بخرید و 2,000 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

لیندبرگ افسانه موش پرنده

شب که موش‌کوچولو بیرون رفت تا قطعات مورد نیازش را جمع‌آوری کند، حس کرد چیزی تعقیبش می‌کند. صدای هوهوی آرامی در آسمان تاریک بالای سرش شنید و سایه‌های عجیب‌و‌غریبی بر لبه‌ی پشت‌بام‌ها دید.

Give a Name

20,000 تومان

موجود

افزودن به لیست دلخواه

92 قلم

92 صفحه
9786008025320
1395
اول
توربن کولمان
مونا توحیدی صفت
رحلی
ترجمه
6 تا 14 سال

متن معرفی:

موش کوچک داستان، روزهای سختی را می‌گذراند. تله‌موش‌ها تمام شهر را گرفته‌اند، دوستان نازنینش از ترس مرگ مهاجرت کرده‌اند. همه رفته‌اند! تنها بازمانده موش کوچک داستان ماست. برای رفتن پیش دوستانش باید از اقیانوس اطلس بگذرد. اما با وجود گربه‌های نگهبان کشتی‌های بخار … فکر درخشانی به ذهنش می‌رسد. او باید پرواز کند!

اولین کتاب توربن کولمان با داستانی خلاقانه و تصویرسازیِ درخشان و بی‌نظیر. شاهکار موش کوچولوی شجاعی که با مرگ می‌جنگد، تخیل همه، کوچک و بزرگ را به بازی می‌گیرد.

_________________________________________________________________________________________

معرفی نویسنده:

توربن کولمان

_________________________________________________________________________________________

معرفی مترجم:

مونا توحیدی صفت

_________________________________________________________________________________________

_________________________________________________________________________________________

__________________________________________________________________________________________________________

چند مطلب منتشر شده در رسانه:

یاادداشت منتشر شده در سایت اجوکیشن ویوز درباره کتاب لیندبرگ افسانه موش پرنده

مایکل اف. شانسی

1)توربن،اول از همه، می­شود کمی درباره­ی خودت، تحصیلات و تجربه­ت به ما بگویی؟

من در هفتم نوامبر سال 1982 در شهر کوچک سولینگن در شمال آلمان متولد شدم. اولین روزی که متوجه عشق و علاقه­­ام به طراحی و نقاشی شدم را به خاطر ندارم. از همان اوایل مهد کودک من را به عنوان یک طراح پرشور می­شناختند. یک مجموعه­ی عظیم از طراحی­ها و اسکیس­های اولیه وجود دارد که این مراحل اولیه را مستندسازی کرده است. بعد، وقتی بزرگتر شدم، این سرگرمی­ها با یک علاقه­ی رو به رشد در داستان سرایی، هنر، فیلم و موسیقی، کامل­تر شد.

من مطالعاتم در تصویرسازی و طراحی را در سال 2005 در هامبورگ شروع کردم. آن زمان بسیار موفق بود و من خیلی زود در کنار مطالعاتم، کارم را هم به عنوان تصویرگر آزاد آغاز کردم. سبک من توسط برخی از مجلات خوب آلمان مثل "استرن" و "نشنال جئوگرافی آلمان" کشف شد و من چند پروژه­ی بسیار جالب — مثلا تصاویر بزرگی از کشتی­های کریستف کلمب— انجام دادم. در ژوئن سال 2012 با اولین کتاب مصورم، لیندبرگ – افسانه­ی موش پرنده – بالاخره از دانشگاه هنر در هامبورگ فارغ التحصیل شدم.

تکنیک مورد علاقه­ی من آبرنگ است. ترکیب طراحی و نقاشی را برای تصاویرم دوست دارم؛ ترکیب خطوط خشن و ظریف از یک سو، مشخصه­های آزاد و بدون قانون آبرنگ از سوی دیگر. لیندبرگ نمونه­ای از سبک مورد علاقه­ی من است.

