بخرید و 1,200 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

جک و سایه شگفت انگیزش

یک داستان جذاب برای کسانی که دوست دارند بدانند وقتی سایه‌شان را نگاه نمی‌کنند، چه‌کار می‌کند؟

Give a Name

12,000 تومان

موجود

افزودن به لیست دلخواه

96 قلم

37
978600802597
1395
اول
تام پرسیوال
پویا پاک نژاد
رحلی
ترجمه

معرفی کتاب:

جک یک پسر کاملاَ معمولی است. ولی یک چیز کوچک وجود دارد که کمی او را متفاوت می‌کند. و آن سایه‌ی شگفت‌انگیز جادویی‌اش است.

_________________________________________________________________________________________________________

معرفی نویسنده:

تام پرسیوال

من عاشق این کتاب هستم! همه چیز را درباره­ی آن دوست دارم. نوشتن آن را دوست دارم، شکل آن را دوست دارم و خواندن آن در مراسم-های مدرسه را دوست دارم، خیلی خوش می­گذرد.

ایده اولیه واقعا به سرعت اتفاق افتاد. با این همه، شرط می­بندم این موضوع مایه­ی تعجب همه بوده که وقتی به سایه­هایشان نگاه نمیکنند، آنها چه میکنند. بعد مسئله بررسی رابطه بین جک و سایه­اش بود. من تصمیم گرفتم که آنها مثل برادر باشند، چون وقتی شما جوان هستید، بیشتر پایبند خواهر یا برادرتان هستید. بنابراین سایه­ی جک مثل یک برادر کوچکتر بدجنس است. بیشتر اوقات آنها با یکدیگر می­سازند، اما نه همیشه...

 

___________________________________________________________________________________________

_________________________________________________________________________________________________________

چند مطلب منتشر شده در رسانه:

یادداشت منتشرشده در پابلیشرز ویکیلی درباره کتاب جک و سایه‌ی شگفت انگیزش

داستان پرسیوال، نویسنده/تصویرگرانگلیسی آثار هنری­اش را به رخ می­کشد، اما در خلاقیت روایت کمی کم کار است. داستان جک به نثر شیرینی گفته شده است: "او قارچ دوست نداشت و عدد مورد علاقه­اش معمولا هفت بود. اما یک چیز کوچک درمورد جک وجود داشت، که قطعا عادی نبود."

آن چیز، موهای آبی رنگ جک نیست، بلکه بهترین دوست او است—سایه­ی مسطح و بنفش رنگش—که با خط خطی کردن عکس­های خانوادگی، ترساندن گربه و روی هم چیدن ظرف­های تازه شسته شده به شکل برج­های متزلزل، به دردسر می­افتد. وقتی پدر و مادر جک متوجه شیطنت­های سایه­ی او می­شوند و جک را سرزنش می­کنند، طبیعتا جک از سایه­اش دوری میکند؛ همانطور که انتظار میرود، او دلتنگ دوستش میشود و آنها آشتی میکنند.

این تصویرسازی­ها ههستند که هوش ابداع را نشان میدهند، مثلا هنگامی که جک سعی میکند سایه­اش را به بند رخت آویزان کند و احتیاج به گیره­های زیادی برای دستان بلند سایه دارد، یا مجموعه­ی تصاویری که در آن جک تازه با سایه­ش بحثش شده بود، تنها با اسباب بازی­هایی رو به رو میشود که برای دو نفر ساخته شده­اند: الاکلنگ، دوچرخه دونفره، یه مجموعه تلفن سیار. این کارهای هنری جذاب و سرگرم کننده سزاوار یک داستان سرایی جسورانه هستند. سنین 3-5. (نوامبر.)

_________________________________________________________________________________________________________

"جک و سایه­ی شگفت­انگیزش" یک داستان به زیبایی تصویرسازی شده توسط تام پرسیوال است. داستان درباره­ی جک و بهترین دوستش است که معلوم میشود سایه­ی شگفت انگیز او است.

اما حتی بهترین دوستان هم مشاجره می­کنند و وقتی جک به خاطر کاری که سایه­اش کرده است سرزنش میشود، تصمیم می­گیرد که دیگر کافی است و سعی میکند تا از اینکه سایه اش او را دنبال کند، جلوگیری کند. او تلاش میکند فرار کند، اما البته که سایه­اش سریع­تر است، سعی می­کند بلند بپرد که خب کمی جواب میدهد، اما تا قبل از اینکه پایش دوباره به زمین برسد. اما قسمت مورد علاقه من وقتی است که او به سایه­اش روی بند رخت گیره می­زند. تصویر فوق­العاده­ای است.

