بخرید و 1,000 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

ایوان منحصر به فرد

کتاب ایوان منحصر به فرد برنده‌ی مدال نیوبری سال 2013 است. و مناسب برای بالای 11 ساله هاست.
«ایوان منحصر به فرد» به عنوان صد و سی و چهارمین کتاب از مجموعه «رمان نوجوان» انتشارات افق به چاپ رسیده است و «کیوان عبیدی آشتیانی» مترجمش، آن را به تمام انسان‌هایی که خودشان را مالک مطلق زمین نمی‌دانند، دخترش و گوریلی به نام ایوان تقدیم کرده است.

Give a Name

10,000 تومان

موجود

افزودن به لیست دلخواه

99 قلم

248 صفحه
9789643699833
1392
کاترین اپلگیت
کیوان عبیدی آشتیانی
رقعی
ترجمه داستان های انگلیسی
بالای 11 سال

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این رمان مصور که بر پایه ی یک داستان واقعی نوشته شده داستانی است درباره ی دوستی، هنر و امید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

«کاترین اپلگیت» نویسنده‌ی این کتاب، در سال 1956 در آمریکا متولد شده است. آثار این نویسنده کودک و نوجوان بارها مورد قدردانی قرار گرفته و تاکنون 35 میلیون نسخه از کتاب‌های مجموعه Animorphs که با همراهی همسرش نوشته، در جهان منتشر شده است.
 
«ایوان منحصر به فرد» به عنوان صد و سی و چهارمین کتاب از مجموعه «رمان نوجوان» انتشارات افق به چاپ رسیده است و «کیوان عبیدی آشتیانی» مترجمش، آن را به تمام انسان‌هایی که خودشان را مالک مطلق زمین نمی‌دانند، دخترش و گوریلی به نام ایوان تقدیم کرده است.

رمان «ایوان منحصربه‌فرد» درباره‌ی گوریل آرامی است که به ندرت از چیزی ناراحت می‌شود. او در یک مرکز تفریحی بازی‌های ویدیوئی زندگی می‌کند. ایوان خاطره‌ای از گذشته‌اش ندارد و در حال زندگی می‌کند. او عاشق نقاشی کشیدن است و به چیزی جز هنر فکر نمی‌کند. زندگی ایوان به همین روال طی می‌شود تا این که روبی،‌ یک بچه فیل، وارد داستان می‌شود و ایوان می‌تواند زندگی را از دریچه چشم‌های روبی ببیند. ورود روبی به قصه، به معنی شروع تغییر است؛ تغییر برای زندگی بهتر.

ایوان در کودکی از کنگو محل تولدش در آفریقا به آمریکا آورده شده است. خواهر دوقلوی ایوان در مسیر این سفر می‌میرد و ایوان، 27 سال تنها در یک قفس زندگی می‌کند. ایوان کودکی‌اش را در یک خانه میان آدم‌ها می‌گذراند اما وقتی بزرگ و کنترل‌نشدنی می‌شود، به جایی شبیه سیرک منتقل می‌شود. خانم اپلگیت درباره داستان کتاب «ایوان منحصر به فرد» گفته این داستان را براساس زندگی واقعی یک میمون نوشته است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بخشی از رمان «ایوان منحصربه‌فرد»

توی قفسم دراز می‌کشم. باب روی شکمم می‌خوابد. هر دو جولیا را تماشا می‌کنیم که مشق‌هاش را می‌نویسد. به نظر نمی‌آید این کار را دوست داشته باشد، چون بیشتر از همیشه آه می‌کشد. دوباره، برای بار صدم، شاید هم هزارم، به تکه‌ی گمشده در نقاشی‌ام فکر می‌کنم. و برای بار صدم، شاید هم هزارم، به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسم

«جورج با جاروش از کنارمان رد می‌شود. جولیا می‌گوید: «بابا، می‌شود یک چیزی بپرسم؟» جورج جمله‌ی او را تصحیح می‌کند: «ممکن است؟ درستش این است، حالا بپرس.» جولیا نگاهی به کاغذش می‌اندازد: «چه فرقی هست بین ناظم و نظام؟» جورج لبخندی می‌زند و می‌گوید: «اولی یعنی کسی که توی مدرسه مواظب رفتار بچه‌هاست مثل خانم گارسیا. دومی یک جور عقیده است و غلط یا درست بودن یک کار را نشان می‌دهد؛ مثلا طبق نظامی که من بهش اعتقاد دارم، اجازه ندارم به جای دخترم مشق‌هاش را بنویسم.
جولیا ناله‌ای می‌کند: «من می‌خواهم وقتی بزرگ شدم هنرمند بشوم، پس چه فرقی می‌کند ناظم و نظام را غلط بنویسم؟» جورج می‌خندد و به راهش ادامه می‌دهد... »

این کتاب برنده ی مدال نیوبری ۲۰۱۳ یکی از معتبرترین جایزه های ادبیات کودک شده است و از آن به عنوان کلاسیک های ادبیات کودک نام برده می شود که همانند داستان «کارتونک شارلوت» کودکان در هر دوره ای از خواندن آن لذت خواهند برد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با «کاترین اپلگیت» نویسنده کتاب «ایوان منحصربه‌فرد» اشنا شوید

مصاحبه با کاترین اپلگیت:

کاترین اپلگیت، در پرفروشترین سری­اش، حیوان شناسی، نوجوانان را با قابلیتی آشنا میکند تا هر حیوانی که میخواهند بشناسند. او یک داستان حیواناتمتفاوت را در "ایوانیکه و تنها" (هارپر) ارائه می دهد.رمان بر زندگییک گوریل نقره­ایواقعیمتولد آفریقا است که به مدت 27 سال به عنوان جاذبه، در بازار سیرک تاکوما، واش، در یکجعبه شیشه­ای زندگی؛ قبل از اینکه به باغ وحش آتلانتا، که هنوز هم ساکن همانجاست،منتقل شود.داستان ایوان، در رسانه­ها سر و صدایی به راه انداخت و توجه­ها را به اپلگیت جلب کرد، که در مورد اینکه رمانش چگونه شکل گرفت، صحبت میکند.

اولین بار چطور درباره­ی مخمصه­­ی ایوان شنیدید؟

در روزنامه­ی نیویورک تایمزیکمطلب مورد ایوانخواندم، تقریبا 20 سال پیش بود—همان روزهایی که روزنامه­ها واقعا از کاغذ درست می­شدند. این قبل از زمانی بود که ایوان به باغ وحش آتلانتا برود،که فکر می­کنم سال 1994 بود. پس من آن مطلب را بریدم و آن را در یک جعبه با یک میلیونایدهدیگر انداختم.

داستان ایوان چه چیزی داشت که شما را جذب کرد؟

از نظر من داستان زندگی او بسیار دلخراش بود، و من تا چند سال آن را در رسانه­ها دنبال کردم، و منتظر بودم ببینم چه اتفاقی افتاد. ایوان 27 سال تمام در بازار جدا افتاده بود، و مردم در نهایت شروع به درک این موضوع کردند که حیوانات در اسارت، نیاز به حضور هم­نوعان خود دارند. اما ایوان فورا آزاد نشد. یک محاکمه­ی طولانی برگزار شد و در نهایت اعتراض پرشور مردم، از جمله بسیاری از بچه های کوچککه نامه­هایتاثیرگذاری را نوشته بودند، اتفاق افتاد. او سرانجام به باغ وحش آتلانتا منتقل شد، که دارای بیشترین جمعیت گوریل در این کشور بود.

چه زمانی تصمیم گرفتید که علاقه­تان به ایوان را به رمان تبدیل کنید؟

شاید پنج سال پیش بود. من شروع به نوشتن رمان­هایمعمولی برای آنههوپ، ویراستارم من در هارپر کالینز کرده بودم. اما مدام خواسم پرت ایوان می­شد—آنقدر که ذهنم را درگیر کرد. و آنه که به طرز شگفت­انگیزی صبور بود، گفت: "چرا ادامه نمی­دی و اول کتاب ایوان رو نمی­نویسی؟" پس من هم این کار را کردم.

