بخرید و 1,600 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

ربات جنگلی

Give a Name

16,000 تومان

موجود

افزودن به لیست دلخواه

97 قلم

240
9786008111900
پیتر براون
آناهیتا حضرتی
رقعی
ترجمه
10 تا 12

معرفی کتاب:

طوفان هولناک کشتی بزرگی را غرق می‌کند و پنج ربات که تنها یکی از آ‌ن‌ها سالم است به جزیره‌ای مي‌رسند. حیوانات جنگل به این ربات که نامش «رز» است یاد مي‌دهند که چطور از پس خودش بربیاد. او کم کم با حیوانات ارتباط برقرار مي‌کند و وقتی یک جوجه غاز پیدا مي‌کند او را پیش خودش نگه مي‌دارد و از او مراقبت مي‌کند. اما کارخانه‌ی تولید ربات‌ها خیلی زود متوجه غیبت رُز مي‌شود و چند ربات را به جزیره مي‌فرستد تا او را پیدا کنند. سرانجام رز که حضور بقیه‌ي ربات‌ها را تهدیدی برای جنگل و دیگر حیوانات مي‌بیند خودش را تسلیم ربات‌ها مي‌کند اما برای خودش برنامه‌ای مي‌نویسد تا بعد از تعمیر دوباره به جزیره برگردد.

__________________________________________________________________________________________________________

معرفی نویسنده:

پیتر براون

پیتر همیشه قصه گویی را دوست داشته است. او در نیوجرسی بزرگ شده، و با نقاشی شخصیت­هایی عجیب و غریب و صحنه­هایی از قدرت تخیل خود داستان­گویی می­کرد. وقتی نوجوان بود، عاشق نوشتن شد و شروع به گفتن قصه­های خود با کلمات کرد.

با این که پیتر در دانشگاه مرکز هنر طراحی، تصویرسازی خوانده است، اما عشق او به کلمات و تصاویر او را به دوره­های مختلف کتاب کودک و نوجوان کشاند، و زمان زیادی نگذشته بود که فهمید رسالت خود را پیدا کرده است.

پیتر بعد از اینکه از مرکز هنر فارغ التحصیل شد، برای نزدیکی بیشتر به صنعت چاپ و نشر به نیویورک نقل مکان کرد. هنگامی که او وارد معامله­ی نوشتن و تصویرسازی اولین کتابش، "پرواز دودو" را امضا کرد، بر روی برنامه­های انیمیشنی تلویزیون کار می­کرد. پیتر خیلی زود قرارداد کتاب دوم و سوم خود را نیز امضا کرد و کار خود را به عنوان نویسنده و تصویرگر کتاب­های کودکان و نوجوانان آغاز کرد.

از آن وقت پیتر کتاب­های بسیاری را برای کودکان نوشته و تصویرسازی کرده است و افتخارات متعددی را از جمله جایزه افتخار کالدکات، جایزه­ی هورن بوک، دو جایزه­ی ای.بی وایت و دو افتخار ای.بی وایت، جایزه­ی منتخب کودکان برای تصویرساز سال، دو افتخار ایرما بلک، جایزه­ی گلدن کایت، جایزه­ی بهترین کتاب مصور و شش بار کتاب پرفروش نیویورک تایمز دریافت کرده است.

پیتر در بروکلین در نیویورک زندگی می­کند.

 

 

پیتر نویسنده و تصویرگر و بنابراین طرفدار پروپاقرص کلمات و تصاویر است. به همین دلیل او بسیاری از آنها را در این وب سایت مندرج کرده است! اگر برای پیدا کردن راه خود کمکی احتیاج داشتید، لطفا پرسش و پاسخ­های متداول زیر را بخوانید. امیدوارم جواب ما شما را به نقطه­ی درست مسیر هدایت کند.

"آیا به مدرسه­ی من خواهید آمد، یا در مراسم من سخنرانی می­کنید؟"

پیتر خوشحال می­شود به ملاقات بیاید! شما می توانید اطلاعات در مورد حضور او را در اینجا و اطلاعات در مورد نرخ را در اینجا پیدا کنید.

"بازدید از طریق اسکایپ چطور؟"

پیتر ملاقات با بچه­ها و صحبت درمورد کتاب­ها را دوست دارد، بنابراین او هر چقدر که بتواند زمانش را برای بازدیدهای مدارس تنظیم می­کند. اما هنگامی که پیتر خانه است، معمولا در استودیوی خود ­می­باشد و سخت روی کتاب بعدی خود کار می­کند، بنابراین متاسفانه او نمیتواند در جلسات وب حضور پیدا کند.

"من یک داستان برای کودکان نوشته­ام. آیا شما برای آن آثار هنری خلق می­کنید؟"

اگر شما نویسنده­ای هستید که نیاز به تصویرگر دارید، لطفا به اینجا مراجعه کنید!

"من در آغاز حرفه­ی نویسندگی و تصویرسازی هستم. چگونه می­توانم کارهایم را چاپ کنم؟"

پیتر راهنمایی­هایی دارد که می­تواند برای شروع کار به شما کمک کند.

"آیا می­توانم پوستر یا چاپی از این صفحه را در کتاب شما داشته باشم؟"

در حال حاضر پیتر قادر به چاپ تصاویر برای درخواست­های فردی نیست. اما او چاپ­های بسیاری را در اینجا در دسترس دارد.

"روند تصویرسازی شما چیست؟"

پیتر از فرم­های کلاسیک و مدرن در خلق آثار خود استفاده می­کند. او معمولا با نقاشی با جوهر، آبرنگ یا گواش کارش را آغاز می­کند. سپس تصاویر را در کامپیوتر خود اسکن میکند تا بتواند صحنه­ها را دقیقا همانطور که می­خواهد تنظیم کند. برای جزئیات بیشتر، نگاهی به روند این فیلم بیندازید.

