بخرید و 1,900 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

انتظار عروسکی

Give a Name

19,000 تومان

موجود

افزودن به لیست دلخواه

100 قلم

32
9786008111986
کوین هنکس
آناهیتا حضرتی
رقعی
ترجمه
2 تا 5

معرفی کتاب:

پنج دوست حیوان با صبر و حوصله در لبه¬ی پنجره، به انتظار و تماشای جهان خارج نشسته¬اند. جغد منتظر ماه است؛ خوک منتظر باران است؛ خرس منتظر باد است؛ توله سگ منتظر برف است؛ خرگوش منتظر... هیچ چیز به خصوصی نیست. گاهی اوقات، هدیه بر روی پنجره، ظاهر می¬شود و ممکن است دوست جدید ی برسد، اما همه با هم صبر میکنیم. یک روز گربه¬ای با چندین زخم، به آنها می پیوندد و دوستان لبه¬ی پنجره، بسیار شگفت¬زده می¬شوند!


نقد و بررسی¬ها
"مبهم... جذاب و بی نظیر." — ناشران هفتگی (ستاره¬دار)
"کاملا مهیج، این یک ترکیب دوست داشتنی از هن، طراحی و متن است." — بوک لیست (ستاره¬دار)
"خشنودی قهرمانان با انتظار، مسری است." — نقد و بررسی کیرکوس (ستاره¬دار)
"انتظار بخش عظیمی از زندگی هر کودک است و هنکس با استفاده از لمس نور به این موضوع رسیده است." — کتاب هورن (ستاره دار)
"انتظار، محل هنکس را در کنار تصویر افسانه کتاب می¬چسباند، مانند مارگارت وایز براون، کراکت جانسون، و روت کراس." — مجله دانشکده کتابخانه (ستاره دار)

عروسک‌های پشت پنجره هرکدوم منتظر یه‌چیزی هستن... فکر می‌کنی منتظر چی؟

یه‌چیز باحال؟ یکی که بیاد بهشون سر بزنه؟ یه اتفاق شگفت‌انگیز؟

شاید اون‌ها منتظر خودِ تو باشن که قصه‌شون رو بخونی...!

_______________________________________________________________________________________________

معرفی نویسنده:

"من سی سال است که کتاب¬های کودکان را مینویسم و تصویرسازی میکنم. این تنها کار واقعی من است که تا به حال داشته¬ام.
وقتی که کارم خوب پیش میرود، تحول آفرین است. احساس می کنم که انگار از زمان عادی حذف شده¬ام و در جهانی موازی زندگی می کنم، جهانی از افسون و شگفتی.
اغلب کتاب، اولین مواجهه کودکان به هنر است. به یاد داشتن این موضوع، من را به ممکن ساختن بهترین کتابها وادار کرد. من می¬دانم که چقدر کتابها در دوران کودکی من مهم بودند (و هستند). بدون آنها، ممکن نبود من امروز نویسنده و هنرمند باشم.
گاهی اوقات از پدر و مادرها می شنوم که چطور کتابهایم در دل کودکانشان جا باز کرده¬اند، یا چگونه عبارتی از یکی از کتاب¬های من به بخشی از اصطلاحات روزانه خانواده تبدیل شده است. این را دوست دارم. اما مهم¬تر از همه، من عاشق اینم که تنهایی در اتاقی آرام بنشینم، نقاشی کنم و بنویسم. من عاشق شغلم هستم."

سوال: وقتی لیلی مدرسه است، او می داند که میخواهد معلم شود. هنگامی که شما در مدرسه بودید، آیا می دانستید که میخواهید نویسنده و تصویرگر شوید؟
پاسخ: من به شدت مایل بودم هنرمند شوم. تا جایی که به یاد می¬آورم این تمایل بخش عظیمی از هویت من بود. در دبیرستان بود که نوشتن برای من مهم شد. در سال سوم دبیرستان تصمیم گرفتم نوشتن و تصویرسازی کودک و نوجوان را به عنوان یک حرفه بخواهم.
س: داستان¬های کتاب مصور شما به همان اندازه که از طریق کلمات، از طریق تصاویر نیز گفته میشوند. آیا گاهی تصاویر قبل از داستان¬ها به ذهنتان آمده¬اند؟