کتاب به سرعت جا افتاد؟

خب، برای من مدتی طول کشید تا بفهمم چطور این کار را انجام دهم. من باید تصمیممیگرفتم که قرار است یکنوشته­ی روزنامه­ای بنویسم یایا فانتزی حیواناتنه. در نهایت،گذاشتمایوان خودش داستان را تعریف کند، و از داستان واقعی خود به عنوان نقطه حرکتاستفاده کردم. من فکر می کنم که این بهترین روش برای ابداع یکداستان برای او بود.

صدای ایوان کیفیتینازک و شاعرانه دارد. آیا رسیدن به صدای او کار آسانی بود؟

هنگامی که فهمیدم قرار است با کتاب تا کجاها بروم، صدای او به راحتیپیش آمده بود. گوریل­هاشایدبه خاطر اندامشان وحشتناک به نظر برسند، اما آنها واقعا با شکوه و بسیار آرام هستند. می­خواستم صدای او آرامشی را که من از گوریل­ها می­دانم را منتقل کند. و من تمایل به نوشتن قطعه­های کوتاه و مختصر دارم—به انتهای تالار موسیقیکه بر خلافسمفونیپایان چیزهاست، تکیه میدهم. من متوجه شدم که صدای ایوان،همخوانی خوبی برای من دارد. او گوریل چند کلمه است.

حرف از کلمات شد، در جایی از رمان، ایوان که گاهی او فراموش کند کیست و نمی­داند انسان است یا گوریل و اگرچه انسان­ها کلماتی بیشتر از آنچه واقعا نیاز است،دارد، بیان میکند "هنوز، آنها هیچ کلمه ای برای آنچه که من هستم ندارند." آیا از نظر شمادرگیری­های ایوانبا هویتش موضوع اصلی رمان است؟

قطعا. در واقع من فکر می کنم اگر شما به دنبال یک جمله باشید که چکیده­ی کتاب را بگوید این جمله کاملا مناسب است. من از اینکه حیوانات را در اسارت ببینم متنفرم—یااینکه فیل­های سیرکرا در خیابان­ها مشاهده کنم. وقتی حیواناتدر قفس هستند، هویتشان را از دست می­دهند. البته باغ وحش­ها راه حل مناسبی نیستند، اما این چیزی است که با آن کنار آمده­ایم. خوشبختانه، باغ وحشی که ایوان به آنجا رفت، مکان شگفت انگیزی است —اماحتی ایده آل نیست.

آیا در پروسه­ی نوشتن ایوان یکه و تنها از باغ وحش آتلانتا دیدن کردید؟

در حقیقتبله. روز بارانی و سردی بود و ایوانبسیار مخالف هوای سرد است. هرچه باشد او در آفریقا متولد شده است. من با دخترم در باران ایستادم، و امیدوار بودم که ایوانبیرون بیاید و بتوانیم نگاهش را ببینیم. بسیاری از گوریل­هایدیگراین کار را کردند، اما ایوان هرگز. اما تا حدودی فکر می­کنم که بالاخره پس از تمام آن سال­ها وقتی که او نمی­توانست، حالامیتواند کمی زندگی خود را کنترل کند.که یک جورایی خیلی خوب است.

بچه­ها از داستان ایوان باد چه یاد بگیرند؟

امیدوارمبفهمند که صادق بودن با خود در شرایط ترسناک و تنهایی،شجاعت زیادی را میخواهد، و متوجه شوند که ایوانجایی را پیداکرد که به او تعلق دارد. در طول سال­ها،نگرش نسبت به حیوانات اسیربه طرز خوبی تغییر کرده است، اما تغییر کندی بوده است، و موقعیت برخی از حیوانات،قلب منرا می­شکند. در پایان روز، دوست دارم ببینم که دیگر کودکانبرای رفتن به سیرکبه پدر و مادرشان التماس نمی­کنند. این من را خیلی خوشحال میکند.