"ایده­هایتان برای کتابها را از کجا پیدا می­کنید؟"

پیتر از دنیای اطرافش الهام می­گیرد. که می­تواند به معنای هر چیزی، از یک درخت بسیار بزرگ تا یک پرنده­ی بسیار پرو سر صدا، یا ساختمان­های یک شهر باشد. به عنوان مثال، برای "باغ کنجکاو"، پیتر از یک پارک بالابری که نزدیک ریل­های قدیمی قطار در نزدیکی خانه­اش در نیویورک ساخته شده بود، الهام گرفته است.

"پروژه بعدی شما چیست؟"

پیتر در حال حاضر روی اولین رمان خود برای کودکان کار می­کند. گوش به زنگ باشید!

__________________________________________________________________________________________________________

یادداشت پیتر براون درباره کتابش ربات جنگلی

 

http://www.peterbrownstudio.com/uncategorized/the-wild-robot/#.WSFZriqGPDc

 

بنابراین، من اولین رمان کودکانم را نوشتم. روند برازنده­ای نبود اما من از استرس و تنهایی و شک به خود، جان سالم به در بردم و در حال حاضر رمان من در صدد ورود به جهان است. نام آن "ربات جنگلی" است. اگر چند دقیقه فرصت داشته باشید، دوست دارم در مورد آن برایتان بگویم.

برگردیم به سال 2008، زمانی که روی یک کتاب مصور به نام "باغ کنجکاو" کار می­کردم، من زمان زیادی را صرف کشیدن چنین طرح­هایی کردم-

من عاشق تصور صحنه زندگی طبیعت در مکان­های شگفت آور بودم. و این مرا وامی­داشت تا در مورد صحنه­های "غیرطبیعی" از چیزهایی که در مکان های شگفت آور زندگی می­کردند، فکر کنم و من چندین طرح شبیه به این زدم-

من واقعا شیفته­ی تصویر رباتی در درخت شدم و ناگهان سوالی به ذهنم خطور کرد: یک ربات هوشمند در جنگل چه کار می­کند؟

باید برمی­گشتم و روی "باغ کنجکاو" کار می­کردم، اما این سوال هرگز ذهن من را ترک نکرد. در وقت آزادم یادداشت­­هایی در مورد رباتی در جنگل خط­­خطی می­کردم. تصاویر بیشتری از ربات در درختان کشیدم. من همیشه از خواندن داستان­های علمی- تخیلی لذت می­بردم، اما حالا داشتم روی یک داستان علمی تخیلی مطالعه می­کردم-

اکثر مردم نمی­دانند که کلمه "ربات" از یک نمایشنامه­ی تخیلی در دهه 1920 توسط کارل کاپک می­آید. این نمایشنامه با نام ر.ج.ر. که حرف­های اختصاری "روبات­های جهانی راسوم" نوشته­ی کارل کاپک (با اندکی کمک از برادرش) کلمه "ربات" را ابداع کرد. او همچنین یکی از آشناترین استعاره­های داستان­های علمی- تخیلی را اختراع کرد.

در ر.ج.ر.، روبات­ها متوجه می­شوند که به صاحبان انسان خود نیازی ندارند، بنابراین شورش می­کنند و تمام بشریت را نابود می­کنند. نویسندگان علمی-تخیلی تا کنون، تغییراتی از این داستان را گفته­اند. با این حال، من می خواستم داستان ربات متفاوتی را نقل کنم. من می­خواستم داستان رباتی را بگویم که در آخرین جایی که شما انتظارش را دارید، سازگاری می­یابد. من می­خواستم داستان طبیعت یک ربات را بگویم.

سال­ها رفت. من "باغ کنجکاو" را به پایان رساندم، و رفتم تا چند کتاب مصور بیشتری را بنویسم و تصویرسازی کنم. و در تمام آن مدت، بی سر و صدا با داستان طبیعت رباتم همفکری می­کردم و همه چیز را از هوش مصنوعی تا رفتار حیوانات و رمان­های برجسته کودکان مطالعه می­کردم.

در سال 2012، پس از سالها مطالعه و تفکر، به سوالی بازگشتم که سرآغاز کل این فرایند بود: یک ربات هوشمند در جنگل چه کار می­کند؟ برای پاسخ به این سوال، یک شخصیت ربات به نامرازوم (اشاره­ای ظریف به نمایشنامه­ی کاپک) ساختم و سعی کردم تصور کنم که او چگونه زندگی در جنگل را اداره می­کند.

ربات­ها تقریبا می­توانند به هر شکلی باشند، و بنابراین من طرح­ها و توانایی­ها و اهداف مختلفی را برای راز در نظر گرفتم. او باید قوی و باهوش می­بود، اما نه خیلی قوی و نه خیلی باهوش. اگر خوانندگان قصد داشته باشند با یک ربات ارتباط برقرار کنند، او باید آسیب پذیر باشد، نه شکست ناپذیر. و اگر او انسان نما باشد— یعنی انگار او دست و پا و سر دارد — احتمالا کمک کند — تا خوانندگان خود را جای او تصور کنند. مهمتر از همه، او باید قادر به یادگیری باشد.

و سپس مسئله­ی جنسیت راز مطرح بود.

همه ما می­دانیم که روبات­های واقعی نه مرد هستند و نه زن. اما وقتی با شخصیت­های ربات درگیر باشیم، مسئله جنسیت پیچیده می­شود. نویسندگان و فیلم­سازان و نمایشنامه­نویسان همیشه باید یک ضمیر را برای هر یک از شخصیت­هایشان انتخاب کنند (مونث، مذکر، شیء)، و با انجام آن به یک جنسیت تعهد می­یابند، یا به هر شخصیت وابسته می­شوند.

در ابتدا، فکر می­کردم "آن" ضمیر مناسبی برای راز باشد. اما زمانی که او "آن" بود، در مراقبت از او مشکل داشتم. بنابراین من یک ضمیر خنثی را در نظر گرفتم، یا یک ضمیر فقط برای شخصیت رباتم اختراع کردم، اما داستان بدون نیاز به توضیح دستور زبان اختراعی هم، به قدر کافی چالش داشت.

