بخرید و 800 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

ایلا نگهبان باغ وحش

وقتی شیرها و پلنگ ها  از گرسنگی نعره می کشند، اسبم می ترسد. می خواهد من را از زمین بیندازد و فرار کند. محکم یالش را گرفته ام زمین نخورم . پدرم گوشت هایی را که از رئیسش گرفته پشت دوچرخه اش گذاشته .

Give a Name

8,000 تومان

موجود

افزودن به لیست دلخواه

99 قلم

91
786008025191
1395
اول
زهرا فرشاد
رقعی
تالیفی
10+ سال

آرام رکاب می زند. سرباز دشمن را می بینم . سر تفنگش را به سمت پدرم گرفته و می خواهد او را بکشد. پایم را به پلوی اسبم می زنم .اسبم با سرعت به شمت دشمن می دود.پاهایش را در هوا تکان می دهد. سرباز دشمن روی زمین می افتد. تفنگش ار از روی زمین بر می دارم .پدر فریاد می زند: "آفرین ایلیا، امونشون نده"