­رسد اصلا او یک گربه باشد، بنابراین در دورو اطراف به دنبال حیوانی می­گردد که بیشتر از بقیه­ی خانواده­اش به او شبیه باشد. آیا او پرنده است؟ خفاش؟ یک سگ چی­واوا؟ او گزینه­ی آخر را امتحان میکند و بعد از اینکه به اتاقش فرستاده میشود، یک ماجراجویی ساختگی با دوستا چی­واوا در یک روستای مکزیکی را تصور میکند.

کارگردان، پیتر فلین، علاقه­ی زیادی به استفاده از بخش­ها غیر تخیلی ندارد، و این نشان میدهد. صحنه­ها در دنیای "واقعی" همان بامزگی دردناکی را دارند که بچه­های تلویزیون، اما آنها به سرعت کافی به ذهنیت سیامی گیج راه میدهند. به طور کلی بازیگران به عنوان سگ بهتر عمل میکنند تا نسبت به عنوان گربه. همان چهار نفری که آشنایاناسکیپی جونزرا در دو طرف تقسیم خیالی بازی میکنند،و سگ­ها شخصیت بسیار واضح­تری نسبت به گربه­ها دارند (چون من چند گربه با خوی واقعا وحشتناک می­شنسم که مناسب صحنه خواهد بود.).

هر کس جز آستن نش بون انتظار لحظه­ای برای درخشش دارد، برخی بیشتر از دیگران. گراهام استیونس به عنان سردسته­ی سگ­های چی­واوای تخیلی اسکیپی جونز خیلی خیلی بامزه است. ریس ورونیکا در انتقال هر دو "سگ کوچک" و "نوجوان مکزیکی صمیمی" که همه را "رفیق" خطاب میکند، کار درستی انجام میدهد. گابریل رویز، به عنوان تنها دخترچی­واوادر گروه پسران که او به او اجازه­ی "زوزه کشین" با آنها داده نمی­شود، عملا صحنه را میدزدد.

مشکلات با نقش اصلی با هرگونه بی­کفایتی در نقش بون، رابطه­ی کمتری دارد—او صدای زیبایی دارد—و بیشتر درمورد نقشی است که فضای کمتری برای چرخیدن دارد. این چیزهایی است که اجرهای خوب تئاتر کودکان از ان ساخته شده است. بخش­های پولی، نقش­های کوچکی هستند، که احتمالا به همین دلیل است که جوسی رسترپو یکی از بازیگرانی است که چیزهای فوتی و فوری را برای کار به عنوان یک سگ و گربه پیدا میکند.مادرش، جونباگ، به اندازه­ی نقاط مقابل مکزیکی کاذب او جذاب هستند.

یک چیزی در سراسر این تولید مرا آزا میداد: آمریکایی-مکزیکی­ها بخش بزرگ و رو به رشد جمعیت هستند ، نشان می­دهد که چند تا از بچه­های اسپانیایی قرار است این نمایش را ببینند. من چیزی در مقابل کارتون­های قدیمی اسپیدی گنزالس برادران وارنر ندارم، اما آنها سطح حساسیت فرهنگی نشان داده شده در اینجا را، با وجود تلاش اکثریت بازیگران اسپانیایی تخمین میزنند.

من میدانم که این یک موزیکال بسیار ساده برای کودکان است، نه رساله­ای در روابط، اما خوب میشد که کمی ظریف­کاری از تنظیمات مکزیکی وانمود شده به دست اورد. "اسکیپی جونز" یک شوخی را در بیش از چند موقعیت به کار میبرد. اما ارزش توجه به این را دارد که سرگرمی یک نسل که قرار است تفاوت زیادی با قبلی داشته باشد، چقدر بهتر است.

ارائه شده توسطتیئتر ورکسایالات متحده آمریکا در نیویورک، تئاتر لوسیل لورتل، خیابان کریستوفر 121. 25جولای --17اوت. دوشنبه – جمعه, 10:30 صبح و 1 بعد از ظهر; یکشنبه. 2 و 4:30 بعد از ظهر(اجرای برنامه اضافی. پنجشنبه 2 و 16 اوت ، 6 بعد از ظهر؛ یکشنبه. 5 اوت 4:30 بعد از ظهر هیچ اجرایی نیست) (212)627-7373یا www.theatreworksusa.org. بازیگری توسط مولی ک. میدور.