مانند بسیاری از نویسندگان داستان­های علمی تخیلی پیش از من، تصمیم به انتخاب ضمیر جنسیتی خاص برای شخصیت رباتم گرفتم. از نزدیک به شخصیت راز و آنگونه که بقیه به او نگاه میکنند، نگاه کردم و تصمیم گرفتم او مونث باشد.

برای این واقعا یک "داستان طبیعی ربات" باشد، راز باید با طیف گسترده ای از عناصر طبیعی روبرو میشد. و داستان باید در آینده رخ می­داد تا وجود ربات­های هوشمند را توضیح دهد. من تصور کردم که جنگل در چند صد سال آینده ممکن است چگونه باشد، و دو چیز برایم رخ داد:

  1. به دلیل تغییرات آب و هوایی و افزایش سطح دریا، حیوانات از دور و گسترده، در نهایت مجبور می­شوند با هم باشند، تا همه به دنبال زمین مرتفع­تری باشند و 2. ممکن است برخی از این زمین­های مرتفع کاملا با آب احاطه شوند و جزایر جدیدی را تشکیل دهند.

با توجه به این، داستان را در زمان آینده، در جزیره شمالی ناهمواری که با بالا آمدن دریاها تشکیل شده است و آرایه­های متنوعی از آب و هوا و گیاهان و جانوران دارد، نوشتم.

هنگامی که برای راز طراحی داستانش را تنظیم کردم، شروع به کار روی طرح کردم. با اعمال مشابه کارهای مصورم، شروع کردم: طرح نقشه­ی داستان.

من یک سال را صرف تمام جهات ممکن برای نقشه داستان کردم. موارد زیادی برای در نظر گرفتن وجود داشت! یک ربات چگونه وحشی می­شود؟ آیا ربات­ها وجه مشترکی با حیات وحش دارند؟ راز چه درسی میتواند از درخت و یا طوفان یا صاریغ یاد بگیرد؟ و در وهله اول چرا راز در یک جزیره است؟

بعد از اینکه همه چیز را برای داستان طراحی و تنظیم کردم، بالاخره وقتش بود که بنویسم. اما مضطرب بودم. پس با ساخت برخی قوانین نوشتن برای خودم، مشورت و تعلل کردم.

  • تو شاعر نیستی، فقط داستان را ساده بگو.
  • با نوشتن از دید سوم شخص ، راز را مرموز نگه دار.
  • فصل­ها را تا جایی که ممکن است، کوتاه نگه دار.
  • با تکرار و قرینگی بنویس، تا ربات­ها و طبیعت را منعکس کنی.
  • به راوی یک لحن محاوره­ای بده، به خصوص در صحنه­های آرام.
  • انگیزه­ی پشت هر عمل راز را درک کن.
  •  

با زنجیره­ی قوانین نوشتاری و نقشه­های داستان و تحقیقات و یادداشت­ها و طراحی­هایم، به کلبه­ای در جنگل رانندگی کردم، یک فنجان قهوه دم کردم و لپ تاپم را باز کردم. هیچ چیز کاری جز نوشتن باقی نمانده بود.

شروع به نوشتن کردم. دیگر با دوربین شکاری به داستان نگاه نمی­کردم، بلکه با میکروسکوپ این کار را انجام می­دادم. خیلی نزدیک. متوجه شدم پیدا کردن کلمات درست چقدر سخت است. اما من سعی کردم خودم را سانسور نکنم و اجازه دهم کلمات جاری شوند.

من بیش از یک سال را صرف کنار هم گذاشتن اولین پیش نویسم از ربات جنگلی کردم. سخت بود. خیلی سخت. اما شرکت لیتل براون به اندازه کافی آن را دوست داشتند که ثبت کنند و در ژوئیه سال 2014 این رسمی شد: داستان طبیعت ربات من چاپ می شد! فقط یک مشکل وجود داشت... نمی دانستم چگونه آن را به پایان برسانم. خوشبختانه، آلوینا لینگ فوق العاده، طرف من است. دوست قدیمی و ویراستار من ، یادداشت­هایش را به من داد و من دوباره به نوشتن برگشتم. در طی یک سال و نیم، من داستان را دوباره نوشتم. بارها و بارها. در اولین پیش نویس، راز یک سرباز بود که با سقوط هواپیما به این جزیره رسیده بود.

اما بسیاری از ایده های اولیه من مشکلات استدلالی جدی­ای را به وجود آورد و من به طور معمول به تخته­ی رسم بازگشتم. بیشتر تحقیق کردم. نقشه برداری داستان را از سر گرفتم. همه اعتماد به نفسم را از دست دادم. همه چیز در جهت اشتباه حرکت می­کرد. اما ادامه دادم. من همه چیز را ساده کردم. طرح، شخصیت، نوشتن، همه ساده تر شدند و به تدریج مانند قطعات پازل یکدیگر را کامل کردند. داستان استعاری­تر و فلسفی­تر شد. ربات جنگلی بیشتر شبیه افسانه بود تا داستان علمی تخیلی.

دیو کاپلان، مدیر خلاقی است که در طراحی این کتاب با من کار کرده است. ما با هم، در مورد هنر پوشش و جلد تصمیم گرفتیم، کاغذ و سبک حروف را انتخاب کردیم و جای هر تصویر را برنامه ریزی کردیم. اکثر نویسنده­ها کنترل بسیار کمی روی ظاهر کتاب خود دارند. اما من به عنوان یک نویسنده و تصویرگر، روی هر جنبه از ظاهر کتابم کار کردم.