 

2) الهام بخش شما برای این کتاب چه بود؟ برای چه هدفی تلاش می­کردی؟

این کتاب با بسیاری از تأثیرات و احساسات شخصی اشباع شده است. تا جایی که به خاطر دارم، من مجذوب موتورهای بخار، کشتی­های مسافربری قدیمی، مخترعان رویایی مثل توماس ادیسون و لئوناردو داوینچی و – از همه مهمتر – پیشگامان حمل و نقل هوایی، از لیلینتال تا برادران رایت بودم.

وقتی بچه بودم، در حیاط خلوت خانه­ی پدر و مادرم، با آشغال­ها، چیزهایی که پیدا می­شد و خرت و پرت­های دیگر اختراعات عجیبی می­ساختم و "تزئین می­کردم." البته، این اختراعات نمی­توانستند پرواز کنند یا درواقع هیچ عملکردی داشته باشند، اما تخیل کودکانه­ام عهده­دار این کار بود. برخی از این بازیگوشی­ها هرگز از بین نرفتند، بلکه بعدا با کتاب­ها و فبلم­های خوب کامل می­شدند، و امروز هم هنوز الهام­بخش من هستند.

و حالا به نظر می­رسد یک موش کوچک رفتار مشابهی داشته باشد. داستان موش پرنده کم و بیش یک نامه­­ی عاشقانه­ به هر چیزی است که من را به عنوان یک کودک مجذوب می­کرد. و همه چیز با یک ایده­ی ساده شروع شد: یک موش کوچک از طریق اتاق­های زیرشیروانی دست به ماجراجویی می­زند و خفاش­ها را کشف می­کند. بعد الهام میگیرد و مشتاق به یادگیری پرواز می­شود. در واقع، این بازی با کلمات است. معادل آلمانی کلمه­ی خفاش “Fledermaus” است. ترجمه­ی دقیق آن “fluttermouse” است، یعنی موشی که بال می­زند.

 

3) من در هامبورگ، مونچن، فرانکفورت و رگنسبورگ بوده­ام، باید بگویم که طراحی­های شما یک ارائه­ی بی عیب و نقص از آلمان است. آیا هیچ سبک تصویرسازی خاصی هست که آن را دنبال می­کنی؟

 

برای کتابم، لیندبرگ، سعی کردم یک سبک تصویرسازی بسیار سنتی را دنبال کنم. حتی کتاب شبیه به کتاب­های قدیمی­ای است که در کتابخانه­های قدیمی پیدا می­شود. داستان در اوایل قرن بیستم اتفاق می­افتد و کتاب به شکلی شبیه به همان دوران طراحی و تصویرسازی شده است. هدف من به طور خاص این نبود که تصویر دقیقی از آلمان را طراحی کنم، بلکه می­خواستم شرحی از یک دوره­ی زمانی را خلق کنم. این زمان، اولین پیشگامان حمل و نقل هوایی و مهاجرت دسته جمعی به امریکا است؛ دوران حرکت. اما – با وجود این واقعیت که داستان در هامبورگ آغاز می­شود– موقعیت واقعا اهمیتی ندارد. این داستان با موضوع­های خود می­توانست در تقریبا همه جای اروپا اتفاق بیفتد.

 

4) همچنین، استفاده­ی شما از پرسپکتیو نیز خلاقانه و الهام بخش است. آیا معلمانی بودند که این سبک از طراحی را تشویق کنند؟