_________________________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده درباره اسکیپی جونز در سایت کیرکوس

بررسی کیرکوس

اسکیپی جونز، با وجود گوش­های خیلی بزرگ نسبت به سرش و سر خیلی بزرگ برای تنش، اصرار دارد که او گربه سیامی نیست. این گربه­ی وحشی با تخیل بیش از حد فعال، ترجیح می­دهد ال اسکیپو، جنگنده­ای با شمشیر شبیه زورو باشد. او با قدم زدن در گنجه خود، با یک گروه سگ چی­واوا، به نام "لس کیمیمانگو" آشنا می­شود. اسکیپی جونز با نقابی به آنها می­پیوندد و تظاهر به سگ بودن می­کند و ادعا میکند که "موش و لوبیا" دوست دارد. سگ­های چی­واوا قانع شده­اند که او با زنبورعسل راهزن که لوبیاها را میدزدد، خداحافظی خواهد کرد. و او این کار را میکند. به خانه بازمی­گردد، جایی که مامان جونبگ جونز و دختران منتظرند—گنجه­ی او با وسایل تولدی منفجر می­شود.

این طنز پر از جناس، با کلمات اسپانیایی و لهجه­ی "اسپانیایی-انگیسی"، فراتر از کمدی است. نام­های حیوانات خانگی مامان برای اسکیپی جونز—آقای کیتن برچز، فلافرناتر—جذابیت­های قابل لمس می­افزاید.

تصاویر رنگارنگ و پر انرژی، شوق و شعف را مبالغه می­کنند. هیچتوهینقومی­ای وجود ندارد، فقط شوخی­هایی که شما را با صدای بلند می­خنداند. هم قهرمان و هم داستان، پر از لوبیا (بیشتر مکزیکی- به جای چیتی) هستند، اما همیشه افسوس، بیشتر سرگرم کننده هستند.

_________________________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده در سایت صدکتابی که پیش از دبستان باید خوانددرباره کتاب اسکیپی جونز

 بخشی از آنچه باعث می شود یک داستان عالی شود، توانایی بیان آن و اینکه چقدر با شوق و ذوق میدهد، است. اولین باری که من کتاباسکیپیجونز را با صدای بلند خواندم، عاشقش شدم! قضیه اصلی یک گربه سیامی است که وانمود می­کند سگ چی­واوا است و تغییر ضمیر او وارد ماجراجویی­های زیادی می­شود. جودی شاکنر آن را به گونه­ای می­نویسد که خواننده مجبور نیست مدعی مهارت لهجه­های زبان باشد تا طنز این شخصیت کامل و تمام رویاهای به شدت سرگرم­کننده­اش را درک کند.

کودکان نه تنها به لحن­ها می­خندند، بلکه از موضوعات تخیلی داستان از "ال اسکیپیتو" یا وقتی مادرش با عشق به او اشاره می­کند، "آقای کیتن بریچز"، از مبارزه با یک دعوای زنبور عسل غول پیکر برای حل معماهای مصر باستان، سفر به مریخ، یا تکمیل شیرین­کاری­های حقه­بازانه با سیرک اوله، لذت می­برند.

مجموعه­ی جونز با شوخی­های ظریف، شما و فرزندتان را زیاد می­خنداند.

ده مایل از مرز کالیفرنیا تا مکزیک، شوق جدیدی در میان دانشجويان در آموزش چولا ویستای مدرسه منشور جامعه در حال گسترش است. شور و شوق برای "پوکمون" در حال کمرنگ شدن است و "سلام کیتی" هم رو به افول است. کتاب­های "اسکیپیجونز" جودی شاکنر—درمورد یک بچه گربه سیامی که فکر می کند سگ چی­واوا است— سراسر الهام است.

این بهار، در بازدید از مدرسه ، من از حدود 30 دانش­آموز، سن 6 و بالاتر، پرسیدم که آنها چه چیزی را درمورد کتاب­ها(که همچنین پاییز گذشته در لیست بهترین کتاب پرفروش بودند) دوست داشتند؟ تعداد زیادی از بچه ها گفتند آنها از اینکه شاکنر کلمات اسپانیای را در متن انگلیسی جا داده بود لذت بردند، در حالی که تعداد بیشتری موافق استفاده مکرر او از کلمه "رفیق" بودند. سه نفر بودند که ظاهر دایناسورها را دوست داشتند و دو نفر دیگر که به آنها پیوستند اما تنها به این دلیل که دایناسورها می­رقصیدند. برای این دانش آموزان دو زبانه (آنها نصف روز را صرف یادگیری زبان اسپانیایی و نصف روز را صرف زبان انگلیسی میکنند.)، روشن بود که کتاب­های اسکیپی جونز—تا کنون چهار کتاب، بدون احتساب کتاب­های برد و دیگر داستان­های مرتبط— عمدتا به دلیل شوخ طبعی­ها و بازیگوشی­ها و موسیقایی جذابیت دارد.