پاسخ: کلمات همیشه اول آمد¬ه¬اند. اما چون من هم نویسنده و هم تصویرگر هستم، با اینکه میدانم تصاویر اطلاعات مهمی را ارائه میدهند، اغلب حین نوشتن، ویرایش میکنم. به عنوان مثال، وقتی داستان "راه چستر" را نوشتم ، به چکمه، تاج یا شنل لیلی اشاره¬ای نکردم، اگر چه مدتها قبل از اینکه نسخه¬ی دست¬نویس به پایان برسد، می¬دانستم که لیلی آنها را می¬پوشد.
س: زمانی که شروع به یک کتاب مصور مانند "ومبرلی" میکنید،آیا همیشه میدانید که داستان به کجا می¬رود، یا شخصیت-هایتان همیشه شما را شگفت زده میکنند و داستان را به جهت دیگری میکشانند؟


پاسخ: کتاب با شخصیت¬ها شروع می¬شود؛ شخصیت، دانه¬ای است که کتاب از آن رشد می¬کند. هنگامی که من تصمیم گرفتم کتاب "ومبرلی نگران" را بنویسم، نمیدانستم که کتاب با شروع مدرسه تمام میشود، اگر چه در ادراک، به نظر می¬رسد مسیری منطقی برای کتاب در نظر گرفته شده است. این سحر و جادو و رمز و راز خلقت است.
س: کار بر روی رمان باید روند بسیار متفاوتی باشد. آیا هنوز تصاویر واضحی از شخصیت و محیط اطرافشان در سر دارید؟


پاسخ: نوشتن یک رمان بسیار متفاوت است. برای مثال، من میتوانم من بسیار عمیق¬تر به روان شخصیت بپردازم. میتوانم یک صحنه را در طول توصیف کنم. و من می توانم با موضوعی که پیچیده تر از موضوع کتاب مصور من است، کنار بیایم. اما از آنجا که من یک فرد بصری هستم، در حین کار تصاویر بسیار قوی¬ای در سرم دارم. من عاشق توصیف شخصیت¬هایم و محیط آنها هستم. تنظیم صحنه— ارائه روشنایی مناسب، رنگ و بافت چیزها — یکی از کارهای مورد علاقه من در مورد نوشتن رمان است.
س: تا چه حد نوشته¬هایتان را از تجربه خود یا از مشاهده تجربه فرزندان خود الهام گرفته¬اید؟
پاسخ: البته همه نوشته¬های من توسط چشمان و تجاربم فیلتر شده است. و گمان می کنم به یاد دارم که در جوانی هر چیزی چه "احساسی" داشت — این به هنگام نوشتن به من کمک می¬کند. به همین مناسبت، من از یکی دو واقعیت زندگیم، اما فقط به عنوان نقطه شروع، استفاده کرده¬ام. و من هرگز به طور مستقیم از اتفاقات زندگی یکی از فرزندانم در کتاب استفاده نکرده¬ام.
س: کتاب هورن از "اتاق تولد" به عنوان " داستانی که به ما کمک می¬کند تا شانس خود را برای بهره گیری از تحمل متقابل، حل تعارض خلاق و دیگر اشکال خوب ببینیم." یاد کرده است. آیا این موضوعی است که شما آگاهانه در تمام نوشته¬های خود به دنبال آن هستید؟
پاسخ: درواقع من حین نوشتم به چنین موضوعی فکر نمیکنم. من میخواهم شخصیت¬هایم باورپذیر باشند. من می خواهم داستان قانع کننده باشد. و من می خواهم جملات خوب بنویسم. به همین سادگی و دشواری است.
س: اگر بخواهید مشخصه¬ای را که بیشتر از همه در هر یک از موشهایتان — چستر، کریسانتموم، لیلی، اوون، شیلا ری، وندل، سوفی و ومبرلی — تحسین میکنید، در یک کلمه خلاصه کنید، کدام کلمات را انتخاب می¬کنید؟
پاسخ:
چستر: قابل اعتماد
کریسانتموم: حساس
لیلی: سرزنده
اوون: متوجه
شیلا ری: شجاع، البته
وندل: زرنگ
سوفی: سرسخت
ومبرلی: متفکر
سوال: چطور شد که در بسیاری از کتاب های خود از موش به عنوان شخصیت استفاده کردید؟ آیا سایر حیوانات را هم در نطر گرفتید؟
پاسخ: در واقع کتاب¬های قبلی من انسانها را به عنوان قهرمانان قرارمي¬داد. هر چه داستان¬های من بیشتر طنزآمیز شد، من فکر کردم که بهتر می توانم متن را توسط نقاشی آزادانه تر و با استفاده از حیوانات به عنوان شخصیت¬های اصلی تطبیق دهم. "بیلی به اردو می رود" اولین کتاب من بود که در آن این کار را انجام دادم؛ بیلی و خانواده اش خرگوش هستند. برای کتاب بعدیم، "آخر هفته با وندل"، تصمیم به استفاده دوباره از حیوانات گرفتم، اما می¬خواستم چیزی غیر از خرگوش تصویر کنم.
من چندین طرح زدم— سگ و گربه و فیل و موش. طرح موش را دوست داشتم و بنابراین، وندل یک موش بود.از انجام آن کتاب آنچنان لذت بردم که در بسیاری از کتاب¬های مصورم از موش به عنوان قهرمان استفاده کردم. من هیچ وابستگی خاصی به موش ندارم، و اینکه آنها را بارها و بارها در کتاب¬هایم استفاده کردم، چیزی نبود که برای آن برنامه ریزی کرده باشم. فقط اتفاق افتاد.