به نحوی، تحت تاثیر معلم نقاشی­ام بودم، که مرا به انجام آبرنگ بیشتر تشویق می­کرد. او در تکنیک آبرنگ بسیار کارکشته و با تجربه است و در دانشگاه سلطنتی هنر در لندن درس خوانده بود. اما همیشه روی آبرنگ متعصب بود، و بر قدردانی من از هنرمندان آمریکایی مثل جان سینگر سارجنت و اندرو وایت تاکید می­کرد. هر گاه من تصاویری را با پرسپکتیوهای جالب و فضایی فریبنده می­بینم، شیفته می­شوم. در لیندبرگ من سعی کردم خودم چنین تصاویری ایجاد کنم. لیندبرگ از پرسپکتیوهای سینمایی بیشتر به عنوان یک ابزار داستان گویی قوی استفاده می­کند. من فیلم را به عنوان بخشی از تحصیلات آکادمیک خواندم، و حقه­ی کار این بود که به تصویرسازی به عنوان صحنه­های فیلم فکر کنم. این نوع طراحی خود ممکن است کمی بی­مورد به نظر برسد، چون ممکن است بیشتر تابع تصویرسازی­های کتاب سنتی با مداد و آبرنگ باشد، و گرافیک­های کامپیوتری شامل نباشند. اما من فکر می­کنم این سبک مناسب یک داستان ماجراجویی قدیمی که در اویل قرن بیستم رخ می­دهد، است.

 

 

5) تصاویر شما تقریبا 3 بعدی نیز به نظر می­رسند. آیا این کار عمدی است؟

یکی از اهداف اصلی پشت مفهوم لیندبرگ، خلق دنیایی باورپذیر بود. من سعی کردم تصویر دقیقی از اوایل قرن بیستم طراحی کنم. نگاه واقع بینانه و شخصیت 3 بعدی تصاویر من بر این ایده تاکید می­کردند.

همه چیز قرار است شما را جلب این دنیا کند — شما یک ناظر خاموش از وقایع هستید — و در پایان ممکن است با خودتان فکر کنید: "من می­توانم تصور کنم که این می­توانست اینگونه اتفاق بیفتد!" شخصیت سینمایی برخی از تصویرسازی­ها نیز جذابیت 3 بعدی را تقویت می­کند.

 

6) حالا – درمورد داستان –قهرمان داستان بر چه چالش­هایی باید غلبه کند؟

در آغاز، قهرمان داستان – یک موش کوچک – با ناپدید شدن تمام رفقای موش خود روبرو می­شود. مکان­هایی که روزی از زندگی سرشار بود، حالا رها شده بود. اختراع تازه­ی تله موش مکانیکی دلیل آوارگی دوستان او است. ظاهرا، آنها چنان با عجله رفته­اند که باید همه چیز را پشت سر رها می­کردند و در شلوغی، یکی از همنوعان خود را نیز فراموش کردند. حالا موش کوچک دارد نهایت کوشش خود را می­کند تا به دنبال دوستان سرگردان خود برود. خیلی زود، اولین برنامه­ها ریخته می­شود تا به دوردست و راه­های طولانی برود. هر چند، به نظر می­رسد تمام مسیرها توسط گربه­های وحشی بسته شده است. تنها یک راه وجود دارد تا موش ما از شکارچیان چابک فرار کند، او سعی میکند بدون این که جلب توجه کند، روی عرشه­ی یک کشتی بزرگ بخزد. او از کانال­های تاریک زیر شهر شلوغ فرار می­کند. آنجا ترس را کشف می­کند، اما موجودات پرنده­ی فوق عادی در تاریکی کمین کرده­اند.

در کمال تعجب، موش ما راه تازه­ای برای رسیدن به سرزمین دوست داشتنی­اش پیدا کرده است. این جونده­ی کوچک باید یاد بگیرد پرواز کند! او باید بر سختی­های پرواز چیره شود و در عین حال از گربه­ها، جغدها و آدم­هایکنجکاو دوری کند.

 

7) تصویرسازی­های شما ساختمان­ها را هم به اندازه­ی آدم­ها و حیوانات مجسم کرده است. آیا چیزی هست که تجسم کردن آن سخت­تر از بقیه باشد؟

خوب، من نمیتوانم بگویم که تجسم کدام عنصر از همه سخت­تر است. وقتی شما یک تصویرسازی جدید را شروع می­کنید، مشخص نیست کدام بخش آن از همه چالش برانگیزتر است. اما طراحی یک حیوان بازیگوش و به نحوی بامزه، تقریبا همیشه آسان­تر از یک بازسازی معماری پرزحمت است. طراحی آدم­ها جایی در میانه قرار دارد.