در حالی که در زبان انگلیسی کوچک، یک مقدمه (سگ کوچک، خانه کوچک) است، به زبان اسپانیایی کوچک واگن خدمت متصل به انتهای اسم ها است(توله سگ، کلبه)، و شاکنر از این قافیه­های پر انرژی، اسپانیایی یا اختراع شده استفاده­ی کامل میکند. او اغلب ریتم کف زدن را نیز می­افزاید؛ من هرگز تا به حال متوجه تشابه میان کلاه رقص مکزیکی و لیمریک (شعر پنج سطری فکاهی) نشده بودم.

در مقوله کتاب­های در حال رشد کودکان دو زبانه، مجموعه اسکیپی جونز به دلیل ملاحظات آن، تازه میشود. اینجا لذت زبانشناسی و جناس دو زبانه، یا چیزی شبیه «اولیس» جیمز جویس برای مجموعه مدرسه ابتدایی است. در واقع، در پاسخ کتبی دانش آموزان بهاسکیپیجونز، حتی غلط­های املایی احتمالی بیشتر به شوخ طبعی مبتکر به نظر می­رسیدند — مانند اسکیپی جونز که در آن "آی افسوس" تبدیل به "ای افسوس" و "وای افسوس" میشود، و سگ­های چی­واوااحتمالا توسط علاقه مندان جوان فنگ شویی (چی واوا) ، نوپای فمینیستی(شیواوا) وویک ایهام پردازاسپانیایی(شیگاواگا)به چیزهای مختلفی تبدیل میشود.

در کتاب اصلی اسکیپی جونز، که در سال 2003 منتشر شد، در سال 2003، مادر سخنور اسکیپی جونز از او می­خواهد بفهمد که یک گربه سیامی است — و نه موش یا باقرقره، گوزن شمالی یا غاز، یا موش صحرایی یا خفاش— و او را به اتاقش میفرستد تا به این فکر کند. او همیشه میگوید که اسکیپی جونز نباید در گنجه­اش بازی کند (مانند نارنیا، گنجه­ها یک دروازه­اند)، اما این تابو دقیقا همان اثری را دارد که مادر پیتر ربیت به او میگفت که به باغ آقای مک­گرگور نرود.

خیلی زود، اسکیپی جونز روی تخت بزرگش می­جهد و به رویا می­رود، اما خیلی از خواب و خیالش نمیگذرد که به پشت آینه­ی اتاق خوابش می­رود—"خدای بزرگ!"—او انعکاس خود را می­بیند و سگ چی­واوای درون خود، یا به طور دقیق­تر، تغییر پیشین خود، اسکیپییتو فریسکیتو، یک تجسم شبیه به زوروی سگ تاکو بل میبیند و علاوه بر این لهجه­ی انگلیسی دارد.

بچه گربه­ی راهزن ما به جنوب مرز (درون گنجه) می­رود، جایی که با تهدید یک پینیاتای (یک جعبه تزیینی به شکل حیوان که پر از اسباب­بازی و شکلات است و در جشن­ها استفاده می-شود) زنبورعسل زیبا رو به رو میشود.

در مغازه­های هدیه­ در مکزیک، هر کس می­تواند مجسمه­های چوبی مکزیکی از اواکساکا را پیدا کند، موجودات رنگارنگ و اسباب­بازی شکل، با گوش­های بزرگ و پوستی خال خالی. ظاهرا لس کیمیکانگوس، سردسته­ی سگ­ها چی­واوا که با اسکیپیتو با آنها رفیق است، از اینها الهام گرفته است.

بازی با لغات سرزنده­ی اسپانیاییدنبال می­کنند: یک سایت تاریخی معروف در پرو، با یک عطسه ارتباط دارد (اااااچچچچچووووو-پیچو!)یک عید و خواب نیمروزی نوبت آنها را میگیرد، و در پاسخ به سوال "آیا شما برنج و حبوبات دوست دارید؟"، گاوچران ملاقات کننده، کنایه می­زند: "بله، من عاشق موش و لوبیا هستم."