من عاشق خواندن این کتاب برای الیزا و البته تیلی بودم، این کتاب برای سن هر دو (3 و 5) مناسب است. داستان خوب تمام میشود، وقتی به جک احساس کمی عجیبی دست میدهد و متوجه می­شود که دلش برای سایه­اش تنگ شده است. یک لحظه­ی فوق العاده هست که جک و سایه­اش به نظر کمی خجالت زده هستند و هیچ کدام واقعا نمیدانند چه بگویند، تا اینکه هر دو با هم میگویند "متاسفم". این یک داستان فوق العاده برای کمک به کودکان است تا بدانند اشکالی ندارد اگر گاهی با دوستشان مشاجره کردند، اما خیلی بهتر این است که دوباره آشتی کنند..

تامپرسیوالنویسنده، هنرمند، تهیه کننده­ی فیلم و موسیقی است که لیستی نسبتا قابل توجه از مشاغل روزانه است. او هنرمند مجموعه­ی موفق "تقلبدلپذیر" است و قبل از این دو کتاب مصور به نام­های "خانه­ای برای آقای تیپس و توبیاس" و "کتاب روح خیلی ترسناک" از خود دارد.

_________________________________________________________________________________________________________

جک و سایه ی شگفت انگیزش! مصاحبه­ای با تام پرسیوال عزیز

این هم از جک و سایه­ی شگفت انگیزش، نوشته­ی تام پرسیوال همیشه عزیز و با استعداد. (او پیش نمایش شایان اسکار کتاب را خودش ساخت- چه کار هوشمندانه­ای! یک بسته پاپ کورن باز کنید و آن را تماشا کنید).

 

جک هیچ تعلق خاطری در این دنیا ندارد، روزها با بازی و خوش گذرانی با بهترین دوستش، که معلوم میشود سایه­ی شگفت انگیز و جادویی خودش است، میگذرد. اما هنگامی که سایه­ی جک شیطنت میکند و خود جک به خاطر آن سرزنش می­شود، تصمیم میگیرند تا هر کدام راه خود را بروند.

آیا جک و سایه اش دوباره به یکدیگر می پیوندند؟

تصاویر فوق العاده خوب و سرعت زنده و بالای داستان، آن را برای هر کسی که یک روز متعجب بوده از اینکه وقتی به سایه­اش نگاه نمیکند او چه میکند، مناسب میکند.

خب حدس بزنید چه کسی اینجا است، ما به اندازه­ی گربه­ای که موش پیدا میکند، موفق هستیم، چون مصاحبه­ای را با خود تام ترتیب داده­ایم. چقدر خوشایند!

 

میتوانید درمورد کتاب جدیدتون به ما بگویید؟

"جک و سایه­ی شگفت انگیزش" داستانی روزمره و درمورد ماجراهای پسری با موهای آبی، با سایه­ی شگفت انگیز و جادویی او است. کار کردن روی آن واقعا خوب و سرگرم کننده بود، چون در این کتاب کمی سبکم را عوض کردم.قبلا در تصاویرم از عناصر عکاسی زیاد استفاده میکردم، در واقع کلاژهای دیجیتال می­ساختم، اما در عوض در کتاب "جک و..." همه چیز را طراحی و نقاشی کردم. با این حال عناصر دیجیتالی را ترکیب کردم، چون وقتی به ترکیب می­رسد، به من کمی راه گریز میدهد.من احترام زیادی برای افرادی که کار کاملا سنتی انجام میدهند، قائل هستم چون اگر احساس کنید تصویر خارج از تعادل است، نمیتوانید شخصیت را منحرف کنید. "مجبورید که از همان اول آن را منحرف کنید- اووق، فشار!