 

8) برگردم به تصویرسازی شما – که در واقع طراحی­های رامبراند و میکل آنژ را به یاد من می­آورد. آیا کار آنها را مطالعه کردی؟

من واقعا کار اساتید قدیمی را مطالعه نکردم، اما مجذوب استفاده­ی رنگ و پرسپکتیو آنها هستم، به خصوص استفاده از نور رامبراند و دیگر هنرمندان دوران باروک و بعد مونه و دیگران در طول امپرسیونیسم. ممکن است ساخته­های من شباهت­هایی به کار نورمن راکول داشته باشد، و تاثیر غیرقابل انکاری از فیلم­ها نیز وجود دارد. من ساخت صحنه و فيلمبرداری خوانده­ام. یک فیلمبرداری خوب می­تواند مثال خوبی از این باشد که چطور یک داستان را تعریف کنید یا یک پیام را به شکل بصری انتقال دهید. ممکن است در این کتاب شما اقتباس­هایی را از طراحی­های معروف لئوناردو داوینچی پیدا کنید.

 

9) پیش بینی می­کنی در آینده چه داستان­هایی بنویسی؟

داستان­های زیادی هست که دوست دارم بگویم... دوست دارم دو راه مختلف را امتحان کنم. یک کتاب تصویری بدون هیچ متنی میتواند چالش جالبی باشد، یک داستان که مثل یک استعاره­ی بصری باشد. از سوی دیگر دوست دارم یک داستان کلاسیک را تصویرسازی کنم، شاید داستانی از چارلز دیکنز، ژول ورن یا جی. ام بری. من به دقت به انتقادات و پیشنهاداتی که درمورد لیندبرگ هست گوش می­کنم و به این فکر می­کنم که یک پیشنهاد خوب برای کتاب دوم چیست.

 

10) چیزی هست که من نپرسیده باشم؟

آه، نمی­دانم... فکر می­کنم سوالات شما همه جانبه بودند. اما دوست دارم اضافه کنم که من واقعا افتخار می­کنم که کتابم، لیندبرگ، در آمریکا منتشر می­شود. من تحت تاثیر فرهنگ پاپ آمریکایی – هم کتاب و هم فیلم – بزرگ شدم و حالا کاری که من کرده­ام بخش بسیار کوچکی از آن فرهنگ خواهد بود.

همچنین می­خواهم به مترجم آمریکایی­ام، سوزان فیتزجرالد لوسک اشاره کنم.همکاری او باعث شد انتشار لیندبرگ در آمریکا ممکن شود.

 

___________________________________________________________________________________________

یادداشتهای مختلف درباره کتاب لیندبرگ افسانه موش پرنده

بررسی

"کالمن اولین کار خود "لیندبرگ" (2014) را با کاری نشاط و با یک تفسیر اجتماعی دنبال میکند، که برخی از اهمیت­ آن را تنها خوانندگان بزرگتر درک می­کنند. او در 15 مقطع از زندگی زیرزمینی، فراز و نشیب تمدنی از موش کورها را به تصویر می­کشد. یک موش کور به زیر یک علفزار خوش منظر میرود و زغال سنگ حفر می­کند. کار و بار عملیات معدن زغال سنگ گل می­کند، و موش کورهای مهاجری که با چمدان و سربند می­رسند را جذب می­کند. آنها در آپارتمان­هایی که با لامپ­های حبابی روشن شده، زندگی می­کنند. رشد عظیم صنعتی با ماشین آلات معدن در کلان شهری با چراغ براق و با ترافیک، به اوج می­رسد. تند و تلخ ترین صحنه­ی داستان یک از مقطع موش کورهای ثروتمند اما تنها است که در اتاق­هایی با بلندگوهای بزرگ، تلویزیون پرتو کاتدی، و مجموعه­ای از تلفن­های دوار نشسته­اند.