یک روز آلوینا به من اطلاع داد که تقریبا زمانش رسیده که نسخه­های خواننده­ی پیشرفته ربات جنگلی چاپ شود، بنابراین باید متن را اصلاح می­کردم و هنر جلد و داخل را تا جایی که ممکن بود، تکمیل می­کردم. این نسخه­ها، نسخه ناتمام کتاب هستند که ناشران به کتابفروشان و منتقدان می­دهند تا قبل از انتشار، هیجان را ترویج کند. من می­خواستم با این نسخه­ها اولین تاثیر عظیم را بگذارم، اما من این تنها کار زیادی بود که مجاز بودم و می­توانستم انجام دهم. آخرین هنر جلد را فرستادم، چند طرح خشن و بهترین پیش نویسی که می­توانستم جمع­اوری کنم. نسخه­ها در ژوئیه سال 2015 چاپ شدند اما من کلمات و تصاویر را تا شش ماه دیگر به پایان نرساندم.

هنگامی که نسخه­ها رسیدند، احساساتم در هم آمیخته شد. دیدن ربات جنگلی در شکل فیزیکی هیجان انگیز بود، اما من می­دانستم که کتاب تمام شده بسیار متفاوت خواهد بود. آه خوب. ناشر من نسخه­ها را بیرون فرستاد و واکنش­ها شروع شدند. ربات جنگلی اولین نظر رسمی خود را در نوامبر سال 2015، دو ماه قبل از اینکه کارم بر روی آن به پایان برسد، دریافت کرد. به طور معجزه آسایی، بررسی ستاره دار شد.

من کل فصل را دوباره نوشتم.

نام شخصیت­ها را تغییر دادم.

با وسواس هر کلمه را سنجیدم.

وقتی دیوانه­وار نمی­نوشتم، دیوانه­وار طراحی می­کردم.

حالا زمان "اولین صفحات گذرا" بود. آلوینا توضیح داد که ما به بسط خانه رسیده بودیم، و جلو می­رفتیم، همه­ی تغییرات متن باید جزئی باشند و با علامت زدن چاپ­ها با مداد انجام شده باشند. این کمی قدیمی به نظر می­رسید، اما برای هر کسی این آسان­تر است که مسیر تغییرات را، اگر همه در یک سند فیزیکی باشند، دنبال کند. بنابراین آنها صفحات را برای من فرستادند، من آنها را مشخص کردم، ویراستار تغییرات من را بررسی کرد، و طراح فایل اصلی را بروز رسانی کرد.

آخرین شش ماه روند، بی نظم بود. وقتی که دیوانه­وار دوباره روی متن کار می­کردم و هنر نهایی را خلق کردم، زندگی اجتماعی و عادات خوابم ناپدید شده بود.

من نمی خواستم تصاویر کل داستان را روایت کند، آنها فقط برای ایجاد لحن بودند، بنابراین سعی کردم آنها را ساده و تازه نگه دارم. ساده یا نه، من شصت و پنج تصویر برای خلق کردن داشتم، که دلهره آور بود. به نظر می­رسید این پروژه هرگز به پایان نمی­رسد.

دیو و تیم تولیدش، حقایق جلد و برخی از هنرهای داخلی را بررسی کردند و سپس برای اطمینان از اینکه کتاب­های نهایی درست باشند، با چاپگر کار کردند. و پس از آن همه چیز غم انگیز شد. در 25 دسامبر شوهر آلوینا آخرین مبارزه طولانی مدت خود با سرطان را باخت. مرگ او همه را ویران کرد. آلوینا بلافاصله مرخصی گرفت.

ناگهان، کتابی که روی آن وسواس داشتم، بیش ازحدبی معنی به نظر می­رسید. همه­ی چیزی که می­خواستم این بود که در یک توپ حلقه شوم. اما ناشرم نیاز داشت که من این کتاب را یک بار برای همیشه به پایان برسانم. در پایان این پروژه ماراتن، روی خط پایان سینه خیز می­رفتم.

در 12 ژانویه سال 2016 آخرین نسخه­ی تجدید نظر شده را فرستادم. سال­ها مطالعه و تفکر و نقشه­برداری و طراحی و نوشتن و تصویرسازی و تجدید نظر، در نهایت به پایان رسیده بود. کار من بر روی "ربات جنگلی" تمام بود.

یک ماه بعد، نمایان شد.

ربات جنگلی، داستان رازوم واحد 7134، رباتی است که برای اولین بار بیدار می­شود و می­فهمد در یک جزیره­ی وحشی دور افتاده، تنها است. راز نمی­داند چگونه به آنجا رسیده است، یا از کجا آمده است: او فقط می داند که می خواهد زنده بماند.و با مطالعه رباتی محیط خود، هر چیزی را که لازم است بداند، می­آموزد. او یاد می گیرد چگونه از جنگل بگذرد، چگونه از خطر دوری کند، او حتی می آموزد چگونه با حیوانات ارتباط برقرار کند.

اما مهم ترین درسی که راز یاد می­گیرد، این است که مهربانی می­تواند مهارت بقا باشد. و او از محبت برای پیشرفت دوستان و خانواده و یک زندگی صلح آمیز برای خودش استفاده می­کند. تا اینکه گذشته مرموزش، او را گیر می­اندازد.

هشت سال زمان برد، اما من در نهایت جوابی را برای سوالی که مرا به این راه کشاند، پیدا کردم. یک ربات هوشمند در جنگل چه کار میکند؟ او جنگل را به خانه اش تبدیل می­کند.

__________________________________________________________________________________________________________

معرفی مترجم:

آناهیتا حضرتی

__________________________________________________________________________________________________________

تعدادی از تصاویر موجود در کتاب:

__________________________________________________________________________________________________________

__________________________________________________________________________________________________________

چند مطلب منتشر شد در رسانه:

یادداشت الیزابت برد درباره کتاب ربات جنگلی منتشر شده در اسکول لایبرری ژورنال

ممکن است به خودتان بگویید "بتسی برد پیر این روزها چند جلد نشان می­دهد—آیا او در ارتباط است؟" که من پاسخ میدهم "اما بالاخره امروز "ربات جنگلی" پیتر براون!!! من قرار بود به آن نه بگویم؟ من از سنگ ساخته نشده­ام!" که در واقع پاسخی به نقد نیست اما حداقل توضیح می­دهد که وقتی به جلد کتاب­هایی می­رسیم که من واقعا و از ته دل منتظر آنها هستم، با آهنگی در دلم، با خوشحالی آنها را نشان میدهم و بهار در قدمهای من است.