اسکیپیتوبه زودی زنبور بزرگی که لوبیاها را می­دزدید، شکست می­دهد—چون لس کیمیکانگوس پر از آنها است. در همین حال، در جهانی موازی اما سرانجام متقاطع، مادر اسکیپی جونز متوجه میشود که بچه گربه­ی سرگردان او در گنجه میخوابد، جایی که او به یک پیناتا حمله کرده است و با کلی آبنبات احاطه شده است (که معلوم می­شود چیزهایی هستند که یک رویا را می­سازند.).­

در کتاب 2 و 3 قهرمان ما همان والدین دچار مشکل می­شود—"اسکیپی جونز در لانه­ی سگ" و "اسکیپی جونز در دردسر مومیایی"— و به ترتیب از دره­ی سگ­ها و مصر باستان خارج میشود.

در آخرین کتاب "اسکیپی جونز و استخوان­های بزرگ"، اسکیپی جونز به دنبال کار جدیدی به عنوان دیرینه­شناس می­رود، که از استخوان جمع کردن سگ همسایه، داروین، الهام گرفته است. به نظر می­رسد این بار پریدن او را به کتاب پرفروش "دانشنامه­ی پیش از تاریخ: دایناسورها"ی رابرت سابودا و متیو رینهارت سوق می­دهد. اسکیپی جونز می­گوید "یک جنگل اینجا است،" و می­رود تا به دایناسورهای خط رقص می­پیوندد.

بازیگوشی داستان­های شاکنر در سبک هنری او تکرار می­شود—طراحی­های پویا و طنز، پالت گسترده­ای از رنگ­های زنده­ی اکریلیک و قلم و جوهر، و گروه­های حروف الفبایی دست­نویس و چاپی(کتاب جدید مانند چند مورد دیگر، همچنین همراه با سی­دی­هایی از داستان خوانی شاکنر).

من می­دانم که برخی از خوانندگان ممکن است خوابشان بگیرد و خیلی زود این کتابها را کنار بگذارند، زیرا آنها درمورد سگ­ها چی­واوا هستند، که به قضاوت از شایعات، ملحقات بیش از حد استفاده شده­ی امروز هستند. من از طرف خودم، باید به یک واکنش متفاوت اعتراف کنم. پس از خواندن اسکیپی جونز من هرگز قادر نیستم دوباره بهپاریس هیلتون و حیوان خانگی­اش، بدون تصور اینکه او در بغلش یک طنز کوچک و شوخ و دو زبانه است، نگاه کنم.

_________________________________________________________________________________________________________

*چند یادداشت مختلف درباره کتاب اسکیپی جونز

از ناشر

"هم قهرمان و هم داستان، پر از لوبیا (بیشتر مکزیکی- به جای چیتی) هستند، اما همیشه افسوس، بیشتر سرگرم کننده هستند."—برررسی کریکوس، بررسی ستاره­دار

"تصاویر کارتونی سرزنده و رنگارنگ که کاملا با متن پرتکلف مطابقت دارد." — اسکول لایبرری ژورنال

"تصویرسازی­ها به اندازه­ی داستان خنده­دار هستند و کودکان از آنها لذت خواهند برد."—ادبیات کودکان

پابلیشرز ویکلی

قهرمان سیامی این شادی، در یک آشیانه میخوابد- با پرندگان- و متقاعد شده است که او در لباس مبدل، واقعا یک سگ چی­واوا است، و رفقایش را از یک زنبور غول­پیکر نجات میدهد. سنین 4 سال به بالا. (آوریل) کپی رایت 2005 اطلاعات ریدبیزنس.

ادبیات کودکان

اسکیپی جونز یک گربه سیامی عادی نیست. او از بودن با پرندگان لذت می­برد و آنچه بیشتر موجب نارضایتی مادرش میشود این است که با انها میخوابد، کرم میخورد و در سنگاب آب­تنی پرندگان بازی می­کند. این رفتاری نیست که او از پسرش انتظار دارد. اسکیپی جونز که به اتاقش تبعید می­شود و به او هشدار داده میشود که بیرون گنجه­اش بماند، به نظر نمی­رسد حتی کمی هراسیده باشد. او در واقع به یک ماجراجویی پایان می­دهد و این بار او در نقاب راهزنی با گروهی از سگ­ها—سگ­های چی­واوا—همراه می­شود. اسکیپی جونز بی­ باک، آنها را از یک زنبورعسل هیولای وحشتناک، به نام آلفردو بوزیتو، نجات می­دهد. معلوم می­شود که زنبور در واقع یک پینیاتای تولد است (یک جعبه تزیینی به شکل حیوان که پر از اسباب بازی و شیرینی و شکلات است) و وقتی او آن را می­تراکند، تمام محتویات در اتاقش می­ریزد.