کالمن می­گوید 'چندین نسل بعد، علفزار سبز موش کورها به طور کامل ناپدید شده بود. تقریبا.' صفحه­ی آخر به یک راه حل اشاره می­کند. حتی اگر خوانندگان جوان تمثیل داستان را به طور کامل درک نکنند، با نقاشی­های به زیبایی طراحی شده و به آرامی رنگی شده­ی موش­کورها، دستگاه­های مهندسی پیچیده­ی آنها و دنیای تهی و کم نورشان مبهوت می­شوند. سنین 4 تا 8 سال." پابلیشرز ویکلی

بررسی

"...آنها [خوانندگان جوان] با نقاشی­های به زیبایی طراحی شده و به آرامی رنگی شده­ی موش­کورها، دستگاه­های مهندسی پیچیده­ی آنها و دنیای تهی و کم نورشان مبهوت می­شوند." – پابلیشرز ویکلی

بررسی

"هنر کالمن برای شهر زیر زمینی کاملا در طیف خاکی رنگ انجام می­شود... [و] خوانندگان را جذب می­کند..." – بررسی­های کیرکوس

بررسی
*بررسیستاره­دار: تصویرسازی­های دقیق و پرجزئیات کالمن ستاره­ی این کتاب تقریبا بی کلام است، وهر صفحه­ی واقع­گرا از گسترش مدرنیزه، مقدار زیادی از جزئیات را نشان می­دهد و احساسات عمیق را تداعی می­کند. این یک کتاب تصویری کنایه­دار با یک پیام غیرقابل اشتباه و فوق­­العاده با کار هنری محسورکننده است." – سارا هانتر، بوک­لیست

___________________________________________________________________________________________

یادداشت منتتشر شده در نشریه پابلیشرز ویکلی درباره کتاب لیندبرگ افسانه موش پرنده

کالمن، نویسنده­ی تازه­کار و با استعداد، در پروژه­ای که عناصر یک کتاب تصویری، طنز و رمان تازه را به طور یکپارچه ترکیب می­کند، تصور میکند که اولین پرواز جهان به آن سوی اقیانوس اطلس، توسط چارلز لیندبرگ انجام نشده است، بلکه یک موش آلمانی آن را به انجام رسانده است که با شروع از هامبورگ، در خلاف جهت حرکت کرده است. موش که با مرگ بسیاری از هم میهنان خود در تله موش­های تازه اختراع شده، دچار یاس و نومیدی شده است، تصمیم می­گیرد به آمریکا برود: "مجسمه­ای بزرگ، از همه­ی کسانی که به آنجا می­رسیدند، چه موش و چه آدم، استقبال می­کرد." جوخه­ی گربه­های نگهبان از سفر با کشتی جلوگیری میکنند و موش شروع به آزمایش ماشین­­های پرنده میکند. کالمن تمام جزئیات تلاش­های موش را چه از لحاظ بصری و چه شنیداری قابل باور می­سازد، از طراحی­های شبیه به کار داوینچی او گرفته تا طرح او برای بالابردن هواپیما تا بالای برج از طریق اتصال به چرخ دنده­های ساعت برج. شکنندگی دستگاه او و جغدهایی که، مثل کشیک، تمام مرحله­ی کار او را تماشا میکنند، کشش ثابتی به داستان می­بخشد: چشمان طلایی جغدها با تهدیدی وهم آور طراحی شده­اند.

این کتاب سراسر سرگرمی است، و شهرتی که کالمن بعد از موفقیت موش برای او تصور میکند (روی یک بیلبورد نوشته شده "موش قهرمان آن­سوی اقیانوس اطلس") الهام بخش هوانورد معروف آینده است. این یک کتاب فوق العاده خوب است. سنین 4 سال به بالا. (ماه می)

_________________________________________________________________________________________

درباره کتاب لیندبرگ افسانه موش پرنده

لیندربرگ – افسانه­ی موش پرنده

در اوایل قرن بیستم...