همانطور که احتمالا به خاطر دارید، ما در "ربات جنگلی" با ربات راز آشنا شدیم. او برای یک هدف ایجاد شده است، اما زمانی که محفظه بسته بندی او در جزیره جنگلی عاری از انسان خراب میشود، به سرعت درمی­یابد که یا باید سازگاری کند و یا بمیرد. من به تازگی خیلی درمورد این کتاب و آنچه می تواند امروز برای بچه­ها معنی دهد، فکر کرده­ام. زمانی که آن را بررسی کردم (3 ژوئن 2016) متن زیر را گفتم:

"کتاب­های کلاس متوسط کمتری درمورد ربات از آنچه ممکن است انتظار داشته باشید، وجود دارد. این احتمالا به این دلیل است که به عنوان یک قاعده کلی، روبات­ها از سفر ستاره­ای به داد­ه­ها می­افتند. تنها هدف آنها در هر روایت این است که انسان بودن را توضیح دهند. شما این را همیشه در فرهنگ پاپ می­بینید، پس آن هم به این دلیل پایدار میماند که شما به ندرت در کتابهای کودکان می­بینید. مهم نیست که یک ربات خوب اساسا رویای همراه بچه­ها است. بچه را کنار بگذارید، ربات را به حال خود قرار دهید و به خودتان تعدادی مطلب فلسفه بدهید.

شاید به همین دلیل است که من "ربات جنگلی" پیتر براون را دوست دارم. قهرمان این کتاب مکانیکی است، اما او هنوز با مساله اینکه احساسات چگونه است، در کشمکش است. او کمی بیشتر به بقا و بعد از مدت کمی، به ارتباط علاقه­مند است."

 

من فکر می کنم من کمی دور از قضیه بوده­ام. نه به خاطر نقشی که روبات­ها در رمان­های درجه­ی متوسط بازی می­کنند، بلکه به خاطر آنچه که ممکن است راز برای خوانندگان کودک معنا دهد. موضوع فقط در مورد بقا و ارتباط نیست. بلکه درمورد درک این است که جهان می­تواند شما را برای یک هدف و تنها یک هدف آماده کند، اما شما مجبور به پذیرش کورکورانه آن نقش نیستید. شما می توانید کسی بیش از آنچه که مردم فکر می­کنند، باشید. و در حال حاضر، اینجا در سال 2017، این موضوع برای من بیشتر تشدید میشود.

پس بیایید به افتخار ادامه­ی آن کتاب، در قفسه­های سوم اکتبر، کلاه از سر برداریم. و چه جلدی دارد: از ویکتوریا استاپلتون و افرادی که در لیتل براون هستند، به خاطر نمایش آن ممنونم.

به هر حال قبل از اینکه بررسی­ها برای این کتاب جدید بیرون بیاید، می خواهم برای هر کسی که برای "دنیای غرب برای کودکان" این را اظهار میکند، مهلت قانونی اعلام کنم. فقط همین.

 

 

__________________________________________________________________________________________________________

کتاب­های کلاس متوسط کمتری درمورد ربات از آنچه ممکن است انتظار داشته باشید، وجود دارد. این احتمالا به این دلیل است که به عنوان یک قاعده کلی، روبات­ها از سفر ستاره­ای به داد­ه­ها می­افتند. تنها هدف آنها در هر روایت این است که انسان بودن را توضیح دهند. شما این را همیشه در فرهنگ پاپ می­بینید، پس آن هم به این دلیل پایدار میماند که شما به ندرت در کتابهای کودکان می­بینید. مهم نیست که یک ربات خوب اساسا رویای همراه بچه­ها است. بچه را کنار بگذارید، ربات را به حال خود قرار دهید و به خودتان تعدادی مطلب فلسفه بدهید.

شاید به همین دلیل است که من "ربات جنگلی" پیتر براون را دوست دارم. قهرمان این کتاب مکانیکی است، اما او هنوز با مساله اینکه احساسات چگونه است، در کشمکش است. او کمی بیشتر به بقا و بعد از مدت کمی، به ارتباط علاقه­مند است. مردم می­گویند این کتاب مثل "تبر" یا "کوه طرف من" است. شاید این چنین باشد، اما همچنین کتاب خوبی در مورد جاری ساختن تمدن و وحشی شدن است. به طور خلاصه، رویای یک بچه شهر را زندگی می­کند.

اولین چیزی که او از آن آگاه است، این است که او در محفطه­ای از سیم و کابل محدود است. یک بار، که آنها کار میکنند، به آن نگاه می­کند. راز یک ربات است. به نظر می­رسد او در جزیره ای در دریا باشد. اطراف او باقی مانده­ی ویران شده بسیاری از روبات­های خوب دیگر وجود دارد. چگونه او به اینجا رسیده است، نمی داند، اما زیاد طول نمی­کشد که او می­فهمد نیاز مبرم به پناهگاه و دارد. راز رباتی نیست که برای بیرون ساخته شده باشد، اما بخشی از برنامه­ریزی­اش، او را قادر می­سازد تا خود را وفق دهد.

راز که توسط حیواناتی که آنجا زندگی می­کنند، پذیرفته نشده است (به آرامی)، زبان ساکنان جنگل را یاد می­گیرد. هر چند، بعد از مدتی او یک غاز را که به طور تصادفی یتیم شده، می­پذیرد و آنها با هم رشد می­کنند، یاد میگیرند، و تبدیل به عضو ارزشمندی از جامعه می­شوند. و وقتی راز با تهدیدی از خارج رو به رو می­شود، دوستان جدید او و خانواده­ی گسترده­اش به کمک او می­آیند.