س: شخصیت های موش شما والدین، معلمان و سایر بزرگسالان دوست داشتنی، حامی و درک کننده در زندگی خود دارند. دوران کودکی شما چگونه بود؟
پاسخ: من در سال 1960 در همسایگی محله¬ای در راسین ویسکانسین با سه برادر، خواهرم و پدر و مادرم بزرگ شدم. در محله من مردم در تمام سنین کودکان بسیاری وجود داشتند. به عنوان یک پسربچه، من بیش از هر چیز رفت و آمد میکردم. همچنین کتاب میخواندم، دوچرخه سواری میکردم و زیاد بیرون بازی میکردم. ما کتاب زیادی از خود نداشتیم، اما به طور منظم به کتابخانه¬های عمومی میرفتیم. این یکی از فعالیت¬های خانوادگی مورد علاقه من بود و مطمئنم نقش مهمی در نویسندگی و تصویرگری من ایفا کرد.
سوال: کدام یک از شخصیت¬ها بیشتر شبیه شما است؟
پاسخ: من فکر می کنم من مثل اوون، آرام و هنوز سرسخت هستم. و مانند ومبرلی، اندوهگینم.
س: چه مدت طول میکشد تا یک کتاب مصور جدید را، از ایده گرفتن تا صفحه نهایی کامل کنید؟ چقدر زمان صرف هر تصویر میکنید، و چه تغییراتی روی کلمات و تصاویرایجاد میکنید؟
پاسخ: هر کتاب متفاوت است. برخی به راحتی ، و برخی بسیار دشوار به اتمام میرسند. اغلب به یک ایده برای ماه¬ها، حتی سال¬ها فکر میکنم تا آماده شوم بنویسم. سخت است که بگویم چقدر وقت صرف هر تصویر میکنم. من هر تصویر را از آغاز تا پایان پیش نمیبرم; من آنها را طی مراحل انجام میدهم. اول برای کل کتاب طرح میزنم. سپس تمام طرح¬ها را بازبینی میکنم. بعد، من برای هر تصویر کتاب، طرح نهایی مدادی میزنم. بعد از آن جوهر است. در این مرحله من چندین نسخه از هر نقاشی جوهری میزنم تا بتوانم قبل از رنگ کردن هر قسمت، رنگهای مختلف را امتحان کنم. اگر در این مرحله کلمات را تغییر دهم، معمولا به خاطر بیرون آوردن چیزی است که دیگر نیازی به آن نیست . شاید آنچه میخواستم را در تصاویر "گفته¬ام" و دیگر نیازی به کلمات نیست.
س: کدام اول می¬آید — کلمات یا عکس؟
پاسخ: برای من همیشه کلمات اول آمده¬اند. سعی میکنم آنها را قبل از کشیدن چیزی، کامل کنم. در حالی که هنگامی که می¬نویسم به تصاویر فکر میکنم. من مدت طولانی بر روی کاغذ خط دار دفتر بر روی داستان¬هایم کار میکنم. قبل از اینکه یک کپی خوب و شسته و رفته را در ماشین تحریر تایپ کنم، چندین بار بازنویسی میکنم.