یک شهر بزرگ، جایی که روزی گوشه و کنار آن پر از موش­های زنده و مختلف بود، ناگهان بسیار آرام شد. مکان­هایی که روزی سرشار از زندگی بودند، حالا رها مانده بودند. تنها یک موش کوچک هست که کوچه­های شهر را در جستجوی دوستانش با دقت میگردد. اما آن­ها همه رفته­اند؛ توسط گربه­ها، پرنده­ها و آدم­ها بیرون شده­اند. آنها چنان با عجله رفتند که همه چیز را پشت سر جا گذاشتند و در آن شلوغی یکی از خودشان را هم فراموش کردند. حالا موش کوچک دارد نهایت کوشش خود را می­کند تا به دنبال دوستان سرگردان خود برود. خیلی زود، اولین برنامه­ها ریخته می­شود تا او به دوردست و اغلب راه­های طولانی برود. هر چند، تمام مسیرها به نظر توسط گربه­های وحشی بسته شده است.

تنها یک راه وجود دارد تا موش ما از شکارچیان چابک فرار کند، او سعی میکند بدون این که جلب توجه کند، روی عرشه­ی یک کشتی بزرگ بخزد. او از کانال­های تاریک زیر شهر شلوغ فرار می­کند و با ترس روبه­رو میشود، اما موجودات پرنده­ی فوق عادی آنجا کمین کرده­اند.

در کمال تعجب، موش ما راه تازه­ای برای رسیدن به سرزمین دوست داشتنی­اش پیدا می­کند. این جونده­ی کوچک باید یاد بگیرد پرواز کند! موش ما از هر چیز کوچکی که در دنیای آدم­ها پیدا می­کند، یک ماشین پرنده می­سازد. اما خیلی زود متوجه می­شویم که برای اینکه یک نفر بتواند پرواز کند، به چیزی بیشتر از یک جفت بال احتیاج دارد.

با پیراسته­تر شدن سازه­ها، تلاش برای پرواز هم دیدنی و جذاب­تر می­شود. اما این­ها برای مدت زیادی نامشخص نمی­مانند. انسان­ها سعی می­کنند خلبان کوچکی پیدا کنند و جغدهای بدجنس از اینکه پیش غذای موردعلاقه­شان در تلاش برای تسخیر قلمروی پرواز آنها است، چندان خوشحال نیستند.

 زمان برای موش کوچک ما و آرمان­های بزرگ او برای رسیدن به سرزمین دوردست سخت می­گذرد...

___________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده در نشریه اسکول لایبرری درباره کتاب لیندبرگ افسانه موش پرنده

موش، به عنوان یک قهرمان داستان، برای کتاب کودک قهرمان ساده­ای است. با توجه به رژیم غذایی تقریبا یکسان با انسان، چهره­ی بامزه و دوست داشتنی آنها (با عرض پوزش از موش­های صحرایی) و حس اینکه جهان گسترده و بزرگ علیه آنها تنظیم شده است و ما با این موضوع در ارتباط هستیم. باید اعتراف کنیم که وقتی در آپارتمانمان با آنها برخورد میکنیم اصلا خوشحال نمی­شویم، اما صفحه به صفحه­ی کتاب را با آنها جلو می­رویم.و اگرچه ممکن است اینجا من در اقلیت باشم، اما فکر می­کنم حتی زمانی که آنها واقعی هم هستند، بامزه­اند. با این همه، پیشرفت در طبیعت دشوار است. حالا یک موش کوچک را تصور کنید، که از سر تا دم شبه واقعی است، مجهز به عینک­های خلبانی خیلی کوچک است و شما خودتان را ملزم میدانید که آن را داشته باشید.

"لیندبرگ: افسانه­ی موش پرنده" چندان ارتباطی به چارلز لیندبرگ و یا جوندگان موجود در هوا ندارد. نویسنده/ تصویرگر آلمانی، توربن کالمن کاری صد درصد اصیل و کاملا زیبا انجام داده است که خوانندگان را خسته نمیکند. اگر این مخلوق کوچک هنوز شما را جذب نکرده است، پس حتما راه اشتباهی را در پیش گرفته­اید.