آنها می­گویند که همه داستان­های خوب را به راحتی می توان به هفت شکاف طبقه بندی کرد. یکی از بهترین شناخته شده ­های انها این است که "یک غریبه به شهر می آید ". راز هم همين است و داستان او در بسیاری از راه­ها آشنا است. غریبه می رسد و از او دوری یا با او مخالف می­شود. سپس آنها بر مردم محلی پیروز می­شوند و پس از آن باید در برابر دشمن ورودی دفاع کنند و یا توسط آن محافظت شوند. اما نوع دیگری از این نیز هست که در این کتاب یادآوری می­شود.

مفهوم رفتن از "تمدن" به "وحش" حامل وزن انواع تخصیص تاریخی است. سپس هوشمندی براون با ربات و حیوانات پیوند می-پیوندد. راز یک ضد پینوکیو است. به جای تلاش برای اینکه بفهمد چطور بیشتر با تمدن سازگار باشد، بخش عمده ای از وقت خود را صرف تلاش برای فهمیدن این می­­کند که چطور مانند یک پوست بریزد.

براون در کارش به طور مستمر با مفهوم تمدن در مقابل طبیعت درگیر است، به ویژه وقتی مربوط به "وحشی" بودن باشد. قبل از ربات جنگلی، بارزترین نمونه از این، کتاب مصور او، "آقای ببر وحشی میشود." بود. هنوز به نوعی موفق در راه پیدا کردن به بسیاری از کتاب­هایی که او دارد، است. به موارد زیر توجه کنید:

  • معلم من یک هیولا است! (نه، من نیستم) – کودکی معلم خود را شبیه یک موجودی می­بیند که بهترین درخور آن در یک صفحه از "جایی که در آن چیزهای وحشی هستند" است، تا اینکه وقتی با او بيشتر آشنا می­شویم، او در نگاهش انسانی می­شود.
  • کودکان حیوانات خانگی وحشتناک انتخاب می­کنند – خرسی در تلاش است تا با نتایج فاجعه آمیز یک کودک انسان وحشی را اهلی کند.
  • باغ کنجکاو – طبیعت تقاضای تمدن رها شده دارد و در روند اهلی می­شود.

 

  • هویج­های وحشت­زده– براون این یکی را ننوشته است اما فهمیدن آن سخت نیست که چگونه تصویر طبیعت (در شکل هویج) باا ارعاب یک خرگوش در منزل می­تواند جذابیت­هایی در بر داشته باشد.
  • حتی کتاب­های چودر و اولین کتاب مصور او، "پرواز دودو" در برگیرنده­ی المان­هایی از حیواناتی است که با طبیعت خود درگیرند.

در این کتاب براون رباتی را به ما معرفی می­کند که تنها با هدف خدمت در ظرفیت داخلی ایجاد شده است. آیا ما فقط طرف خوب طبیعت را می­بینیم و از وحشت اجتناب می­کنیم؟ براون به وضوح در چنین کاری تعصب دارد، اما این یک پادشاهی صلح آمیز نیست که بره در کنار شیر دراز بکشد، مگر اینکه به ضرورت این را دیکته کنیم.

اگر حیوانات یک آتش بس موقت دارند، براون در همان لحظه یادآوری می­کند که چگونه گاهی اوقات یک حیوان و یا دیگری، ممکن است از دست برود و به طور غیر ارادی به شکم یکی از همسایگانش نقل مکان کند. آب و هوای نامطبوع نقش مهمی در طرح نمایش دارد، راز را در آغاز به ساحل می­آورد، و بعدا طوفان زمستانی بی سابقه­ی ظالمی را ایجاد می­کند. با این حال، مقایسه این کتاب با "تبر" و "کوه طرف من" خالی از نشانه نیست.

طبیعت سرد و بی رحم است اما هنوز هم بهتر از تمدن یکسان کسل کننده است.

البته شما هر کتاب را از دیدگاه شخصی خود می­خوانید. اگر شما یک فرد بزرگسال هستید که کتاب کودکان می­خوانید، پس شما نه تنها از طریق دیدگاه خود بلکه از طریق دیدگاهی که شما در سن مخاطبان مورد نظر داشتید، نیز باید بخوانید. این یک طورهایی روشی دوگانه برای مصرف کتاب است. کودک ده ساله­ی درون من قطعا از این کتاب لذت برد، مطمئنم. منِ سی و هشت ساله واکنش بسیار متفاوتی داشتم. آن را دوست داشتم، البته که اینطور بود. اما همچنین من بخش عمده ای از این کتاب را هیجان­زده­ی این بودم که چه عنوان پدر و مادری خوبی بود. آیا ما کاملا مطمئن هستیم که پیتر براون چند کودک مخفی ندارد که به جایی دورد خزیده باشند؟ منظورم این است که اگر از من بپرسید موضوع این کتاب واقعا چیست، مجبورم با صداقت تمام به شما پاسخ بدهم که درمورد این است که ما چگونه دوباره از طریق چشم فرزندانمان جهان را ببینیم. بچه­ها احتمالا در پاسخ می­گویند درمورد اینکه ربات بودن در جنگل چقدر فوق­العاده است. هر دو درست هستند.

اگر با کتاب مصور پیتر براون آشنایی دارید، پس احتمالا شما احساس سبک هنری دارید. تصویر او از راز بسیار جالب است. خیلی خوب است که می­بینیم کتاب، به او در جنسیت مونث اشاره کرده است، نه مثل عکس هایی که او را به عنوان هیچ چیز به تصویر بکشند، بلکه یک ربات عملکردی، با چشمانی درخشان و همه این­ها است. حتی وقتی در گل­ها پوشیده شده است، بیشتر به مانند بخشی اضافی از "قلعه میازاکی در آسمان" است تا هر چیز دیگری.