س: درمیان کتابهایتان کدام مورد علاقه¬تان است؟
پاسخ: کتاب مورد علاقه¬ی من همیشه کتاب بعدیم است، چون همیشه فکر میکنم که بعدی کامل و بهترین خواهد بود.
س: کودکان به "اولین ماه کامل بچه گربه" عشق می¬ورزند، اما آنها تعجب میکنند که چرا هیچ رنگی در آن وجود ندارد. آیا می¬توانید بینشی به آنها درمورد اینکه داستان چگونه پیش آمد و تصاویر توسعه یافتند، بدهید؟
پاسخ: داستان به عنوان بخشی از تلاش¬های ناموفق در ایجاد کتاب مفهومی جوان درباره حلقه ها آغاز شد. خطی از نسخه¬ی دستنویس هست که من گفته¬ام: " گربه فکر کرد ماه، کاسه¬ی شیر است." این خط در پشت ذهن من گیر کرد. این را گسترش دادم تا "اولین ماه کامل بچه گربه" را بنویسم. کنار اینها، کتاب را در ذهنم به عنوان یک کتاب سیاه و سفید دیدم. مدت طولانی¬ای می¬خواستم کتابی با محدودیت و یا بدون رنگ بنویسم و برای اولین بار داستانی نوشتم که فقط برای این روش مناسب به نظر می رسید. متن ساده و جوان بود و بنابراین میخواستم هنر هم ساده باشد. من ایده گربه سفید، ماه سفید و کاسه سفید شیر احاطه شده در شب را دوست داشتم.
س: تعدادی از کتاب های شما نقاشی¬هایی با مضمون موش، شامل نقاشی موش رونوشتی از نقاشی "جیغ" دوارد مانچ (اوون)، پرتره پیکاسو (کریسانتموم) و کلمه "موش،" با الهام از نقاشی¬ها و مجسمه¬های عاشقانه¬ی رابرت ایندیانا (روز بزرگ لیلی) الهام گرفته شده است. کدام هنرمندان در کار و زندگی شما تاثیرگذار یا الهام بخش بوده¬اند؟ نویسندگان چطور؟
پاسخ: هنگامی که یک پسریچه بودم، هنرمندان مورد علاقه من والت دیزنی، نورمن راکول و ان.سی وایت بودند. در حال حاضر، کارم به سمت امثال آلبرت یورک، جورجیو موراندی و بلتاس ، و چند نام دیگر کشیده شده است. نویسندگان مورد علاقه من عبارتند از: آلیس مونرو، ویلیام ترور، ویلیام ماکسول و ایان مک ایوان.


س: یک روز کاری معمولی برای شما چگونه است؟
پاسخ: حالا که خودم پدر شده¬ام، از زمانی که بچه ها به مدرسه بروند تا زمانی که به خانه برگردند، کار میکنم. گاهی قبل از اینکه به رختخواب بروم، دوباره کار میکنم. در میان چیزهای دیگر، روز من ممکن است شامل: نقاشی، طراحی، نوشتن، پاسخ دادن به ایمیل، کار بر روی گفتار، رفتن برای یک قرارداد یا دریافت اسلایدهایی برای بحث سازمان یافته باشد.
طراحی، نقاشی و نوشتن بهترین اینها است.
س: استودیوی شما چه شکلی است؟