روزگاری بود که موش­های آلمانی موفق شده بودند. دنیای انسان­ها برای نیازهای آنها کامل بود. بعد یک روز موش کنجکاو کوچکی (که خواندن گاه به گاه کتابهای انسان­ها را بنا به مناسبت­ها دوست داشت) متوجه شد که تمام دوستان جونده­اش ناپدید شده­اند. تله موش­ها ده برابر شده­ بودند، بنابراین او معتقد بود که شاید دوستانش از دریاها گذشته و به آمریکا سفر کرده­اند.او که مصمم شده بود تا آنها را پیدا کند، متوجه میشود که تمام اسکله­ها پر از گربه است. با فراری سریع، خفاش­ها را می­بیند. یا آنطور که او دوست داشت فکر کند، موش­هایی با دو بال. او که از ظاهر آنها الهام گرفته بود، تصمیم گرفت خودش رازهای پرواز را دریابد. آزمایشات اولیه با شکست رو به رو شد اما او مصمم شده بود تا به راه حل درستی دست پیدا کند.تنها زمانی که توانست توجه جمعیتی از جغدها را جلب کند، به موفقیت نزدیک شد. حالا برای اینکه این موش بتواند از آسمان فرار کند، علاوه بر اینکه باید بر ماهیت نیروی جاذبه غالب میشد، باید حیوانات دشمن مختلفی را هم فریب میداد.

با توجه به اهمیت موضوع کتاب، دوره­ی زمانی آن(کلاه های نمدی و...)، و این حقیقت که تمام بخش­های مهم در رنگ قهوه­ای مایل به قرمز اشباع شده اند، قیاس آن با کتاب "ظهور" از شان تان، قابل درک است. با این وجود، لیندبرگ آن استعاره­ی جهانی­ای نیست که یک نفر انتظارش را دارد. من آن را به یکی از دوستانم نشان دادم، او همان‌طور که کتاب را ورق میزد و در مقابل هنرها زیر لب زمزمه می­کرد، اشاره کرد که اگر چیزی باشد که مزاحم و مانع باشد، آن کلمات هستند. او میگفت "این کتاب میتوانست بدون کلمات، قوی­تر باشد." من مطلقا موافق این نیستم، اما قطعا فکر می­کنم که با چند هنر و ترفند اضافی، حق با او است. نه این که متن خیلی خوب نباشد. فقط اینکه آن را با تصاویر مقایسه نکنیم، سخت است. هنر کالمن فوق العاده قوی است، انقدر كه شخص هر بار که به متن می­رسد، احساس نومیدی و شکست خفیفی به او دست میدهد.اگر کلمات حاضر را از کتاب بگیرید، معنای کاملی نمی­دهد. حالا کلمات را برگردانید، آنها کنار یکدیگر درست هستند اما دیگر آن معنای جهانی را ندارند. به عنوان مثال، کالمن احساس میکند که موش باید آلمان را ترک کند، چون به لطف گسترش تله موش­ها، بقیه­ی موش­ها ناپدید شده­اند و او فکر میکند که آنها مهاجرت کرده­اند (احتمالا هر بزرگسالی که این را میخواند کاملا مطمئن است که سرنوشت واقعی برادران او چه بوده است).

کتابب "ظهور" به قدر کافی هوشمندانه بود تا دلایلی برای اینکه چرا مردم خانه­های گسترده و متنوع خود را ترک کردند، داشته باشد. اگر لیندبرگ بدون کلام بود، تصویر موشی که با تله موش­ها احاطه شده (اگر فقط یکی بود، تصویر قابل توجهی بود) دلیل کافی را داشت.از نظر خود هنر، بخشی از آنچه که این را اینقدر جالب میکند، این است که کالمن از صراحت اینکه ویژگی­های انسانی برای موش خود قائل شود، خودداری میکند. البته، ممکن است او درباره­ی لئوناردو داوینچی بخواند و ماشین­هایی پیچیده بسازد و از تاریخ پرواز تقلید کند، اما اساسا آنچه ما در اینجا با آن روبه­رو می­شویم، یک جونده­ی بسیار واقع گرا است.