دهان او یک شکاف بی حالت است، اما شما می توانید در حرکات کمی زنده دلی و انگیزه را ببینید. افسوس، تصاویر سیاه و سفید هستند و نه به رنگ­های دوست داشتنی که ما می دانیم که براون قادر به آن است. هنرهای رنگی در رمان­های کلاس متوسط یک امر گران قیمت است. ناشر باید واقعا و حقیقتا به کتاب ایمان داشته باشد تا به آن رنگ بدهد. که گفته شده، با این که این کتاب به طور منظم در لیست پرفروش نیویورک تایمز ظاهر شده است، شما فکر می­کنید آنها آن را در زمان شناخته بودند. شاید ما بتوانیم نسخه تمام رنگی آن را در سالگرد چاپ آن یا در یک دهه یا بیشتر ببینیم.

مانند اکثر کتاب­های رباتی، براون کمی تقلب می­کند. تقلب نکردن سخت است. از همان آغاز به ما گفته شد که راز هیچ احساساتی ندارد، اما زمان زیادی از این بیانیه نگذشته که تبدیل به سوال می­شود. ممکن است کسی کاملا منطقی اظهارات اولیه مانند "همانطور که می­دانید، ربات­ها چیزی احساس نمی­کنند. نه آنطوری که حیوانات احساس می­کنند." را استدلال کند.

کلماتی­ که در ابتدای جملات کج نوشته شده­اند، مهم هستند. آنها نشان می­دهند که این­ها اطلاعات استانداردی هستند که توسط کسانی که می­دانند گفته شده­اند و آنها معتقدند شما نباید درمورد آنها سوالی بپرسید. اما البته جمله­ی بعدی حکم می­کند که " و هنوز...". سپس دوباره، آن نوشته­های کج ویژه آن فصل نیستند. در واقع همه فصل ها در این کتاب با چند کلمه اول که کج نوشته شده­اند، شروع می­شوند. پس زمانی که براون می­گوید که راز احساسات را درک میکند، جدی است.

آیا او می تواند بعدها آنها را یاد بگیرد؟ کتاب احتمالا عمدا، در این مورد مبهم است، اما در همان عدم اطمینان فراوان، درک ربات دوست­داشتنی براون کمی دشوارتر از دیگران به نظر می­رسد. کتاب­های از این دست، در هر صورت روی منطق درونی خود کار می­کنند. من یک خواننده را می­شناسم که به طور جدی فکر می­کرد که چرا ربات­های رکو، سوئیچ روشن/خاموش ندارند. دیگران فکر می­کردند، چرا او می تواند گفتار حیوانات را درک کند. شما به همان اندازه که فکر می کنید می­توانید باور کنید، پیش می­روید و نویسنده شما را به بقیه راه میکشاند.

من کتاب­هایی از کودکان و نوجوانان خوانده­ام که در آن ربات­ها متصدیان آینده هستند و پشت سر هم قهرمانان را با طبیعت تهدید می­کنند. من کتاب­هایی از کودکان و نوجوانان خوانده­ام که در آن ربات­ها درک نمی­کنند که چرا آنها از حقوق انسان­های دوروبرشان محرومند. من حتی یک بار کتابی درباره یک ربات خواندم که عاشق یک کودک انسان شده بود، او را به عنوان والدین خود دوست داشت، او در طی سال­ها با محیط سیاره بیگانه خود وفق داده بود (این کتاب، "محافظ نور ایسیس" نوشته­ی مونیکا هیوز است و اگر فرصت داشتید، حتما آن را بررسی کنید.)

اما من هرگز کتاب رباتی با سادگی و با هدفی که کتاب پیتر براون داشت، نخوانده­ام. هچنین مدت­ها بود چنین کتاب راحتی را به هنگام خواب نخوانده بودم. خوش شانس بچه­ای است شب­ها در جای خود می­خزد و این کتاب را می­خواند. یک رمان عالی علمی تخیلی / والدانه / ماجراجویی / بقا، که همگی با تکه­ها و قطعات روباتیک جمع شده­اند. اگر این آغاز سلطه ربات است، من که می­گویم بذارید بیاید.

 

__________________________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده در پابلیشرز ویکلی درباره کتاب ربات جنگلی

اولین داستان کلاس متوسط براون، داستانی نشاط بخش درمورد یک بازدیدکننده­ی غیر منتظره است که ورودش، سکونت حیوانات یک جزیره­ی سنگی را مختل می­کند، و پیچ و تاب معاصری دارد: شخصیت اصلی یک ربات است.

طوفان، "راز" (خلاصه­ی رازوم واحد 7134) را به جزیره­ای می­سپارد که تصادفا توسط گروهی از سمورهای دریایی فعال شده که توسط هیولایی درخشنده که مقابل چشمانشان بیدار شده، ترسانده شده­اند.

در ابتدا، راز برای زنده ماندن در محیط­هایی که در آن به عنوان مزاحمی ترسناک تهدید شده، مبارزه میکند، اما پس از اینکه یک بچه غاز رها شده را به فرزندی می­گیرد، کم کم تبدیل به بخشی از جامعه­ی جزیره می­شود، زبان حیوانات را یاد می­گیرد و نقش رهبری و مادری ایفا می­کند.

براون (نویسنه­ی کتاب آقای ببر وحشی می­شود) به طور متقاعد کننده­ای میان حیوانات و راز، به هنگام ورود او به حیات وحش، حس رشد همکاری را خلق می­کند. تمثیل مغایرت، روشن است اما هرگز آمرانه نیست و راز تنها به اندازه­ی کافی صفات انسانی دارد تا با حفظ ویژگی­های رباتی خود، او را دلسوز کند.