پاسخ: استودیوی من، اتاق زیر شیروانی ساختمان در طبقه سوم خانه ما است. اتاق بزرگی پر از کتاب است. از پنجره، منظره¬ی فوق¬العاده-ای رو به حیاطمان دارم. وقتی کار میکنم، احساس میکنم بالای درختان هستم. "ابزار" من قدیمی، اما متناسب با من هستند. از یک ماشین تحریر که متعلق به نوجوانی همسرم است، استفاده میکنم. و جعبه نوری که برای نقاشی استفاده میکنم، پلاستیک کوچکی است که زمانی که پسربچه بودم، به عنوان هدیه کریسمس دریافت کردم.
س: آیا همزمان روی بیش از یک کتاب کار میکنید؟
پاسخ: به طور معمول، در یک زمان بر روی یک کتاب کار میکنم. با این حال، هنگامی که بر روی یک رمان کار میکنم، گاهی گیر میکنم، یا به سادگی نیاز به استراحت از آن پیدا میکنم، و سپس موقتا بر روی چیز دیگری کار میکنم. اگر بعد از مدتی این رمان التماسم نکند که به آن برگردم، آن را حتی مدتی طولانی کنار میگذارم و چیز دیگری را به اتمام میرسانم.
س: کدام بیشتر برای شما رضایت بخش است — نوشتن و یا نقاشی؟
پاسخ: نوشتن و نقاشی بسیار متفاوت، اما هر دو رضایت بخش هستند. گمان می¬کنم نقاشی به طور طبیعی بیشتر به من می¬آید. من بیشتر به خاطر تکه خالی از نوشته مایوس می¬شوم تا از یک تکه کاغذ خالی از طراحی.
س: در کتاب¬هایتان، ما چند معلم الهام بخش میبینیم، به ویژه آقای اسلینگر و خانم دلفینیوم تویینکل. معلمان الهام بخش شما در زندگی که بودند؟
پاسخ: من تا به حال چندین معلم داشته¬ام که الهام بخش من بوده¬اند. قابل توجه¬ترینشان، شاید، معلم انگلیسی من در سال سوم دبیرستان بود. تمام زندگیم من به عنوان یک هنرمند ستایش و تشویق شدم. این معلم خاص هم این کار را کرد، اما او همچنین به عنوان یک نویسنده هم تشویقم کرد، تا جایی که یک بار گفت "اگر یک روز نام تو را روی کتابی ببینم، شگفت¬زده نمی¬شوم." قدرت این کلمات فوق¬العاده بود. من هرگز آنها را فراموش نمیکنم. یا او را.
س: آیا هیچ توصیه¬ای برای راهی که معلمان و یا پدر و مادرها بتوانند به رشد فرزندان به عنوان خوانندگان و نویسندگان و هنرمندان کمک کنند، دارید؟


پاسخ: آشکاری همه چیز است. گاهی با صدای بلند بخوانید. اگر فرزند شما به نوشتن و یا نقاشی علاقه دارد، مطمئن شوید که او همیشه کاغذ در دسترس داشته باشد. وقتی حرف از هنر می¬شود، کودکان را به آزمایش تشویق کنید و به آنها یادآوری کنید که خوش بگذرانند و نگران ایجاد یک شاهکار نباشند. اگر به عنوان بزرگسال، ما برای کتاب و هنر ارزش قائل شویم، فرزندانمان هم چنین خواهند کرد.

 ___________________________________________________________________________________________________________

معرفی مترجم:

آناهیتا حضرتی

 _______________________________________________________________________________________________

یک مطلب منتشر شده در رسانه:

پنج دوست حیوان با صبر و حوصله در لبه¬ی پنجره، به انتظار و تماشای جهان خارج نشسته¬اند. جغد منتظر ماه است؛ خوک منتظر باران است؛ خرس منتظر باد است؛ توله سگ منتظر برف است؛ خرگوش منتظر... هیچ چیز به خصوصی نیست. گاهی اوقات، هدیه بر روی پنجره، ظاهر می¬شود و ممکن است دوست جدید ی برسد، اما همه با هم صبر میکنند. یک روز گربه¬ای با چندین زخم، به آنها می پیوندد و دوستان لبه¬ی پنجره، بسیار شگفت¬زده می¬شوند!
نقد و بررسی¬ها
"مبهم... جذاب و بی نظیر." — ناشران هفتگی (ستاره¬دار)
"کاملا مهیج، این یک ترکیب دوست داشتنی از هنر، طراحی و متن است." — بوک لیست (ستاره¬دار)
"خشنودی قهرمانان با انتظار، مسری است." — نقد و بررسی کیرکوس (ستاره¬دار)
"انتظار، بخش عظیمی از زندگی هر کودک است و هنکس با استفاده از لمس نور به این موضوع رسیده است." — کتاب هورن (ستاره دار)
"انتظار، هنکس را در کنار نامداران کتاب¬های مصور، مانند مارگارت وایز براون، کراکت جانسون، و روت کراس قرار می¬دهد." — اسکول لایبرری ژورنال (ستاره دار)

 _______________________________________________________________________________________________