آیا شمااین رمان رااز نظر موضوع و سبک نوشتن به عنوان نقطه­ی عطف برایخودتانمی­بینید؟

من میگویم آن در برخی از احساسات با حیوان شناسی تشابه دارد. در آن کتابها،من کشف میکردم که حس حیوانات را داشتن چکونه است،پس در آن سطح همان چیز را هدایت می کردم. از لحاظ سبک نگارش، این رمان بیشتر شبیه به خانه­ی شجاع (فیول و دوستان، 2007) شباهت داردکه از دیدگاه پناهندگان سودان نوشتم است.

آیا در آینده حیوانات بیشتری درکتاب هایتان وجود خواهد داشت؟

دقیقا! در حال حاضر دارم رمانی را از دیدگاهیک سگ می­نویسم. اینیکی از همان رمان­هایی است که به خاطر ایوان رها کردم. این هم یک فانتزیحیواناتمتوسط دیگری است.

به نظر می رسد شما با این ژانر کاملا راحت هستید.

بله، من عاشق این کتا­ب­ها هستم. من با بارها خواندن کتاب­ "تار عنکبوت شارلوت" و تمام نوشته­های جین کریگهد جورج بزرگ شده­ام. من عاشق هر کتابی بودم که درمورد حیواناتبود. شایدبلاخرهبه عنوان یک نویسندهجاییرا پیدا کرد­ه­ام که در آن شادترینباشم. این برای من بیست سال زمان برد. شاید من کندآموز هستم؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با «کیوان عبیدی آشتیانی» مترجم خوب ادبیات کودک و نوجوان بیشتر آشنا شوید:

کیوان عبیدی آشتیانی متولد ۲ دی ماه سال ۱۳۳۵در تهران است. او دانش آموخته ی رشته‌ ی مدیریت بازرگانی از دانشگاه علامه‌ی طباطبایی است.

آشتیانی سال هاست که در زمینه‌ی بررسی ادبیات کودکان و نوجوانان با شورای کتاب کودک همکاری می کند. او کار ترجمه‌ی ادبیات نوجوانان را از سال ۱۳۷۹ شروع کرده است و تاکنون جوایزی را نیز دریافت کرده است. "بخشنده" اثر لوییس لوری تقدیر شده از سوی نشریه ی سلام بچه ها به انتخاب بچه ها، "پرنیان و پسرک" اثر لوییس لوری، برنده ی جایزه ی کتاب فصل، زمستان ۱۳۸۶ و منتخب شوری كتاب كودك به عنوان كتاب وي‍ژه سال ۱۳۸۶۶ و هم چنين جهت فهرست افتخار IBBY، "با کفش های دیگران راه برو" اثر شارون کریچ، برنده ی جايزه پروين اعتصامی ۱۳۸۷، "هنری و بیزوس" اثر بورلی کلیيری، "كلبه ی هنری" اثر بورلی كلييری، "رقص روی لبه" اثر هان نولان، "ببرخيزان" اثر كيت دی كاميلو آثاری است که از این مترجم تاکنون منتشر شده است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یادداشت منتشر شده در خبرگزاری ایبنا درباره کتاب «ایوان منحصربه‌فرد»

«ایوان منحصر به فرد» به عنوان صد و سی و چهارمین کتاب از مجموعه «رمان نوجوان» انتشارات افق به چاپ رسیده است و کیوان عبیدی آشتیانی مترجمش، آن را به تمام انسان‌هایی که خودشان را مالک مطلق زمین نمی‌دانند، دخترش و گوریلی به نام ایوان تقدیم کرده است. 

رمان «ایوان منحصر به فرد» درباره گوریل آرامی است که به ندرت از چیزی ناراحت می‌شود. او در یک مرکز تفریحی بازی‌های ویدیوئی زندگی می‌کند. ایوان خاطره‌ای از گذشته‌اش ندارد و در حال زندگی می‌کند. او عاشق نقاشی کشیدن است و به چیزی جز هنر فکر نمی‌کند. زندگی ایوان به همین روال طی می‌شود تا این که روبی،‌ یک بچه فیل، وارد داستان می‌شود و ایوان می‌تواند زندگی را از دریچه چشم‌های روبی ببیند. ورود روبی به قصه، به معنی شروع تغییر است؛ تغییر برای زندگی بهتر. 