براون با هوشمندی از یک پایان خوش به نفع پایانی باز کناره­گیری می­کند که از لحن داستان که به طور همزمانغیر احساسیو اشباع شده با احساس است، حمایت می­­کند. هنر آخر اثر پی­دبلیو. سنین 8-12. عامل: پل رودین،مدیریت ادبی رودین. (آوریل)

__________________________________________________________________________________________________________

یادداشت «آدام روبین» منتشر شده درباره کتاب «ربات جنگلی» در نیویورک تایم

 

ربات جنگلی

نوشته پیتر براون

279 صص، براون و شرکا. 16.99 $. (کلاس متوسط; سنین 8 تا 12)

در ادبیات کودکان، کتاب­های بسیاری از طریق همکاری دو گروه جداگانه و در عین حال به همان اندازه مهم ایجاد شده است: انسان­های کلمه و انسان­های تصویر. انسان­های کلمه عبارتند از: نویسندگان و سردبیران ونمونه خوانان.انسان­های تصویر عبارتند از تصویرگران، طراحان و مدیران هنر. یک انسان کلمه، با واژگان خوب است و در پیام های متنی بیش از حد از نقطه گذاری استفاده می­کند. انسان تصویر، با رنگ­ها خوب است و در مورد مدادها نظراتی دارد. هر چند، شما به ندرت یک ترکیبی را میبینید: کسی که هم با کلمات و هم با تصاویر خوب باشد. من اسم این افراد را "جهش­های فوق­العاده با استعداد" میگذارم.

پیتر براون که از نظر منتقدین تحسین شده، یک نویسنده پرفروش است. پیتر براون همچنین تصویرگربرنده افتخار کالدکات است. تاکنون کتاب­هایی که او نوشته است، کتاب مصور بوده­اند. برخی ممکن است استدلال کنند که در آنها تصاویر در واقع مهمتر از کلمات هستند. ممکن است عمه شارون شما بگوید، "نویسنده آن را آسان گرفته است، بخش مشکل، تصویرسازی و ساخت تمام آن تصاویر است." ممکن است دوستتان، جیک بپرسد "آیا اصلا کلمات در یک کتاب مصور اهمیتی دارند؟ اکثر بچه­های کوچک هنوز نمی­توانند بخوانند." وقتی سعی دارید بخوابید صدایی در ذهنتان زمزمه می­کند "کی میخواهی یک کتاب واقعی بنویسی؟" اینها فقط چند نمونه کاملا فرضی اما حقیقتی تلخ برای نویسنده کتاب مصور هستند. اگر ما می­خواهیم انسان­های کلمه ما را به عنوان یکی از خود بپذیرند، ما نهایتا مجبور به نوشتن یک کتابی می­شویم که به تصاویر نیازی ندارند.

پس تبریک به پیتر براون، که با کار اول متوسط خود، رمانی به نام "ربات جنگلی،" بصورتی پایدار و محکم، پرچم خود را در وسط نمودار ون انسان کلمه / انسان تصویر کاشته است. ما همه برای او بسیار خوشحال هستیم و اصلا حسودی نمی­کنیم.

براون داستانی پر جنب و جوش نوشته است که مطمئنا خوانندگان جوان را مشغول میکند. یک راوی آرام و واقف، داستان راز، یک ربات صمیمی که بدون توضیح، کشتی خودش را غرق در یک جزیره پر از حیوانات وحشی می یابد، را تعریف می­کند.

راز کنجکاو، اما دست و پا چلفتی است. پس از اولین تلاش پر فاجعه او برای کشف جنگل، متوجه می­شود که برای آفرود طراحی نشده است. اگرچه راز "واقعا احساسات را درک نمی­کند،" او میل "تبدیل به یک ربات بهتر شدن" را تجربه می­کند. او این گونه طراحی شده است. به این منظور، او تصمیم می گیرد ساکنان طبیعی جزیره را تجزیه و تحلیل کند و یاد بگیرد که چگونه آنها در یک محیط ظاهرا خشن شکوفا می­شوند.

در دنیایی که براون ایجاد کرده است، همه­ی حیوانات در جنگل زبانی را به اشتراک می­گذارند که راز به سرعت رمزگشایی می­کند و یاد می­گیرد روان صحبت کند (یکی از بسیار مزایای داشتن یک کامپیوتر برای مغز).

او در می یابد که حیوانات یک نشست دارند که هر روز صبح برگزار می­شود که شکارگر و طعمه غرایز خود را کنار می­گذارند تا به طور مسالمت آمیز در مورد آخرین شایعات جزیره صحبت کنند. در واقع حیوانات در این داستان بسیار پیچیده هستند.

سگ­های آبی به رازتکنیکهای پیشرفته ساخت را آموزش می­دهند، گوزن به او نشان می­دهد که چگونه باغداری کند، و لاک پشتبرایاثرات تغییر آب و هوا تاسف می­خورد. خط بین غریزه و رفتار آموخته کمی مبهم است، و خوانندگان برای تعمق رها شده­اند، که بیشتر غیر طبیعی است. راکونی که یاد می­گیرد چگونه آتش درست کند، یا رباتی که یاد می­گیرد دوست پیدا کند.

در حالی که براون قادر به دیدن پتانسیل تعادلی بین تکنولوژی و طبیعت است، در پایان رمان راز در جزیره دوست داشتنی خود به نظر دلگیر می­رسد. اما او چند غریزه بقاء بسیار قوی در طول زمان او در خارج می­یابد و چیزی به من می­گوید که ما آخرین تاریخ و زمان این ربات جنگلی را ندیده­ایم.

از اینکه مبادا مردم تصویر با این رمان حدود 300 صفحه­ای احساس خیانت کنند، براون جلوتر رفته و داستان را تصویرسازی کرده است. تصاویر با بافت سیاه و سفید در سراسر کتاب پاشیده می­شوند. یک ربات که با پرواز پرنده­ای به آسمان در صفحه­ی رو به رو، به فاصله­ی آن زل می­زند.

دامگاه حیوانات در دو صفحه نمایش داده می­شود، در حالی که معابر بالا حرکت دسته جمعی را توصیف می­کنند. از زمان به زمان، براون به غرایز کتاب مصور خود تکیه داردو اجازه می­دهد آثار هنری، لب مطلب یا سورپرایز باشند. هر چند او چند هزار کلمه به ارزش تصاویر به کتاب می­افزاید، داستانی نوشته است که به راحتی روی پای خود ایستاده است.

آدام روبین مولف کتاب­های مصوری از جمله "اژدهاها تاکو دوست دارند." و جدیدترین آنها "روبو-سس" است.