از نظر هنر، فکر کنید بئاتریکس پاتر با شان تان ملاقات کند. کتاب نسبتا به ریشه­ی اصلی، درست باقی می­ماند. مقالات روزنامه­ای که درباره­ی موش دیده می­شود، به شکل هوشمندانه­ای از آلمانی اصیل ترجمه نشده است. کالمن در درام ذاتی، برتری دارد. بخش مورد علاقه­ی من در میانه­های کتاب است که موش سهواً در روزنامه ظاهر می­شود. در متن خوانده می­شود که: "همه متعجب بودند که این بی پروای کوچک بعد از این چه خواهد کرد. همه­ی چشم­ها به دنبال این جونده­ی بالدار بود. چشم همه...." ورق بزنید و فوجی از جغدهای شاخدار با چشمانی کهربایی را می بینید، که همه با یک روزنامه رو به رو شده و یک نسخه از آن را میخوانند. حتی برای کسی که هرگز از نگاه جغد نترسیده است، تاثیر آن دلسرد کننده است. به آن تصویر اولیه از موش که توسط تله موش­ها احاطه شده است، نگاه کنید و بعد آن را کنار تصویری از موش بگذارید که وقتی به آمریکا آمده توسط دوستانش احاطه شده است. چه تقارن خوبی. انتظار داریم با مردمی مواجه شویم که از اینکه کتاب دقیقا برای چه کسی است، متعجب هستند. این کتاب با 96 صفحه قطعا طولانی­تر از متوسط یک کتاب مصور است (طول متوسط= 32 صفحه). با این حال از نظر داستان، چیز به خصوص پیشرفته­ای درمورد کتاب وجود ندارد.باستثنای اینکه تصویر روزنامه یک موش مرده در تله را نشان میدهد، و قهرمان ما بیشتر به ترس حقیقی که احتمال خطر گربه­ها و جغدها است، نزدیک می­شود. بنابراین، این کتاب خوبی برای وقت خواب است. در واقعا احتمالا یک کتاب کامل برای داستان­های وقت خواب کودکان چهار سال به بالا است. جلد کتاب که نشان میدهد موش روی هواپیمای سنت لوئیس نشسته است، مسلما کمی گمراه کننده است. با این همه، طبق کتاب، این لیندبرگ است که از موش الهام گرفته است، نه برعکس. با این وجود من فکر میکنم که کتاب به زیبایی با برنامه­ای واحد در پرواز گره خورده است.

زیبایی مطلق این کتاب حواس را تحت تاثیر قرار میدهد. بزرگترین دارایی آن توانایی مسحور کردن ارتباطات است. در واقع این یک داستان بسیار بسیار ساده است. موش میخواهد پرواز کند. موش یاد میگیرد که پرواز کند. موش پرواز میکند. ساده و در عین حال خیره کننده است، نه ماهی است و نه مرغ: یک موش پرنده است. شبیه چیزی نیست که تا کنون با آن مواجه شده باشید. قطعا سفر او ارزش این را داشت که از اقیانوس بگذرد تا به ما برسد.

 

___________________________________________________________________________________________

___________________________________________________________________________________________

تعدادی از تصاویر موجود در کتاب:

___________________________________________________________________________________________

___________________________________________________________________________________________

___________________________________________________________________________________________

___________________________________________________________________________________________

___________________________________________________________________________________________

___________________________________________________________________________________________

کلمات کلیدی: لیندبرگ-لینبرگ-موش پرنده- موشی که پرواز می کند-افسانه موش -افسانه موش پرنده-موش-چرواز موش-برگلند-لندبرگ-لنبرگ-