بخرید و 1,500 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

چشم شب

سوگل دروغ‌های کوچکی می‌گوید و تنها آرزویش این است که کسی از دست کسی ناراحت نباشد. او نصفه‌شب یک گودال می‌کند و باید تصمیم بگیرد که گودال و آن‌چه را که درونش هست با خاک پُر کند یا نه.

تولید کننده
هوپا لوگوی تولید کننده

96 قلم

206
9786008025351
1395
اول
مریم عزیزی
بالای 10 سال

سوگل حواسش جمع بود و می‌دانست که قرار نیست به کسی یا چیزی بپیوندد. او فقط باید از این مه عبور می‌کرد و سمت دیگرش به ماکارا و نگهبان دشت و نون‌قندی می‌رسید. اولش توی مه یک‌عالمه درخت پر برگ دید و بعد بین درخت‌ها و شاخه‌هایشان سایه‌هایی دید که کمرنگ‌تر از درخت‌ها بودند. سایه‌ها شکل‌های مختلفی داشتند. بعضی‌هایشان شبیه آدم‌ها یا دیگر حیوانات بودند و بعضی‌ها هم شبیه موجودات دیگری که نمی‌شناختشان.