داستان پس از دیدن نحوه واکنش پسر بزرگترم، ایتن به تنها شدن برادر کوچکترش آمد. وقتی جویی نوزاد بود، اتان به او عشق می­ورزید، اما به محض اینکه نوپا شد، ایتن فهمید که یک همراه ثابت دارد و من فکر میکنم فهمیدن این برای او کمی پیچیده بود. الان رابطه­ی آنها فوق­العاده است، اما ما در طی این راه کمی "فراز و نشیب" گذراندیم، از جمله عبارت شایع و نفرت­انگیز "تو دیگه دوست من نیستی!" که در واقع من کلمه به کلمه­ی آن را در داستان به کار بردم. اگرچه خوشبختانه در زندگی واقعی جویی با ناراحتی دور نشد- این جمله دور نشد، او بدخلقی کرد!به جای اینکه از دو برادر به عنوان کاراکترهایم استفاده کنم، سعی کردم به روابط دیگیری که در آن نوعی وابستگی هست فکر کنم. من میخواستم از شخصیتهایی استفاده کنم که من را قادر می­ساخت تا کمی شوخی اضافه کنم و داستان را واقعا بامزه و کمی غیرمعمولی­تر کنم تا اینکه بخواهم از داستان­های "دوستان صمیمی" ساده استفاده کنم. پس از امتحان کردن چند ایده به این نتیجه رسیدم که یک پسر و سایه­اش به خوبی جواب میدهد. من این ایده را دوست داشتم که سایه­ی جک مظهر تمام شیطنت­هایی است که ممکن است جک بخواهد انجام بدهد، اما به خود اجازه­ی انجام آن را نمیدهد که این فورا به من حس شخصیت بدجنس او را داد.

من سعی میکنم با هر کتاب مصوری که انجام میدهم، یک موضوع منحصر به فرد را کشف کنم، و در "جک و سایه­ی شگفت­انگیزش" قطعا درمورد بالا و پایین­های یک دوستی واقعا محکم است.

من واقعا از کار کردن روی جک و سایه­ی شگفت انگیزش لذت بردم و امیدوارم بتوانم آنها را فراتر از خط­ها ببینم، چون چند سفر دیگر دارم که دوست دارم آن ها را ببرم.

آخرین کتاب کودکی که آوردید چه بود؟

آقای فاکس شگفت انگیز برای دو پسرم. آنها عاشقش هستند!

وقتی در حال کار هستید به چه چیزی گوش می دهید؟

این بستگی دارد به اینکه دارم مینویسم یا طراحی میکنم. اگر در حال نوشتن باشم اصلا نمیتوانم به چیزی گوش کنم، چون تمرکزم را بر هم میزند. اگر طراحی کنم، معمولا چیزی فراگیر، بی کلام یا گاهی هم کلاسیک است. به دلایلی الان موسیقی با کلام حواسم را پرت میکند. قبلا از موسیقی پس زمینه لذت می­بردم، اما الان دوست دارم کاملا مشغول 'دنیایی' شوم که روی آن کار میکنم.

همکاری با چه کسی را بیشتر از همه دوست دارید؟

خیلی دوست دارم برای نیل گیمن طراحی کنم. اگر چه من طرفدار بزرگ دیو مک کین هستم و بهتر از کار او نیست، بنابراین احتمالا بهترین اتفاق همین است که هرگز رخ نداده است!

از پنجره ی استودیویتان به بیرون چه چیزی می بینید؟

من یک منظره­ی زیبا دارم. از یک سو پارک رودبرگ را می­بینم و از سوی دیگر پارک سلسی. سمت تپه­ها جنگل است و من میتوانم صدای خواندن پرنده­ها را بشنوم. عاشقش هستم!

ما چه کسی را باید در توییتر دنبال کنیم؟

@brainpicker

کدام کتاب زندگی شما را بیشتر از همه تحت تاثیر قرار داده است؟

تیم و مردم پنهان. مجموعه­­ی "بازگشت به خواندن" از شیلا کی مکالا چون اولین کتاب داستان واقعی­ای بود که خواندم.

در حال حاضر در حال خواندن چه کتابی هستید؟

به تازگی دوباره کتاب "فروشگاه اسباب بازی جادویی" از آنجلا کارتر را خواندم. من عاشق آن کتاب هستم و هر یکی دو سال یک بار یا همچین چیزی، آن را دوباره میخوانم. من عاشق دنیاهای بی سر و سامان و جادویی­ای هستم که او خلق میکند، همه شان باشکوه هستند.

آیا هیچ نویسنده/تصویرگر جدیدی هست که علاقه ی شما را جلب کرده باشد؟

نه واقعا "جدید"، اما جان کلاسن فوق العاده است. و درموت پاور که هنرمند کتاب تصویری نیست، اما یک هنرمند مفهوم فیلم است که الهام بخش بزرگی برای من بوده است.