مامان برای یک بار هم که شده واقعا ناراحت نیست و اسکیپی جونز غیرقابل کنترل، آماده­ی ماجراجویی بعدی خود است. تصویرسازی­ها به اندازه­ی داستان خنده­دار هستند و کودکان از آنها لذت می­برند. متن دارای واژه­های پراکنده­­ی اسپانیایی است، که خواندن با صدای بلند را برای برخی به چالش تبدیل میکند و برای برخی دیگر یک ضربه­ی بزرگ است. این کتاب برای کسانی که با ممکن است با زبان اسپانیایی آشنایی نداشته باشند، هیچ راهنمای تلفظی وجود ندارد. داتون،، سنین 3 تا 8. —مرلین کورتوت

اسکول لایبرری ژورنال

رده سنی مهدکودک تا کلاس سوم-این یک کتاب فوق­العاده درمورد یک بچه گربه بیش فعال به نام اسکیپی جونز است، که سر و گوش­هایش برای بدنش بیش از حد بزرگ هستند، و تخیلش برای مادرش زیادی قوی است. با توجه به او، باید یک فکر جدی درمورد معنی گربه سیامی بودن به جای پرنده بکند (اسکیپی جونز همیشه با دوستان پرنده­اش بیدار می­شود و کرم میخورد). او اسکیپی جونز را به اتاقش می­فرستد، جایی که او در تخیلاتش یک سگ چی­واوا است ("اسم من اسکیپیتو فریسکیتو است/ من از هیچ راهزنی نمی­ترسم.")

این کتاب پر از قافیه و اصطلاحات اسپانیایی است، ماجراجویی گربه­ای به عنوان یک سگ زورو که به هرج و مرج پایان می­دهد. مادر افسرده­اش در هر صورت او را در آغوش می­گیرد و می­گوید "بگو شب بخیر، اسکیپی جونز."، و بچه گربه در حالی که روی تختش می­پرد و آماده­ی یک ماجراجویی دیگر می­شود، میگوید " شب بخیر دوستان". تصاویر کارتونی سرزنده و رنگارنگ با متن پرتکلف کاملا مطابقت دارد.

کودکان اسپانیایی زبان به ویژه از کلمات و شوخی­ها لذت خواهند برد؛ دیگران ممکن است کمی از عبارات خارجی سر در گم شوند و نیاز به توضیح داشته باشند، اما قطعا داستان دارای پتانسیل­هایی جالب برای خواندن با صدای بلند دارد. یک پیشنهاد خوب چند فرهنگی.-جودیتکنستانتیندیزسابقا در کتابخانه اصلی محله باتون روژ شرقی در لس­آنجلس 2003 کپی رایت اطلاعات ریدبیزنس.

بررسی کیرکوس

اسکیپی جونز، با وجود گوش­های خیلی بزرگ نسبت به سرش و سر خیلی بزرگ برای تنش، اصرار دارد که او گربه سیامی نیست. این گربه­ی وحشی با تخیل بیش از حد فعال، ترجیح می­دهد ال اسکیپو، جنگنده­ای با شمشیر شبیه زورو باشد. او با قدم زدن در گنجه خود، با یک گروه سگ­های چی­واوا، به نام "لس کیمیمانگو" آشنا می­شود. اسکیپی جونز با نقابی به آنها می­پیوندد و تظاهر به سگ بودن می­کند و ادعا میکند که "موش و لوبیا" دوست دارد. سگ­ها قانع شده­اند که او با زنبورعسل راهزن که لوبیاها را میدزدد، خداحافظی خواهد کرد. و او این کار را میکند. به خانه بازمی­گردد، جایی که مامان جونبگ جونز و دختران منتظرند—گنجه­ی او با وسایل تولدی منفجر می­شود.

این طنز پر از جناس، با کلمات اسپانیایی و لهجه­ی "اسپانیایی-انگیسی"، فراتر از کمدی است. نام­های حیوانات خانگی مامان برای اسکیپی جونز—آقای کیتن برچز، فلافرناتر—جذابیت­های قابل لمس می­افزاید.

تصاویر رنگارنگ و پر انرژی، شوق و شعف را مبالغه می­کنند. هیچتوهینقومی­ای وجود ندارد، فقط شوخی­هایی که شما را با صدای بلند می­خنداند. هم قهرمان و هم داستان، پر از لوبیا (بیشتر مکزیکی- به جای چیتی) هستند، اما همیشه افسوس، بیشتر سرگرم کننده هستند. (کتاب مصور. 5-8 سال)