بخرید و 1,800 تومان تخفیف در خرید بعدی دریافت کنید !

ترانه های توکانا ( ماه نوش و صورتک های آسمانی 2)

با ماهنوش و صورتک‌های آسمانی نه تنها با تمام صورت‌های فلکی آشنا می شوید و قصه‌های کهنی را که درباره‌شان گفته شده، می‌خوانید، بلکه داستانی می‌خوانید سراسر رنگ و بو سرشار از شکوه زندگی. قصه‌ی دخترک نابینایی که به آسمان می‌رود تا اهالی عجیب و غریب آن‌جا را از بلایی که گریبانشان را گرفته، نجات دهد.
 این رمان دو جلدی است.

Give a Name

18,000 تومان

موجود

افزودن به لیست دلخواه

95 قلم

283 صفحه
9786008025429
1395
اول
مریا یزدانی
رقعی
بالای 10 سال

پیرزن درِ قابلمه را برداشت. در کاسه‌ای که از یک جمجمه ساخته شده بود، چند ملاقه آش کشید و با یک کاسه ترشی جلوی ماه‌نوش گذاشت و گفت: «آشِ‌جلبک پختم. هوم! چه بویی داره! این هم ترشی بچه‌موشه. خودم درستش کردم! ترد و رسیده است!» و ادامه داد: «بخور تا یه‌کم جون بگیری! نگاش کن! یه‌ذره گوشت به تنش نیست.»
خودش هم آش کشید و ملچ و مولوچ کُنان آن را خورد. تقویمش را نگاه کرد و گفت: «امروز سه‌شنبه است؟ باید به تله‌هام سر بزنم. خیلی‌وقته هیچ‌چیز درست‌وحسابی گیر من و جوجو نیومده! آشِ‌جلبک خیلی به مزاجم نمی‌سازه. دکترها می گن خرگوش برای دست‌و‌پام خوبه. اما این دُم‌بریده‌ها که دُم به تله نمی‌دن!» بعد، همان‌طور که دماغش را خالی می‌کرد، گفت: «چشم‌های من هم کم‌سو شده! تیرهام دیگه درست‌و‌حسابی به جک‌و‌جونورها نمی‌خوره!» به ماه‌نوش نگاه کرد و پرسید: «گفتی چشم‌هات نمی‌بینه؟! هوم؟ دروغ که نگفتی؟! این تمساحه زنده‌زنده قورتت میده‌ها! فهمیدی؟! تا چشم به هم بذاری برمی‌گردم. منتظرم بمون و از روی صندلی تکون نخور!»
… ماه‌نوش از جایش تکان نخورد. احساس این که یک تمساحِ حتماً وحشی در چند‌قدمی مواظبش است، او را در جایش خشکانده بود. ترشی و آش، بوی گند می‌داد. دماغش را سفت گرفته بود و سرفه می‌کرد.

کلمات کلیدی: ترانه- توکا-توکانا- ترانه توکانا-ترانه های تو کانا-ماه نوش-ماهنوش- صورتک-صورت آسمانی-صورتک های آسمانی-ماه- نوش-