شخصیت کتاب مورد علاق­ای دارید؟

هوم، سوال حیله گرانه­ای است... میخواستم بنویسم 'هیچکس از سوی بقیه تایید نمیشود' اما بعد فهمیدم که آنها 'مردم' نیستند، نه؟ فکر میکنم این به خوبی به سوال بعدیتان هم پاسخ میدهد!

آیا در بچگی هم خوره ی کتاب بودید و کدام کتاب های کودک تاثیری ماندنی روی شما گذاشت؟

بله، خیلی زیاد. ما در خانه مان تلویزیون نداشتیم و من تمام مدت کتاب میخواندم. کتابی که تاثیر زیادی روی من گذاشت، " تاریکی برمی­خیزد" از سوزان کوپر و "شیطان در جاده" از رابرت وستال بود.

کتاب فروشی مورد علاقه شما چیست؟

باز هم، حیله­گرانه... مستقلات بزرگ زیادی وجود دارد. کتابفروشی کودکان محلی من در استرود جای فوق­العاده­ای برای گشتن است و بلکول در در پارک­استریت در بریستول هم عالی است. آنها نمایش­­های پنجره­ای سفارشی زیادی در آنجا انجام میدهند و افراد فوق­العاده­ای آنجا کار میکنند.

اولین بار کی متوجه شدید که میخواهید نویسنده/تصویرگر شوید؟

من همیشه تصاویری میکشیدم و داستان هایی سر هم میکردم. این بزرگترین سرگرمی من در کل زندگی بود. من آموزش طراحی گرافیک دیدم چون فکر میکردم احتمالا تصویرسازی کمی ریسک پذیر است. من از خانواده­ای تنگ دست بودم و علاقه­ای نداشتم که همان الگو را ادامه دهم. با این حال، در دانشگاه و چند مشاغل اولم به طراحی ادامه دادم، و در نهایت فکر کردم بگذار بهش یک فرصت بدهم، اگر جواب نداد، همیشه میتوانم به طراحی گرافیک برگردم. فکر کنم سال 2005 بود. خیلی نگذشته بود که شغل تصویرسازی "تقلب دلپذیر" را گرفتم و آن خیلی در پیشروی من سازگار بود.

اولین بار کی خودتان را نویسنده/تصویرگر دانستید؟

تصویرسازی، احتمالا وقتی که کتاب­های تقلب منتشر شد و اولین نامه­هایم را از بچه­ها گرفتم که گفته بودند چقدر تصاویر را دوست داشتند و چقدر میخواهند وقتی بزرگ شدند این کار را انجام دهند. لحظه­ی خوبی در زندگی­ام بود. به خصوص اینکه وقتی جوان بودم به کارهای تصویرسازی فکر میکردم، اما اگر اینترنت و توییتر و... نداشته باشید، آنگاه به سختی میتوان از کار دیگران قدردانی کرد.

سخت ترین قسمت نوشتن/ تصویرسازی یک کتاب چیست؟

داشتن یک ایده ی مناسب و باور همیشگی به آن در تمام طول فرآیند آن.

در حال حاضر در حال نوشتن/ کار روی کدام کتاب هستید؟

دارم روی چهار ایده­ی مختلف کتاب مصور کار میکنم که هر کدام در مراحل مختلفی از روند طولانی تکمیل هستند و یک فرم طولانیاز ادبیات داستانی نوجوانان که در حال حاضر در یک سوم راه آن هستم.

من دارم یک نسخه کتاب الکترونیکی انیمیشن از کتاب جک و سایه­ی شگفت انگیزش درست میکنم که چیزی بیشتر از آنچه که پیش بینی کرده بودم زمان می­برد! همچنین دارم چند پروژه­ی انیمیشن انجام میدهم تا کتاب­های آینده­ای که روی آنها کار میکنم را ترویج دهم.

هیچ توصیه ای برای نویسندگان/تصویرگران دیگر دارید؟

اگر کاری را دوست دارید، انجامش دهید، هیچ چیز بزرگی نیست که به شما بگویم و واقعا کمک کند، چون شرایط هر کس متفاوت است. اما اگر قرار باشد یک توصیه­ی کلی بکنم، این است که باید تا جایی که می­توانید بنویسید/طراحی کنید، تا مرحله­ی بعد تمرین کنید و به افکار هوشیارانه توجهی نکنید.