ایوان در کودکی از کنگو محل تولدش در آفریقا به آمریکا آورده شده است. خواهر دوقلوی ایوان در مسیر این سفر می‌میرد و ایوان، 27 سال تنها در یک قفس زندگی می‌کند. ایوان کودکی‌اش را در یک خانه میان آدم‌ها می‌گذراند اما وقتی بزرگ و کنترل‌نشدنی می‌شود، به جایی شبیه سیرک منتقل می‌شود. خانم اپلگیت درباره داستان کتاب «ایوان منحصر به فرد» گفته این داستان را براساس زندگی واقعی یک میمون نوشته است. 

در قسمتی از این رمان می‌خوانیم: 
جورج با جاروش از کنارمان رد می‌شود. جولیا می‌گوید: «بابا، می‌شود یک چیزی بپرسم؟» جورج جمله‌ی او را تصحیح می‌کند: «ممکن است؟ درستش این است، حالا بپرس.» جولیا نگاهی به کاغذش می‌اندازد: «چه فرقی هست بین ناظم و نظام؟» جورج لبخندی می‌زند و می‌گوید: «اولی یعنی کسی که توی مدرسه مواظب رفتار بچه‌هاست مثل خانم گارسیا. دومی یک جور عقیده است و غلط یا درست بودن یک کار را نشان می‌دهد؛ مثلا طبق نظامی که من بهش اعتقاد دارم، اجازه ندارم به جای دخترم مشق‌هاش را بنویسم.» 

جولیا ناله‌ای می‌کند: «من می‌خواهم وقتی بزرگ شدم هنرمند بشوم، پس چه فرقی می‌کند ناظم و نظام را غلط بنویسم؟» جورج می‌خندد و به راهش ادامه می‌دهد...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یادداشت فریبا دیندار درباره کتاب «ایوان منحصر به فرد»

*فراموش کردن خوب است یا بد؟

مگر می‌شود کسی گذشته‌اش را فراموش کند و به یاد نیاورد؟ پاسخ این است: بله! می‌شود. چرا نشود؟ فراموش کردن گاهی وقت‌ها ارادی‌ست و گاهی وقت‌ها غیر ارادی. اما وقت‌هایی در زندگی هست که آدم خودش را مجبور به فراموشی می‌کند تا بتواند با شرایط، بهتر کنار بیاید.

«ایوان» هم از گذشته‌اش هیچ چیز به خاطر نمی‌آورد. این‌که خودش باعث شده همه چیز را فراموش کند یا شرایط مجبورش کرده، خودش هم نمی‌داند. ما هم نمی‌دانیم. فقط همین را می‌دانیم که او چیزی از گذشته به خاطر ندارد و شاید همین «به  خاطر نیاوردن» است که به او کمک کرده شرایط سخت جدید را بپذیرد و با آن کنار بیاید. همین که یادش نیست پیش از این چه زندگی‌ خوبی داشته و با چه کسانی زندگی می‌کرده.

یادم رفت زودتر از این‌ها، ایوان را معرفی کنم. «ایوان» گوریل آرامی است که به ندرت از چیزی ناراحت می‌شود. او در یک مرکز تفریحی بازی‌های ویدیویی زندگی می‌کند. ایوان خاطره‌ای از گذشته‌اش ندارد و در حال زندگی می‌کند. شاید اگر چیزی از گذشته به خاطر می‌آورد خیلی چیزها فرق می‌کردند.

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*سنگ صبور

بعضی وقت‌ها تنها راه حل برای کنار آمدن با شرایط جدید، فراموش کردن گذشته و شرایط قبلی‌ست؛ و بعضی وقت‌ها صبوری. ایوان گوریلی‌ست که بدون این‌که کسی به او فراموش کردن یا صبور بودن را یاد بدهد، صبور است. او در صفحه‌ی 11 کتاب درباره «صبر» می‌گوید:

« سال‌های زیادی گذشته و طی این سال‌ها زبان انسان‌ها را یاد گرفته‌ام، اما حرف‌هاشان را نمی‌فهمم.

آدم‌ها زیاد حرف می‌زنند، مثل شامپانزه از خودشان صدا در می‌آورند و دنیا را پر می‌کنند از صدا، حتی وقت‌هایی که حرفی برای گفتن ندارند.

خیلی طول کشید تا توانستم صداهاشان را با هم ترکیب کنم و کلمه‌هایی از توی آن‌ها بیرون بکشمم. اما من صبور بودم.

برای یک میمون بهترین راه صبور بودن است.

گوریل‌ها مثل سنگ صبورند، اما آدم‌ها، نه خیلی.»

تعجب نکنید. این حرف ها را ایوان می‌گوید. او با تمام گوریل‌هایی که تا به حال دیده‌اید فرق دارد. آنقدر فرق دارد که می‌تواند داستان زندگی خودش را روایت کند. این سطرهایی هم که خواندید بخشی از داستانی‌ست که او روایت می‌کند. ایوان با داستان زندگی‌اش به ما صبور بودن یاد می‌دهد. باور نمی‌کنید؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*جادوی خطوط و رنگ‌ها

ایوان بعد از این که از خانواده‌اش جدا و به یک مرکز تفریحی منتقل شده، به شدت احساس تنهایی می‌کند و طی یک اتفاق با وسایلی مثل مداد رنگی و کاغذ آشنا می‌شود. ایوان بدون این‌که حتی خودش هم بداند و آگاه باشد «نقاشی کشیدن» را برای ابراز احساسات و عواطف، تخلیه‌ی غم‌ها و شادی‌هایش انتخاب می‌کند. او شب و روز نقاشی می‌کشد و سعی می‌کند ناراحتی و خوشحالی‌اش را روی کاغذ بیاورد. هر چند که نقاشی‌هایش چیزی جز چند خط خطی ساده نیستند. اما همین خط خطی‌های ساده است که به قیمت بالایی فروش می‌رود و باعث می‌شود همه‌ی بازدیدکننده‌ها ایوان را به عنوان یک گوریل منحصر به فرد یاد کنند. بله! او با تمام گوریل‌های دنیا فرق دارد، صبور و مهربان است، نقاشی می‌کشد و به فکر کمک کردن به دوستانش است.

 

*در هیچ شرایطی نباید آرزوها را فراموش کرد

گاهی، وقتی در شرایط سخت و دشوار قرار می‌گیری، همه چیز را فراموش می‌کنی. فراموش می‌کنی که زندگی قرار نیست همیشه به یک شکل بماند. باور نمی‌کنی که قرار است روزهای خوب هم از راه برسند. دور آرزوهایت یک خط قرمز می‌کشی و دست از تلاش برمی‌داری. «ایوان» با این که سال‌هاست در یک قفس شیشه‌ای زندگی‌ می‌کند، آرزوهایش را فراموش نکرده است. او هنوز امید دارد که روزی به جنگل برگردد و همراه با گوریل‌های دیگر زندگی طبیعی خودش را دنبال کند، علاوه بر این‌ها او کنار آرزو‌های خودش، آرزوی دوستانش را هم گنجانده است. باب (یک سگ کوچک)، استلا (یک فیل بزرگ) و روبی (یک بچه فیل) دوستان ایوان هستند. ایوان به آرزوهای آن‌ها هم فکرمی‌کند و در فکر کمک و نجات آن‌ها است.

در صفحه‌ی 77 کتاب می‌خوانیم:

« روبی کلی سوال می‌پرسد. می‌گوید: «ایوان، چرا شکمت انقدر بزرگ است؟»

«تا حالا یک زرافه‌ی سبز دیده‌ای؟» و «می‌توانی یکی از آن ابرهای صورتی که آدم‌ها می‌خورند بهم بدهی؟»

می‌پرسد: «این چیه روی دیوارت؟» براش توضیح می‌دهم که این جنگل است. می‌گوید اما گل‌هاش بو ندارند، آبشارش آب ندارد و درخت‌هاش بی‌ریشه‌اند.

می‌گویم: «می‌دانم.این یک اثر هنری است، یک نقاشی که با رنگ درست شده.»

می‌پرسد: «می‌دانی چطور باید یک اثر هنری درست کرد؟»

می‌گویم: «بله.» و سینه‌ام را جلو می‌دهم، البته فقط کمی. «من یک هنرمندم. عاشق نقاشی کشیدنم.»