یاد بگیرید تا جایی که میتوانید نسبت به کار خودتان واقع­گرا باشید، وقتی چیزی واقعا خوب نیست یا تا آن حد که میشد باشد، نیست، از قدردانی نترسید. مودب و دلپذیر باشید، کار و بودجه را سر وقت برسانید، و اگر به هر دلیل نمیتوانید، هر چه زودتر به اشخاص مربوه بگویید!

در نهایت و مهمتر از همه، هیچ وقت کاری که میکنید را با کاری که دیگران میکنند مقایسه نکنید، چون هیچ هدفی ندارد! من عاشق این عبارت هستم که 'مقايسه، دزد شادی است' این واقعا حقیقت دارد و من مدام باید این را به خودم یادآوری کنم. تا زمانی که برای پیشرفت تلاش کنید، واقعا اهمیتی ندارد که بقیه چه کار میکنند.

_________________________________________________________________________________________________________

یادداشت منتشر شده در سایت مدیکال فالوئرز درباره کتاب جک و سایه شگفت انگیزش

 

جک و سایه ­ی شگفت انگیزش نوشته­ ی تام پرسیوال - بررسی کتاب

 

چند هفته پیش ما تماسی از آنووابوکز داشتیم که پرسیده بود آیا من و اتان علاق­مند به بررسی کتابی از تام پرسیوال هستیم یا خیر. بودیم؟ البته!

من و اتان عاشق خواندن هستیم. از وقتی کوچک بود برای او میخواندم و او همیشه هنگام خواب کتاب دارد- حدود سه کتاب طولانی که  از آنجا که او کوچک بود من به او خوانده و او همیشه است کتاب در خواب – این روزها حدود سه کتاب طولانی است که با یک "داستان متمایل" شروع میشود. یکی از چیزهایی که درمورد وبلاگ نویس بودن دوست دارم، فرصت بررسی کتاب­های کودکان است. اینکه میتوانم کتاب جدیدی را به اتان معرفی کنم را دوست دارم، آنها برای من پاداش بزرکی هستند و این برای ما پدر و مادرها دوست داشتنی است که کتابهای متنوعی برای خواندن برای او داشته باشیم!

زمانی که عنوان این کتاب را دیدم، می­دانستم که این کاملا مناسب اتان خواهد بود. او به تازگی خیلی به سایه­ها علاقه­مند شده است- به عنوان مثال پیاده روی امروز ما به مهدکودک تمام مدت با صحبت درمورد سایه­ها گذشت. چرا آنها وجود دارند، چرا جایشان را عوض میکنند، آیا اگر کسی به آنها ضربه بزند آسیب میبینند (هاها! 3 سالش است!!).

جک (شخصیت اصلی در این کتاب) پسر کوچکی با یک سایه­ی جادویی است. آنها بهترین دوست هم هستند و همیشه همه کار را با هم انجام می­دهند. سایه­ی جک شخصیتی کاملا گستاخ دارد و یک روز او از رفتار "بیشرمانه"­اش فراتر می­رود. در نتیجه، جک و سایه­اش مشاجره میکنند. این کتاب، داستانی دوست داشتنی است که با تخیل کودکان شما ارتباط برقرار میکند، ایده­هایی درباره­ی اینکه وقتی ما به سایه­ها نگاه نمیکنیم، آنها چه کار میکنند و اینکه دعوا کردن با کسی که دوستش دارید چگونه است، کشف میکند. همانطور که انتظار دارید، جک و سایه­اش تا انتهای کتاب آشتی میکنند- در غیر این صورت ای برای کتاب کودک بودن کمی غم انگیز و سخت بود!

به محض این که این کتاب با پست رسید، آن را به اتان نشان دادم و تصویرسازی­های آن فورا نظر او را جلب کرد! آن روز قبل از اینکه بخوابیم، من کتاب را 3 بار خواندم! او نشست و با دقت گوش داد و داستان او را علاقه­ مند کرد.

از نظر شخصی، تصاویر این کتاب را دوست دارم. شخصیت­ها با آن موهای روشن واقعا جالب هستند- گاهی اوقات آنها را به عنوان مادری دوست دارم که اغلب موهایش را رنگ میکند! داستان نکته­ی اخاقی دارد اما خیی مستقیم نیست و ایده­ی سایه­ی جادویی تخیل کودکان شما را جذب میکند. تا جایی که ما میدانیم، یک شوخی دلچسب است.

 _________________________________________________________________________________________________________