می‌پرسد: «چرا عاشق نقاشی کشیدنی؟»

مکث می‌کنم. تا حالا با هیچ‌کس دراین باره حرفی نزده‌ام.«وقتی نقاشی می‌کنم...از درون آرام می‌شوم.»

روبی اخم می‌کند:«آرام بودن که خیلی کسل کننده است.»

ـ نه همیشه.

با خرطومش پشتش را می‌خاراند:‌« خب حالا چی‌ می‌کشی؟»

ـ بیشتر موز. چیزهایی که توی قلمروام هستند. نقاشی‌های قاب‌دارم را دانه‌ای بیست و پنج دلار در فروشگاه هدایا می‌فروشند.

روبی می‌پرسد:« قاب چیه؟ دلار چیه؟ فروشگاه هدایا چیه؟»

چشم‌هام را می‌بندم:‌« کمی خوابم می‌آید، روبی.»

می‌پرسد: «تاحالا پشت کامیون نشسته‌ای؟»

جواب نمی‌دهم.

می‌پرسد: «باب نمی‌تواند پرواز کند؟»

خاطره‌ای از ذهنم می‌گذرد. یاد پدرم می‌افتم. یادم می‌آید وقتی خواب بود و یواش یواش خر خر می‌کرد، هر حقه‌ای می‌زدم تا بیدارش کنم.

حالا می‌فهمم احتمالا او هم خواب نبوده است.»

 

*دست‌های مهربان نامریی

بعضی‌ها خیال می‌کنند کمک کردن به دیگران یعنی «رقیب ساختن» برای خود. بعضی‌ها هم خیال می‌کنند اگر به دیگران کمک کنند راه موفقیت یا نجات پیدا کردن خودشان را سد می‌کنند. اما یک وقت‌هایی در زندگی هست که تنها با کمک کردن به دیگران موفق می‌شوی یا از شرایط سخت نجات پیدا می‌کنی. یعنی چه؟ یعنی این‌که وقتی دستت را دراز می‌کنی برای گرفتن دست کسی، دست‌هایی به سویت بلند می‌شوند برای کمک کردن به تو. باور نمی‌کنید؟ اگر باور نمی‌کنید کافی‌ست پای حرف‌های ایوان بنشینید. ایوان بدون این که از این چیزها آگاه باشد، بدون این‌که کسی این‌ حرف‌ها را به او گفته باشد، در فکر کمک کردن به دوستان و نجات دادن آن‌ها از آن قفس‌های تنگ و مصنوعی‌ست. او به خودش و استلا ( فیل بزرگ) قول داده است که روبی ( فیل کوچک داستان) را نجات بدهد و با این که خودش در یک قفس شیشه‌ای زندانی‌ست، برای نجات روبی تمام تلاشش را می‌کند. در پی تلاش برای نجات روبی‌ست که آدم‌هایی پیدا می‌شوند تا خود «ایوان» را هم از آن مرکز تفریحی و قفس شیشه‌ای و زندگی مصنوعی نجات دهند. ایوان از کمک کردن به دیگران نمی‌ترسد. از موفقیت و نجات دوستانش اندوهگین نمی‌شود. او تمام تلاشش را برای خوب بودن می‌کند. او یک گوریل مهربان است.

برای این که حرف‌های من را بهتر متوجه بشوید، برای این که مطمین شوید الکی به به و چه چه نمی‌کنم و الکی به ایوان نمی‌گویند «گوریل منحصر به فرد» باید داستانش را بخوانید. باید پای حرف‌های یک گوریل و تلاش‌اش برای نجات خود و دوستانش از یک زندگی مصنوعی و رسیدن به یک زندگی طبیعی، بنشینید.

فکر کرده‌اید «ایوان منحصر به فرد» الکی جایزه‌ی جان نیوبری (یکی از معتبرترین جایزه‌های جهانی ادبیات کودک) را از آن خودش کرده است؟ شرط می‌بندم شما هم به اندازه‌ی من از خواندن این کتاب لذت ببرید.